تبلیغات
فرهنگ

فرهنگ
اگر شما فرهنگ را هدایت نکنید فرهنگ شما را هدایت می کند 
قالب وبلاگ
جستجوی مطالب وبلاگ
نظر سنجی
قرائت کدامیک از قاریان زیر را بیشتر میپسندید(امکان انتخاب بیش از یک گزینه وجود دارد)











قسم خداوند در قرآن کریم با عبارت (والعصر) حکایتی عجیب دارد. این سوگند توجه آدمی را به نعمتی معطوف می‌دارد که از ارزش والایی برخوردار است. زمان از جمله نعمت‌هایی است که در متون دینی از اهمیت بسیار آن سخن به میان آمده است. خداوند در پرتو نعمت زمان، قابلیت‌های نهفته ای را در طول مدت عمر، برای انسان به ودیعه گذاشته که مدیریت روشمند و بهره برداری صحیح از آن، نقش تعیین کننده ای در اعتلای کیفی سبک زندگی دینی و در نتیجه حیات معقول دارد.آنچه از آیات قرآن کریم برمی آید گویای این است که زمان و عمر آدمی بسیار کوتاه است.این واقعیت مهم را انسان زمانی درک می‌کند که مرگ را از نزدیک ببیند. اینجاست که می‌فهمد، توقفش در این دنیا عصرگاه یا صبحگاهی بیش نبوده و یا احساس می‌کند که تنها ساعتی از روز را در دنیا مانده است. قرآن کریم برای پی بردن ارزش زمان از برخی از اتفاقات رازآلود پس از مرگ پرده برداشته و حال افرادی را حکایت می‌کند که پس از مرگ، خواهان بازگشت دوباره به دنیا و تدارک فرصتی جدید هستند، که با عدم اجابت پروردگار روبه رو می‌شوند.

امام علی (ع) و مدیریت زمان

مدیریت زمان عبارت است از آگاهی به علم و فن و هنر استفاده بهینه از زمان، داشتن دانش و مهارت لازم در این زمینه و انجام کارها و امور به طور اثربخش و به موقع، که برخورداری از آن یکی از کلیدهای موفقیت است. مدیریت زمان یعنی برنامه ریزی، یعنی فراهم کردن نقشه و طرحی مناسب و دقیق برای رسیدن به هدف‌های مورد نظر و از قبل تعیین شده.و در این میان مدیریتی صحیح است که تمام ابعاد وجودی انسان، خواست‌ها و تمایلات مربوط به آن را مورد توجه قرار دهد، امام علی (ع) با توجه به این مساله در باب مدیریت زمان می‌فرمایند: مومن باید شبانه روز خود را به سه قسمت تقسیم کند، زمانى براى نیایش و عبادت پروردگار، و زمانى براى تأمین هزینه زندگى و زمانى براى واداشتن نفس به لذت‌های حلال.

توجه به فرصت‌ها

عمر انسان یکی از فرصت‌های ارزشمندی است که خداوند آن را در اختیار انسان قرار داده تا بدان واسطه، گوهر وجودی خویش را متعالی کند در این میان مغتنم شمردن و از دست ندادن فرصت‌های ویژه حرف اول را می‌زند.
امام علی (ع) دنیای فانی را گذرگاهی موقت معرفی کرده و نهایت استفاده بردن از آن را سفارش کرده و می‌فرمایند: بندگان خدا، هم اکنون عمل کنید، که زبان‌ها آزاد، و بدن‌ها سالم، و اعضا و جوارح آماده اند، و راه بازگشت فراهم، و فرصت زیاد است، پیش از آن که وقت از دست برود، و مرگ فرا رسد.




طبقه بندی: اخلاق،
[ شنبه 27 شهریور 1395 ] [ 11:04 ق.ظ ] [ سید وحید حسینی ]

یکی از مهمترین کارکردهای خانه، تأمین‌ آرامش جسم و تسکین جان اعضای آن است که البته مرهون امنیت همه جانبه‌ این محیط برای اعضاست. این سکونت و امنیت را خداوند به خود نسبت می ‌دهد و می‌‌فرماید: «وَا...ُ جَعَلَ لَكُم مِّن بُیُوتِكُمْ سَكَنًا» (نحل،۸۰)، «خداوند از خانه‌‌های شما محل سکونت و آرامش برایتان قرارداد.»واژه «سکن» به معنای هر چیزی است که انسان به وسیله ‌ آن تسکین یابد.

سلام کنید

«فَإِذَا دَخَلْتُم بُیُوتًا فَسَلِّمُوا عَلَى أَنفُسِكُمْ تَحِیَّهً مِّنْ عِندِ ا...ِ مُبَارَكَهً طَیِّبَهً» (نور،۶۱) در این آیه از قرآن کریم به یکی از آداب قرآنی که باید در هنگام ورود به خانه آن را مورد توجه قرار داد می پردازد و آن هم سلام کردن است.در این آیه بنا به نظر مفسرین مقصود از سلام کردن بر خود، سلام بر اهل خانه است و اگر در این ‌جا نفرمود: بر اهل آن سلام کنید، خواست یگانگی مسلمانان با یکدیگر را برساند؛ چون همه انسانند و خدا همه را از یک مرد و زن خلق کرده است. (طباطبایی، ۱۳۶۳: ج۱۵، ص۲۲۹)

لزوم حفظ حریم خانه

از نظر قرآن، خانه به قدری در مقام و جایگاه بالایی قرار دارد که حفظ حریم آن بر همگان توصیه شده است. خداوند متعال می‌‌فرماید: «یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لَا تَدْخُلُوا بُیُوتًا غَیْرَ بُیُوتِكُمْ حَتَّى تَسْتَأْنِسُوا وَتُسَلِّمُوا» (نور، ۲۷)«تستأنسوا» یعنی «تستأذنوا»؛ گفته شده است که استیناس طلب انس است و به این ‌معنی است که در هیچ خانه‌ ای که ملک شما نیست، وارد نشوید تا مطمئن شوید فردی در آن است و آن‌ گاه اجازه بخواهید.ابن عباس گفت: در آیه تقدیم و تأخر است؛ یعنی «حتی تسلموا و تستأذنوا»، یعنی «حتی تقولوا السلام علیکم، أدخل»؛ سلام مستحب است و استیذان واجب. (میبدی، ۱۳۵۷: ج۶، ص۵۰۹)در آیه ۲۸ از سوره‌ مبارکه ‌ نور نیز، ورود به هرخانه ‌ای مشروط به اجازه یافتن از سوی صاحب خانه شده است: «فَإِن لَّمْ تَجِدُوا فِیهَا أَحَدًا فَلَا تَدْخُلُوهَا حَتَّى یُوْذَنَ لَكُمْ» (نور، ۲۸) «اگر در خانه کسی را نیافتید، تا اجازه دریافت نکرده ‌اید، وارد نشوید.»

از تلاوت قرآن در خانه غفلت نکنید

هر خانه‎ای كه در آن قرآن زیاد تلاوت شود، خیر و بركت آن افزون می‎ گردد و اهل آن در وسعت قرار می ‎گیرند و آن خانه برای اهل آسمان نورافشانی می ‎كند، آن گونه كه ستارگان آسمان برای اهل دنیا نور می‌‎دهند. شایسته است در خانه ‎هایی كه اتاق های متعدد دارد یك اتاق برای نماز، دعا و قرآن خواندن اختصاص یابد و خانواده ‎هایی كه كمبود جا دارند، مكان مشخصی را برای قرائت قرآن و سایر عبادات در نظر گیرند، زیرا شرافت چنین مكان ‎هایی موجب استجابت دعا خواهد شد.

آداب ورود و خروج از خانه

رسول اکرم (ص) فرمود: هر كس وقتی از خانه بیرون رود: «بسم‌ا...» بگوید دو فرشته گویند: هدایت شدى و اگر بگوید: «لا حول و لا قوه الا با...» فرشته‌ها می‌گویند: محفوظ شدى و اگر بگوید: «توكلت على‌ا...» گویند: تو را بس است؛ در این حال شیطان می گوید: من به بنده‌‏اى كه هدایت و محفوظ شده از طرف خداوند است هیچ راهی ندارم. (أمالی الصدوق، ص: ۵۷۹)به امید آنکه با رعایت نکات قرآنی و اخلاقی، خانه‌هایی قرآنی و منوّر به نور قرآن و اهل بیت علیهم‌السلام داشته باشیم.




طبقه بندی: اخلاق،
[ پنجشنبه 31 تیر 1395 ] [ 11:14 ب.ظ ] [ سید وحید حسینی ]

گاه سكوت در جایى كه باید سخن گفت و افشاگرى كرد، مصداق كتمان حق مى‏شود، و این در موردى است كه مردم نیاز شدیدى به درك واقعیتى دارند و دانشمندان آگاه مى‏توانند با بیان حقیقت این نیاز مبرم را برطرف سازند. «كسانى كه آنچه را از دلایل روشن و اسباب هدایت را نازل كرده‏ایم، با آنكه براى مردم در كتاب بیان ساخته‏ایم، كتمان مى‏كنند، خداوند آنها را لعنت مى‏كند و همه لعنت كنندگان نیز آنان را لعن مى‏نمایند.» گرچه روى سخن در این آیه طبق شان نزول، به علماى یهود است، ولى این معنى هرگز مفهوم آیه را كه یك حكم كلى و عمومى درباره كتمان‌كنندگان حق بیان مى‏كند محدود نخواهد كرد. به عبارت دیگر می توان گفت جمله‏ «یَكْتُمُونَ» كه دلالت بر استمرار دارد، شامل تمام كتمان‌كنندگان در طول تاریخ مى‏شود. چنان كه لعنت پروردگار نیز تا ابد ادامه خواهد داشت.آیه شریفه، این افراد را با شدیدترین لحنى مورد سرزنش قرار داده و مى‏فرماید: كسانى كه دلایل روشن و اسباب هدایت را كه نازل كرده‏ایم بعد از بیان آن براى مردم در كتاب آسمانى، كتمان مى‏كنند خدا آنها را لعنت مى‏كند (نه فقط خدا) بلكه همه لعنت‌كنندگان نیز آنها را لعن مى‏كنند.از این آیه به خوبى استفاده مى‏شود كه هم خدا و هم تمامى بندگان خدا و فرشتگان او از این كار بیزارند و به تعبیر دیگر كتمان حق عملى است كه خشم همه طرفداران حق را بر مى‏انگیزد، چه خیانتى از این بالاتر كه دانشمندان، آیات خدا را كه امانت‌هاى او است به خاطر منافع شخصى خویش كتمان كنند و مردم را به گمراهى بكشانند.

مفاسد كتمان حق‏

موضوعى كه از دیر زمان باعث حق‏كشى‏هاى فراوان در جوامع انسانى گردیده و اثرات مرگبار آن تا امروز هم ادامه دارد، مساله كتمان حق است.آیه فوق گرچه در حادثه خاصى نازل شد ولى بدون شك حملات آن متوجه همه كسانى است كه سهمى در این كار دارند.تهدید و مذمتى كه در آیه مورد بحث نسبت به كتمان‌كنندگان حق آمده در قرآن منحصر به فرد است، چرا چنین نباشد؟ مگر نه این است كه این عمل زشت مى‏تواند امت ها و نسل‌هایى را در گمراهى نگهدارد؟ همان‌گونه كه اظهار حق مى‏تواند مایه نجات امت ها شود. انسان فطرتا خواهان حق است و آنها كه حق را كتمان مى‏كنند، در واقع جامعه انسانى را از سیر تكامل فطرى باز مى‏دارند. كتمان حق مسلما منحصر به كتمان آیات خدا و نشانه‏هاى نبوت نیست، بلكه اخفاى هر چیزى كه مردم را مى‏تواند به واقعیتى برساند در مفهوم وسیع این كلمه درج است.حتى گاه سكوت در جایى كه باید سخن گفت و افشاگرى كرد، مصداق كتمان حق مى‏شود، و این در موردى است كه مردم نیاز شدیدى به درك واقعیتى دارند و دانشمندان آگاه مى‏توانند با بیان حقیقت این نیاز مبرم را برطرف سازند.به تعبیر دیگر افشا كردن حقایق در مسائل مورد ابتلاى مردم، مشروط به سوال نیست. به خصوص اینكه قرآن تنها از مساله كتمان سخن نمى‏گوید، بلكه بیان و تبیین حقایق را نیز لازم مى‏شمرد. قرآن مجید مى‏گوید: خداوند از كسانى كه كتاب آسمانى به آنها داده شده پیمان گرفته است كه آن را حتما براى مردم بیان كنید و كتمان ننمائید (آل عمران- ۱۸۷).این نكته نیز قابل توجه است كه گاه سرگرم ساختن خلق خدا به مسائل جزئى و فرعى كه سبب شود مسائل اصلى و حیاتى را فراموش كنند نیز نوعى كتمان حق است و اگر فرضا تعبیر كتمان حق شامل آن نشود بدون شك ملاك و فلسفه تحریم كتمان حق در آن وجود دارد.

كتمان حق در روایات

در احادیث اسلامى نیز شدیدترین حملات متوجه دانشمندان كتمان كننده حقایق شده، از جمله پیامبر گرامى اسلام (ص) مى‏فرماید: هرگاه از دانشمندى چیزى را كه مى‏داند سوال كنند و او كتمان نماید، روز قیامت افسارى از آتش بر دهان او مى‏زنند! (مجمع البیان ذیل آیه مورد بحث)در حدیث دیگرى مى‏خوانیم كه از امام على (ع) پرسیدند: بدترین خلق خدا بعد از ابلیس و فرعون... كیست؟ امام(ع) در پاسخ فرمود: : آنها دانشمندان فاسدند كه باطل را اظهار و حق را كتمان مى‏كنند و همان ها هستند كه خداوند بزرگ درباره آنها فرموده: لعن خدا و لعن همه لعنت كنندگان بر آنها خواهد بود (احتجاج طبرسى (مطابق نقل نور الثقلین ج ۳ ص ۱۳۹).

لعن چیست؟

لعن در اصل به معنى طرد و دور ساختنى است كه آمیخته با خشم و غضب باشد، بنابراین لعن از ناحیه خداوند یعنى دور ساختن كسى را از رحمت خویش و از تمام مواهب و بركاتى كه از ناحیه او به بندگان مى‏رسد و اینكه بعضى از بزرگان اهل لغت گفته‏اند لعن در آخرت به معنى عذاب و عقوبت و در دنیا به معنى سلب توفیق است. در واقع از قبیل بیان مصداق مى‏باشد، نه اینكه مفهوم لعن منحصر به این دو موضوع گردد.واژه «اللاعنون (لعن كنندگان)» معنى وسیعى دارد كه نه تنها فرشتگان و مومنان را شامل مى‏شود، بلكه علاوه بر آن، هر موجودى كه با زبان حال یا قال، سخنى مى‏گوید، او هم در این مفهوم وسیع داخل است، بخصوص اینكه در پاره‏اى از روایات مى‏خوانیم كه (مثلا) دعاى خیر و استغفار همه موجودات زمین و آسمان حتى ماهیان دریا شامل حال طالبان علم و دانش است.جایى كه آنها براى دانش طلبان استغفار كنند، براى كتمان كنندگان دانش لعن خواهند كرد!

پیام‏های آیه

۱ـ ظلم فرهنگى، بدترین ظلم‏هاست كه لعنت خالق و مخلوق را به دنبال دارد. «یَكْتُمُونَ»، «یَلْعَنُهُمُ اللَهُ وَ یَلْعَنُهُمُ اللَاعِنُونَ».۲ـ كتمان حق ممنوع است، چه كتمان معجزات و دلایل حقانیت باشد «الْبَیِناتِ» و چه كتمان رهنمودها و ارشادات. «الْهُدى‏».۳ـ كتمان حق، بزرگترین گناهان است. چون مانع هدایت مردم و باعث باقى ماندن نسل‏ها در گمراهى است. «یَلْعَنُهُمُ اللَهُ».۴ـ كتمان حق، ظلم به دین خدا و حق مردم نسبت به هدایت یافتن است. لذا كتمان كنندگان حق را، خدا و مردم لعنت مى‏كنند. «یَلْعَنُهُمُ اللَهُ وَ یَلْعَنُهُمُ اللَاعِنُونَ» ۵ـ نفرین و لعنت مردم، موثر است و باید از اهرم نفرت مردم براى نهى از منكر استفاده نمود «یَلْعَنُهُمُ اللَاعِنُونَ».




طبقه بندی: اخلاق،
[ دوشنبه 27 اردیبهشت 1395 ] [ 11:55 ق.ظ ] [ سید وحید حسینی ]
اگر هر روز مروری بر صفحه حوادث رسانه‌های کشور داشته باشیم، تقریباً روزی نخواهد بود که خبری از قتل و یا تجاوز در میان اخبار صفحه حوادث رسانه‌ها نباشد. اما اخیراً قتل «ستایش قریشی»، دختر شش‌ساله افغان در ورامین بازتاب‌ گسترده‌ای در فضای مجازی داشته است. ستایش که برای خرید بستنی از خانه خارج شده بود، دیگر هرگز به خانه برنگشت تا اینکه به‌گفته دایی ستایش٬ با تماس ماموران کلانتری، والدین برای شناسایی فرزندشان به پزشکی قانونی فراخوانده شده‌‌اند.

به گزارش آفتاب، براساس آنچه که در رسانه‌ها منتشر شده است، قاتل پس از  قتل ستایش٬ در تلاشی ناموفق برای از بین‌بردن جنازه وی، از دوستش کمک می‌خواهد اما دوست وی، ماجرا را به پدر خود می‌گوید و پدر نیز به پلیس خبر می‌دهد که در نهایت منجر به بازداشت قاتل و یافتن جسد ستایش می‌شود.

انتشار این خبر تلخ در فضای مجازی با واکنش‌های گسترد‌ه‌ای از سوی مردم و مسئولان مواجه شده است. واکنش‌هایی که یکصدا ضمن محکوم کردن این حادثه، خواستار بررسی سریع پرونده شده‌اند. 

مسئولان و نمایندگان مجلس نیز ضمن محکوم‌کردن این حادثه و دادن اطمینان‌خاطر مبنی بر اینکه «دستگاه قضا تفاوتی در احقاق حقوق اتباع بیگانه قایل نخواهد بود»، معتقدند که "نباید بروز چنین حادثه‌ای زمینه‌ساز سیاه‌نمایی و فضا‌سازی علیه کشور" و "دستاویز اظهارنظرهای غیرمنطقی" شود.
 
دستگاه قضا برای اتباع بیگانه تفاوتی قائل نخواهد شد

حمیدرضا طباطبایی نائینی نایب رئیس کمیسیون قضایی و حقوقی مجلس شورای اسلامی در خصوص اتفاق مذکور به خانه‌ملت گفته است: از نظر قوانین جزایی ایران، هر حادثه در محدوده سرزمینی چه در مورد اتباع ایرانی یا افغانی رخ دهد به یک شکل و کاملا عادلانه رسیدگی می‌شود و برای اتباع بیگانه تفاوتی قائل نخواهیم شد.

 وی همچنین افزوده است: سال‌هاست که میلیون‌ها تبعه افغان در کشور ایران و در کنار مردم ما زندگی می‌کنند که ترغیب و تمایل به زندگی در ایران بین اتباع افغانی هم نشان از برخورد محترمانه ایرانیان و ارائه کار و تحصیل به آنها دارد، این برخورد منشا دینی و اخلاقی و حس انسان دوستی بین ایرانیان نسبت به افغانیان را به اثبات می‌رساند. نایب رئیس کمیسیون قضایی و حقوقی مجلس نهم ضمن بیان اینکه جامعه‌شهری و حاشیه‌نشینی مشکلات خاص خود را دارد؛ یادآور شد: متاسفانه این حادثه رخ داده اما این اطمینان داده می‌شود که مشکل به سرعت و با دقت رسیدگی خواهد شد.
 
برخورداری اتباع افغانی از خدمات ایران به میزان امکانات کشور

ایرج عبدی عضو کمیسیون اجتماعی مجلس شورای اسلامی نیز در واکنش به حادثه قتل ستایش دختر شش ساله افغانی به دست پسر ایرانی گفته است: بیش از بیست سال است که مهاجران افغانی به عنوان برادران شیعه و هم مذهب در کنار مردم ما زندگی کرده و تداوم زندگی این افراد در ایران نشان از رضایت آنها دارد. ازدواج اتباع افغانی با ایرانیان و ادامه تحصیل در مدارس و دانشگاه‌های مختلف ایران هم مشخص کرده که تلاش شده تا جایی که امکانات اجازه داده خدمات آموزشی ورفاهی به اتباع افغانی ارائه شود. در کمیسیون‌های تخصصی مجلس نهم بارها قوانین بررسی شده تا گرفتاری اتباع افغانی به حداقل ممکن برسد، امکان بروز این اتفاقات در هر کشوری وجود دارد لذا نباید اینگونه برداشت شود که این کودک چون تبعه افغانی بوده، مورد آزار و اذیت قرار گرفته است. پیش از این اتفاقاتی در کشور رخ داده که یک تبعه افغانی سبب مرگ یا آزار و اذیت تبعه ایرانی شده بنابراین این حوادث نباید به کشور تعمیم داده شود در حقیقت اگر خدمات خوب کشور ما به افغانی‌ها نبود گستردگی و افزایش جمعیت مهاجران افغانی در ایران اتفاق نمی‌افتاد.
 
 ایران تنها خانه امن مهاجرین افغانی

سید حسین نقوی حسینی نماینده مردم ورامین، پیشوا و قرچک در مجلس شورای اسلامی هم معتقد است: همه جهانیان به ویژه ملت‌ افغانستان به خوبی می‌دانند که در زمان بحران و جنگ داخلی این کشور و در دوران تهاجم شوروی سابق به افعانستان، تنها ایران در منطقه به یاری مردم این کشور شتافت و به آنها امنیت بخشید و از ورودشان به ایران استقبال کرد... ایران تنها خانه امن مهاجران افغانی در سال‌های اخیر و بوده است... لذا هیچ‌کس نمی‌تواند با دروغ‌پردازی علیه جمهوری اسلامی ایران فضاسازی کند. قتل دختر شش ساله افغانی اتفاق ناگواری است اما نباید این اتفاق را به ملیت خاصی منتسب کرد، چراکه ملیت در این حادثه نقشی ندارد و ممکن است این حادثه برای ملیت ایرانی هم رخ دهد همانگونه که در کشورهای دیگر صدها مورد از این حوادث رخ داده است.ریشه این اتفاقات را باید در مسائل فرهنگی، اقتصادی، اجتماعی و تاثیرات مخرب رسانه‌های مجازی و ماهواره جستجو کرد، کسانی که امروز طبل تفرقه می‌کوبند افرادی هستند که با برنامه‌های مستهجن ماهواره‌ای سبب از هم پاشیده شدن خانواده‌ها و انحراف جوانان شدند.

به گزارش آفتاب، با این حال پدر ستایش که یک کارگر است٬ درخواست «قصاص» قاتل را کرده و  گفته است «مسئولان در حال رسیدگی به پرونده قتل دخترم هستند، این جرم پنهانی نیست و از آنها می‌خواهم حکم خدا و قرآن را اجرا و قاتل دخترم را قصاص کنند.»

ورود استانداری تهران به پرونده

سیدحسین هاشمی، استاندار تهران نیز در جمع خبرنگاران و در واکنش به موضوع قتل دختر 6 ساله افغان در ورامین گفت: مسئولان ذیربط در طی پیگیری‌های لازم برای کسب راز این جنایت هستند و امیدواریم سرمنشاء این جنایت به سزای اعمال خود برسند. وی با ابراز تأثر از این حادثه تلخ گفت: همکاران ما به خانواده این دختر 6 ساله سر زده و با آنان ابراز همدردی کردند که تا حدود زیادی این رسیدگی و پیگیری آرامبخش بوده است. به خانواده مقتول قول داده شده که پیگیری‌های لازم و هر چه سریعتر انجام شود؛ مردم نیز می‌توانند در رسیدگی و کشف این جنایت هولناک هرگونه کمکی را به دستگاه‌های امنیتی و اطلاعاتی استان انجام دهند...مردم اطمینان داشته باشند در مورد پرونده هیچ کوتاهی صورت نخواهد گرفت.

توضیحات پلیس

سرهنگ عبدالرضا ناظری، فرمانده انتظامی شرق استان تهران نیز با تشریح جزییاتی از حادثه قتل دخترک افغان در ورامین به خبرگزاری ایسنا گفته است: در تاریخ 22 فروردین‌ماه امسال یک مورد مفقودی به پلیس اطلاع داده شد که بلافاصله با توجه به حساسیت موجود، تیمی ویژه از زبده‌ترین کارآگاهان پلیس آگاهی شرق استان تهران رسیدگی به موضوع را در دستورکار قرار دادند.

وی با بیان اینکه ماموران پلیس در کوتاه‌ترین زمان با انجام تحقیقاتی تخصصی به سرنخ‌هایی از این پرونده رسیدند، گفت: فردای روز شکایت یعنی در تاریخ 23 فروردین‌ماه یعنی در زمانی کمتر از 24 ساعت، همکاران من در پلیس آگاهی موفق به شناسایی قاتل شده و این فرد را که پسری 17 ساله بود و محصل دستگیر و به مقر پلیس منتقل کردند.

فرمانده انتظامی شرق استان تهران با بیان اینکه متهم در مقر پلیس به قتل این دختربچه 6 ساله اعتراف کرد، افزود: پس از تشکیل پرونده بلافاصله پرونده متشکله به مرجع قضایی تحویل داده شد و در حال حاضر رسیدگی به این پرونده در دستگاه قضا در حال انجام است. شایعات مختلفی در این زمینه در فضای مجازی منتشر شد که برخی از آنها صحت نداشت.

وی درباره اینکه آیا این پسربچه اقدام به ربودن دخترک شش ساله کرده بود، گفت: در تحقیقات پلیس مشخص شد که خانواده این فرد در همسایگی آنها بوده و با یکدیگر رفت و آمد داشته‌اند.

فرمانده انتظامی شرق استان تهران با اشاره به جدیت پلیس گفت: پس از حادثه از خانواده این دختربچه دلجویی شد و البته در همان زمان اعلام گزارش نیز ما به خانواده این فرد قول دادیم که این دختربچه را همچون فرزند خودمان می‌دانیم با جدیت تمام برای رسیدگی به این پرونده اقدام خواهیم کرد که خوشبختانه پلیس موفق به کشف جرم در کوتاه‌ترین زمان ممکن شد اما این حادثه برای ما بسیار تلخ بود و ای کاش هیچ‌گاه چنین حادثه‌ای رخ نمی‌داد.

ناظری با تاکید بر اینکه پلیس خواهان اشد مجازات برای این فرد است، اظهار کرد: برای پلیس تابعیت افراد اهمیتی نداشته و زمانی که یک جرم رخ می‌دهد حتما با عاملان آن برخورد خواهیم کرد. کما اینکه در این پرونده همین اتفاق افتاد.فرمانده انتظامی شرق استان تهران ابراز امیدواری کرد که با همکاری خوبی که دستگاه قضایی داشته است، رسیدگی به این پرونده به سرعت ادامه یابد.



طبقه بندی: اخلاق، زنان، فرهنگی، اجتماعی،
[ شنبه 4 اردیبهشت 1395 ] [ 12:29 ب.ظ ] [ سید وحید حسینی ]

توكل، همان دلبستگی و اعتماد كامل به پروردگار است كه پس از كمال معرفت حاصل می‌شود، زیرا آدمی هر اندازه خدا را بهتر بشناسد و از قدرت و حكمت او بیشتر آگاه شود، توكل و دلبستگی او به آن ذات بی‌همتا بیشتر می‌شود. همچنین، توكل آن است كه از آنچه در دست مردم است، مأیوس باشی. پس هرگاه بنده به چنین معرفتی دست یابد، كارش را تنها برای خدا انجام می‌دهد و جز خدا در كسی امید نمی‌بندد. پس، این است معنای توكل. این معنا از توكل آثاری با خود به همراه دارد كه می‌توان به موارد زیر اشاره كرد:

۱) آرامش روحی و روانی: از میان آن كسان كه پس از زخم ‏خوردن باز هم فرمان خدا و رسولش را اجابت كردند، آنان كه نیكوكار باشند و از خداى بترسند، پاداشی بزرگ دارند (آل عمران ۱۷۲). آن مومنانی كه وقتی مردم (منافق) به آنها گفتند لشكری بسیار علیه شما مومنان فراهم شده، از آنها بترسید، و این سخن بر ایمانشان بیفزود و گفتند: خدا ما را بسنده است و چه نیكو یاورى است (آل عمران ۱۷۳).

۲) از دیگر آثار آن می‌توان به افزایش انگیزه و حركت و تحرك اشاره كرد؛ زیرا شخصی كه خداوند خالق و پروردگار هستی را به عنوان تكیه‌گاه و پشتوانه خویش می‌بیند، بی‌هیچ ترسی از آینده و نرسیدن به مقصد و مقصود و اندوهی از گذشته گام برمی‌دارد و می‌داند كه به هدف خواهد رسید و اگر به ظاهر به امری نرسید در حقیقت به چیز دیگری دست یافته كه از مقصد و مقصود مهم‌تر است و آن ارتباط تنگاتنگ با خدا و تقرب و نزدیكی به اوست. از این رو اشخاص متوكل، دارای اعتماد به نفس بیشتر برای اقدام و كار هستند و هرگز خسته نمی‌شوند و از راهی كه می‌روند بازنمی‌گردند و كوتاه نمی‌آیند (اعراف آیات ۸۸ و ۸۹ و یونس آیات ۸۴ و ۸۶). در سوره اعراف خداوند حضرت شعیب و پیروان ایشان را به صبر و استقامت در راه خدا و در برابر كافران دعوت می‌كند. بنابراین استقامت و پایداری در برابر مخالفت‌ها و سختی‌ها امری طبیعی در این دسته از انسان‌هاست.

۳) از صفات ایشان می‌توان به پایداری اشاره كرد، به گونه‌ای كه در برابر شكست‌ها كوتاه نمی‌آیند و هرگاه دچار شكستی شدند با گام‌های استوارتر حركت خویش را از سر می‌گیرند (آل عمران آیات ۱۲۱ و ۱۲۲ و ۱۷۲ و ۱۷۳).

۴) آنان در كارهای خویش از امدادهای غیبی خداوند بهره‌مند می‌شوند و خداوند از جایی كه امید و روزنه‌ای به آن نبود به ایشان یاری می‌رساند (آل‌عمران آیه ۱۶۰ و مائده آیه ۱۱ و انفال آیات ۶۲ و ۶۴).

۵) انسان متوكل از فضل خدا و محبت او بهره‌مند می‌شود و چون كارهایش مبتنی بر خلوص و اخلاص و وجه الهی است، رضایت و خشنودی خدا را نیز به دست می‌آورد.

۶) در هر حال، پیروزی از آن او خواهد بود، چه به ظاهر شكست بخورد و چه پیروز شود چون به رضای خدا عمل كرده است و لذا موفق و پیروز خواهد بود (آل عمران آیات ۱۲۲ و ۱۲۳ و انفال آیات ۴۸ و ۴۹).

۷) از دیگر آثار توكل و اعتماد به نفس اسلامی و قرآنی می‌توان به شجاعت و شهامت در برابر مخالفان و دشمنان (یونس آیات ۷۱ و ۸۳)، صبر در برابر شكست‌ها و اذیت و آزار‌ها و مقاومت‌ها اشاره کرد.

۸) سلامت روحی و روانی و جانی در دنیا و آخرت (آل عمران آیات ۱۷۳ و ۱۷۴) و برخورداری از روحیه بالا (آل عمران آیه ۱۲۲) از موارد دیگر است؛ زیرا خداوند را كفیل خود می‌داند و همه امور خویش از ریز و درشت را به او تفویض و واگذار كرده است (آل‌عمران آیه ۱۷۳) ابراهیم آیه ۱۲ و نحل آیات ۴۱ و ۴۲).

از امام رضا (ع) پرسیدند: حد توكل چیست؟ حضرت فرمودند: اینكه با وجود خدا از هیچ كس نترسی (جهاد النفس، ح ۲۹۲). این‌گونه است كه در پناه خداوند از مصونیت خاصی برخوردار می‌شود و هرگز آسیبی از سوی دشمان انسی و جنی به وی نمی‌رسد و از ضرر و زیان وآسیب‌های شیطان در امان و محفوظ می‌ماند (حجر آیه ۶۵ و نحل آیات ۹۸ و ۹۹) و اینكه: «هر كه بر خداوند توكل كند، خداوند ـ به تنهایی ـ او را بس است» (طلاق: ۳).

حقیقت توكل

حقیقت امر در مساله توكل، این است كه به كرسى نشستن اراده انسان و دست یافتن به هدف و مقصد در این عالم (كه عالم ماده است) احتیاج به اسبابى طبیعى و اسبابى روحى دارد و چنان نیست كه اسباب طبیعى تمام تاثیر را داشته باشد، پس اگر انسان بخواهد وارد در امرى شود كه بسیار مورد اهتمام او است و همه اسباب طبیعى آن را كه آن امر نیازمند به آن اسباب است فراهم كند و با این حال به هدف خود نرسد، قطعا اسباب روحى و معنوى (كه گفتیم دخالت دارند) تمام نبوده و همین تمام نبودن آن اسباب نگذاشته است كه وى به هدف خود برسد، مثلا اراده‌‏اش سست بوده، یا مى‌‏ترسیده یا اندوه و غم مانعش شده یا شدت عمل یا حرص یا سفاهت به خرج داده یا سوءظن داشته یا چیز دیگرى از این قبیل مانع به هدف رسیدنش شده است و این‌گونه امور بسیار مهم و عمومى است و اگر همین انسان در هنگام ورود در آن امر، به خدا توكل كند در حقیقت به سببى متصل شده كه شكست‏‌ناپذیر است، سببى است فوق هر سبب دیگر و در نتیجه تمسك به چنین سببى، اراده‏اش نیز قوى مى‏‌شود، دیگر هیچ یك از اسباب ناسازگار روحى، بر اراده او غالب نمى‌آید و همین است موفقیت و سعادت (ترجمه المیزان، ج‏۴، ص: ۱۰۲).




طبقه بندی: اخلاق،
[ چهارشنبه 25 فروردین 1395 ] [ 02:48 ب.ظ ] [ سید وحید حسینی ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

تعداد کل صفحات : 28 :: 1 2 3 4 5 6 7 ...

درباره وبلاگ

از میان مقولاتی مانند فرهنگ، امنیت، اقتصاد و سیاست، کدامیک اولویت دارد؟ برای جامعه ای که قرار است با نظام حکومتی دینی اداره شود بسیار مهم است. این پاسخ است که می تواند نقشه راه را برای هر حکومتی ترسیم کند و البته برای یک نظام اسلامی نقش و اهمیت بیشتری دارد.
بدون آنکه با بررسی تعاریف گوناگون فرهنگ وقت گذرانی کنیم، مستقیماً به سراغ نقش فرهنگ در زندگی فردی و اجتماعی می رویم. در این وادی، مجموعه بینش ها و کنش ها را می توان فرهنگ نامید، مجموعه ای که بستری می شود برای رشد آگاهی عمومی و التزام عملی آحاد مردم به مقررات اجتماعی.

با این تعریف، راحت می توان گفت فرهنگ برای جامعه همانند خونی است که در رگ های بدن جریان دارد. همانگونه که خون، اندام ها را به تحرک وامی دارد و چگونگی خون در چگونگی کارکرد بدن نقش مستقیم دارد، فرهنگ نیز اندام های جامعه را به تحرک وامیدارد و ضعف و قوت آن در ضعف و قوت اقتصاد، امنیت، سیاست و اخلاق جامعه اثرگذار است. بدین ترتیب، پاسخ سؤال مورد نظر اینست که فرهنگ باید در اولویت باشد.

هدف از آوردن این مقدمه، یادآوری این واقعیت تلخ است که جامعه اسلامی و انقلابی ما علیرغم اینکه از یک نظام حکومتی دینی برخوردار است، متأسفانه هیچگاه برای فرهنگ اولویت قائل نشده و مقوله فرهنگ همواره مورد غفلت بوده است. از صبح پیروزی انقلاب اسلامی، تعابیری مانند "انقلاب ارزش ها" و "انقلاب فرهنگی" از زبان امام و سایر بزرگان در توصیف انقلاب اسلامی شنیده ایم، اما هرگز در عمل برای مقوله "فرهنگ" اولویت قائل نشده ایم. اگر فرهنگ در اولویت قرار گیرد، اقتصادی سالم، امنیتی پایدار و سیاستی مبتنی بر اصول خواهیم داشت. زیرا فرهنگ برای سایر مقولات بسترسازی می کند و راه را برای جریان یافتن سالم آنها هموار می نماید.

شاید در قالب دیگری بتوان یک جامعه با فرهنگ را جامعه ای مقرراتی، قانون گرا و اخلاق مدار معرفی کرد. به عبارت روشن تر، اگر مردم یک جامعه با فرهنگ باشند، در برخوردهای اقتصادی بر مبنای قانون و اخلاق عمل می کنند و مفاسد اخلاقی از آن جامعه رخت برمی بندد، در بخش های امنیت و سیاست نیز همه چیز برمبنای صداقت به پیش خواهد رفت و همواره اخلاق، محور رفتارها خواهد بود. قضاوت نیز از فرهنگ تأثیر می گیرد و در یک جامعه با فرهنگ علاوه بر اینکه قضات، وظیفه قانونی خود را به درستی انجام می دهند، اصولاً خصومت ها کاهش می یابد و حتی خود مردم بدون نیاز به دستگاه قضائی به رفع خصومت اقدام می کنند.

بعد از پیروزی انقلاب اسلامی، متأسفانه هیچگاه فرهنگ در اولویت نبوده و دولت ها به سایر مقولات بیشتر توجه کردند. بعضی دولت ها به دلیل درگیر بودن با جنگ و بازسازی، فرصت و امکان توجه جدی به فرهنگ را نداشتند و بعضی دیگر به ویژه در سال های اخیر، بداخلاقی را جایگزین اخلاق و فرهنگ کردند و به همین جهت، بی قانونی، مفاسد اقتصادی و تفرقه و بی اعتمادی نسبت به همدیگر در جامعه افزایش یافته است. آنچه از اینها نگران کننده تر است، سوءاستفاده معاندان از فضای پدید آمده است که در قالب های مختلف بی بندوباری، پشت پا زدن به احکام دینی و زیر پا گذاشتن قوانین و مقررات جلوه گر می شود.

در بررسی عوامل پدید آمدن این وضعیت، علاوه بر اولویت قائل نشدن برای فرهنگ، ضعف سکان داران فرهنگ کشور را نیز باید عامل مهمی دانست. سوگمندانه باید اعتراف نمائیم که متولیان بخش های فرهنگی کشور عموماً از ضعیف ترین ها انتخاب شده اند. شاید دخالت داشتن گرایش های سیاسی و فقدان نگاه اولویت بخشی به فرهنگ از عوامل اصلی گماردن ضعفا بر عرصه فرهنگ باشد. فرهنگ اگر قرار باشد در اولویت قرار بگیرد، باید حداقل دو اقدام جدی صورت بگیرد؛ یکی تخصیص بودجه کافی و دیگری، که مهم تر است، گماردن متولیان قوی.

ضعف متولیان فرهنگ موجب می شود به امتیازخواهان باج و امتیاز بدهند و این اقدام را برای خود یک وجه مثبت به حساب آورند. در بخش هنر نیز متولیان ضعیف، بدون برنامه پیش می روند و هرگز به نقطه مطلوب نمی رسند. در بخش کتاب، یک روز ممیزی را لازم و ضروری می دانند، یک روز آن را رد می کنند و روز دیگر دچار بلاتکلیفی می شوند. جلب همکاران قوی چیزی است که هرگز نمی توان از متولیان ضعیف فرهنگ انتظار داشت. افراد ضعیف، در مقابل کسانی یا مجموعه هائی که می خواهند عوامل خود را به آنها تحمیل کنند منفعل می شوند و قدرت و جسارت "نه" گفتن به آنها را ندارند. اینها بخشی از عوارضی هستند که از ضعف مدیریت های فرهنگی ناشی می شوند و به فرهنگ کشور ضربه می زنند.

تعدد دستگاه هائی که خود را متولی فرهنگ می دانند نیز از مشکلات بخش فرهنگی و از عوامل رکود و گاهی عقبگرد فرهنگی است. فرهنگ در کشور ما فرماندهی واحدی ندارد و همین امر موجب دوباره کاری ها، خنثی کردن کار همدیگر و صرف بودجه های کلان بدون دستاورد قابل توجه می شود. این ضعف، بارها به مسئولان نظام یادآوری شده ولی نه تنها برطرف نگردیده بلکه همچنان شاهد افزوده شدن بر تعداد متولیان فرهنگی هستیم.

رسانه ملی، که رساترین صدا برای اشاعه فرهنگ می تواند باشد، در مواردی نقش خنثی کننده دستاوردهای فرهنگی را ایفا می کند. برخورد متولیان فرهنگی کشور با مطبوعات و سایر رسانه های نوشتاری، چه از نظر مادی و چه از نظر حمایت های معنوی نه تنها ضعیف بلکه بازدارنده است. تبعیض در پرداخت یارانه های قانونی و برخوردهای سیاسی و سلیقه ای با رسانه های مکتوب، زمینه ای برای رشد این رسانه ها باقی نگذاشته است. کوتاهی در انجام وظیفه قانونی که برخورد متولیان فرهنگی با مطبوعات بداخلاق، اتهام پراکن و قانون شکن را مقرر می دارد، یکی دیگر از عوارض ضعف مدیران فرهنگی است که موجب وارد شدن لطمات شدیدی به فرهنگ کشور شده است.

راه حل این مشکلات و آنچه موجب تقویت فرهنگ خواهد شد، عبارتند از تجمیع مراکز متعدد فرهنگی، ایجاد وحدت رویه در برخوردهای فرهنگی، بالا رفتن حساسیت مسئولین نظام نسبت به فرهنگ، اولویت بخشیدن به مقوله فرهنگ به عنوان اصل و پایه سایر مقولات و سپردن بخش فرهنگی به افراد قوی، مستقل و شجاع. اما آیا گوش شنوائی وجود دارد که این مرثیه را بشنود و آیا اراده قاطعی وجود دارد که درصدد نجات دادن فرهنگ از مظلومیت و انزوا باشد؟

برای ارتباط با ما جهت امور قرانی با این شماره تماس حاصل فرمایید:09131266381
سید وحید حسینی
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
كل مطالب : عدد