تبلیغات
فرهنگ

فرهنگ
اگر شما فرهنگ را هدایت نکنید فرهنگ شما را هدایت می کند 
قالب وبلاگ
جستجوی مطالب وبلاگ
نظر سنجی
قرائت کدامیک از قاریان زیر را بیشتر میپسندید(امکان انتخاب بیش از یک گزینه وجود دارد)











یکی از چیزهایی که خانواده راتحت تاثیر منفی خود قرار می‌دهد، خلق و خوی افسرده است که می‌تواند آسایش دیگران را مختل کند، پس اگر افسرده هستید برای تغییر رفتار خودتان اقدام کنید.افسردگی شدید را باید جدی گرفت. افسردگی شدید یعنی بی اشتهایی، بی حالی، بی تفاوتی و ناامیدی؛ در این وضعیت فرد مدت مدیدی خلق درستی ندارد: گریه می‌کند، در جمع ظاهر نمی‌شود، حساس است، بی تفاوت است، منفی باف است و.... متاسفانه این افراد به دنبال درمان نمی‌روند، در حالی که افسردگی یکی از درمان پذیر ترین بیماری‌هاست. اگر افسردگی‌تان شدید است بدون فوت وقت به روانپزشک مراجعه کنید. این نوع افسردگی احتمالا علل ارثی، هورمونی و شیمیایی دارد که با حوادث و افکار بد و هرگونه تنش فعال می‌شود. در غیر این صورت می‌توانید از روش‌های خود امدادی استفاده کنید:

رفتار

با افزایش تفریح، اجتناب از موقعیت‌های ناراحت کننده، استراحت، ورزش، توقف فکر، کاهش نگرانی‌ها، جبران خطاها وجلب حمایت می‌توانید افسردگی را از خود دور کنید.

مشاهده

آدم‌های افسرده دوست دارند وقایع را منفی ببینند. به خلق خود از یک تا ده نمره بدهید و دفتری برای ثبت وقایع مثبت و منفی روزمره داشته باشید. باید هر اتفاق مثبت را هر چند که بسیار هم کوچک باشد ثبت کنید. باید دوباره دیدن زیبایی را یاد گرفت. مسائل عادی مثل یک استکان چای، قدم زدن، کتاب خواندن، تماشای بچه‌هایی که در راه مدرسه هستند، خرید، دیدن همسایه‌ها، تلفن به یک دوست، اظهار نظر و... هم حتی نباید از قلم بیفتد. بعد از یک هفته نمره‌هایی که به خودتان داده اید و تعداد وقایع مثبت را در یک نمودار رسم کنید. ببینید خُلقتان چه قدر با کم و زیاد شدن وقایع مثبت بالا و پایین می‌رود. این کار نوع ساده ای از تجزیه و تحلیل رفتار است.

گام به گام حرکت کنید

باید برنامه داشت، باید هدف واقعی داشت. چند برنامه را برای اجرا در نظر بگیرید. رژیم غذایی، افزایش حضور بین مردم، دقیق‌تر نوشتن دفتر خاطرات روزانه و... بعد هر هدف را به اهداف کوچک‌تر تقسیم کنید که در عرض یک روز یا کمتر میسر می‌شوند.

ارزیابی

به این شیوه می‌توانید نقشتان را در موفقیت مشخص کنید و در شکست کاهش دهید: یک واقعیت مهم را که اخیرا رخ داده توضیح دهید. نقش دیگران، شانس یا سرنوشت در این ماجرا چه قدر بوده است؟ مسئولیت شما در این اتفاق چیست؟(تلاش، مهارت، توانایی، تجربه، ظاهر و...)به این نتیجه خواهید رسید که هوش، شخصیت و مهارت‌های تان مسئول وقایع مثبت هستند.

تقویت

بعضی فکر می‌کنند که دادن پاداش به خود،خود خواهی و خود ستایی است. این افکار مانع استفاده از ابزارهای ارزشمند مثل تقویت خود و تمجید از خود می‌شوند. پیشنهاد می‌شود فهرستی از صفات مثبت خود را بنویسید.

اقدام کنید

از خانه بیرون بزنید و کارهای مفید بکنید. به پیشرفت خود جایزه بدهید، به نحوه انجام هر کار و لذت حاصل از آن نمره بدهید. زندگی از آنی که فکر می‌کنیم جالب‌تر است. خودتان را وادار به فعالیت کنید.

دوری از موقعیت‌های ناخوشایند

روابط بین آدم‌ها روی افسردگی بسیار موثر است. غالبا افسردگی بعد از انزوا و تنهایی به وجود می‌آید، پس تا می‌توانید از این حالت‌ها دوری کنید.

محیط را عوض کنید

شرایط کار، روابط خانوادگی، روابط تنش زا و... خُلق انسان‌ها آیینه محیط شان است.

افکار منفی را کاهش دهید

این افکار مشخصه بیماران افسرده است: سختگیری، (من واقعا گند می‌زنم) منفی باف(من خوب شدنی نیستم)، عزت نفس پایین(من یعنی شکست) و نا امیدی(هیچ کاری نمی‌توانم بکنم).باید از توقف فکر، افکار متضاد و تنبیه استفاده کرد یا افکار غمناک را به زمان یا مکان خاصی محدود کرد. افکار مثبت را افزایش دهید: رضایت از زندگی(زندگی چیز شگفت انگیزی است)تمجید از خود(من آدم متفکری هستم) مثبت گرایی(همه چیز درست می‌شود) اعتماد به نفس(خودم مشکل را حل می‌کنم). این‌ها باید جزئی از فکر شما بشوند.




طبقه بندی: اخلاق،
[ چهارشنبه 4 بهمن 1396 ] [ 07:53 ب.ظ ] [ سید وحید حسینی ]

در رفتار با دیگران هر قدر انسان دارای «صفای باطن و رفتار نیکو» باشد به همان میزان در نظر دیگران پذیرفتنی تر و زیباتر جلوه می‌کند و به همان اندازه مورد احترام و پذیریش دیگران قرار خواهد گرفت. در برخی از روایات معصومین علیهم‌السلام به طهارت درونی اشاره شده است. روایات زیادی هم بر طهارت در رفتار تاکید دارند که مباحث آن تحت عنوان آداب معاشرت و اخلاق نیکو مطرح می‌گردد. بنابر این اگر انسان در راه بندگی خداوند قدم بردارد و نور تقوا و معرفت پروردگار در دلش روشن گردد، دارای ابهت حقیقی و ریشه دار می‌گردد و در این حال اگر در برخورد با مردم خوش اخلاق و مهربان باشد و سخت گیری بی مورد و نابجا نداشته باشد و شکیبا و بردبار باشد و رعایت جانب اعتدال را بنماید، حتما در نظر انسان‌ها با وقار و با شخصیت جلوه خواهد نمود و از نظر آنها قابل احترام و مورد پذیرش می‌باشد.اما اشکال کار این است که گاهی ما می‌خواهیم این ابهت و جلال را به طور ساختگی و بدون مایه‌های درونی و معنوی به خود ببندیم و از دیگران توقع داریم به چشم بزرگی به ما نگاه کنند. که این جایگاه اجتماعی یا به وجود نمی‌آید و یا اینکه ماندگار نخواهد بود. پس باید بکوشیم از طرفی در پرتو تقوا و عمل صالح ابهت اصیل و ماندگار را به دست آوریم و از طرفی دیگر در رفتار و برخورد با مردم حد اعتدال و میانه را رعایت کنیم تا در دل دیگران جا داشته باشیم.

آداب معاشرت

در اجتماع براى تنظیم روابط اجتماعى انسان‌ها آداب و وظایفى وجود دارد که پایه آن بر ایمان به خدا و تقویت روح فضیلت و انسانیت قرار دارد. بنابراین شناخت این آداب در مرحله عمل و توانایى ایجاد ارتباط مناسب با قشرهاى مختلف جامعه از اهمیت بسیارى برخوردار است. امیرمومنان(ع) در یک دستور، خطوط كلى آداب معاشرت در مرحله عمل را این چنین بیان مى‌‏كند: خویشتن را میان خود و دیگران میزان قرار ده؛ آن چه را براى خود مى‏خواهى، براى دیگران بخواه و آن چه را براى خود خوش نمى‏دارى، براى دیگران نیز خوش مدار. به كسى ستم نكن، چنانكه دوست ندارى به تو ستم شود و به دیگران نیكى كن همان‏گونه كه دوست‏دارى به تو نیكى شود(نهج‏البلاغه، نامه 31). همان طور که از این روایت بر می‌آید اساس روابط صحیح اجتماعی، داشتن رابطه متقابل است که در آن انسان آنچه را برای خود می‌پسندد باید برای دیگران نیز بپسندد و بر عکس. البته آداب معاشرت در مرحله عمل، بحث بسیار گسترده‏اى است و فقط به طور خلاصه مواردى از آن را در اینجا ذكر مى‌‏كنیم:

1ـ احترام به دیگران: پیامبر اسلام(ص) در حدیثى فرمودند: مسلمان كسى است كه مردم از دست و زبان او در آسایش باشند، یعنى در رفتار و گفتار خود هیچ زیانى به دیگران نرساند.

2ـ سلام و احوالپرسى: شایسته است یک مسلمان هنگام دیدار برادران دینى خود، با سلامى آرامش بخش و شادى آفرین، آنان را شاد و مسرور سازد و به این وسیله روابط اجتماعى خود را تحكیم بخشد.

3ـ زیبایى كلام: ما در سخن گفتن با دیگران دو وظیفه داریم؛ اول: سخنان خوب بگوییم و از سخنان زشت و خلاف ادب پرهیز كنیم. دوم: خوب و زیبا سخن گفتن: گاهى انسان سخنان خوبى دارد ولى آن‏ها را درست بیان نمى‏ كند. چنانچه شاعر گوید: هر سخن جایى و هر نكته مكانى دارد. به همین جهت در روایات بسیار سفارش شده كه قبل از سخن گفتن، كاملا فكر كنید تا نسنجیده سخنى نگویید.




طبقه بندی: اخلاق،
[ یکشنبه 26 آذر 1396 ] [ 10:01 ق.ظ ] [ سید وحید حسینی ]

باتوجه‌به تغییر در سبک کار، و گسترش شبکه‌های اجتماعی به‌لطف فناوری‌های نوین، تعادل در کار و زندگیِ افراد در عصر حاضر به یکی از مسائل مهم تبدیل شده است. اگر خواهان برقراری تعادل بین زندگی روزمره و کار خود هستید، با عمل به چند توصیه که در ادامه به آنها می پردازیم، به‌سادگی می‌توانید تعادل مناسبی بین کار و زندگی خود ایجاد کنید.



فقط بگویید «نه»

اگر جزو آن دسته از افرادی هستید که هفت روز هفته و ۲۴ساعته در دسترس هستید و شرکت، فشار کاری زیادی به شما وارد می‌کند، کافی است قدرت «نه‌گفتن» را در خود تقویت کنید. کارشناسان معتقدند اگر بدون فکرکردن به تبعاتِ بله‌گفتن، از اوامر رئیس خود تبعیت کنید، درنتیجه او کار بیشتری به شما می‌سپرد؛ پس هیچ‌گاه پاسخ مستقیم و صریحی به رئیس خود ندهید، به‌عنوان‌مثال می‌توانید بگویید پس از فکرکردن درمورد آن مسئله پاسخ او را را به‌زودی خواهید داد و پس از تفکر دقیق درباره‌ی تبعات بله یا خیر گفتن، درنهایت در وقت دیگری پاسخ او را بدهید. حتی اگر جواب شما مثبت است هم مشکلی نیست، اما اگر جواب‌تان منفی است، بدون هیچ استرسی با قاطعیت نه بگویید و به‌دنبال توجیه یا بهانه‌تراشی برای آن نباشید. دلیلی ندارد که پاسخی که می‌دهید، تند و زننده باشد؛ خیلی محترمانه می‌توانید پاسخ‌تان را به رئیس منتقل کنید.

هوشمند کار کنید و نه سخت‌تر

برخی عقیده دارند برای دستیابی به موفقیت باید بیشتر کار کرد و کمتر خوابید. بهره‌وری در کار به این معناست که کارها را اولویت‌بندی کنید، مقدار زمان مشخصی برای انجام هر کار تخصیص دهید و از انجام امور بیهوده مثل شرکت در جلسات غیرمهم و وقت‌گیر اجتناب کنید. همه‌ ما تابه‌حال در چنین شرایطی قرار گرفته‌ایم و مثلا دوست داشته‌ایم در برخی جلسات خاص، حتی در صورت بی‌اهمیت‌بودن شرکت کنیم، جلساتی که همکاران ما به‌مدت طولانی و با صدای بلند و آزادانه در آن درمورد مسائل خود سخنرانی می‌کنند. اما حضور در این جلسات برای ما چه منفعتی دارد؟به‌طور مشخص می‌توان گفت بسیاری از ما هوشمندانه کار نمی‌کنیم، اما راه روشنی نیز برای ترک این عادت وجود ندارد.

کارها را صرفا در محل کارتان انجام دهید

تصور کنید در حال ترک دفتر کار خود برای ناهار یا امر دیگری هستید؛ بهترین کار این است که موقع ترک دفتر، فهرست کارهای انجام‌نشده‌‌تان را روی کاغذ بنویسید و آن را روی میزتان قرار دهید. سپس با فراموش‌کردن خاطرات آن روز کاری، کامپیوتر خود را خاموش و اتاق را ترک کنید.روان‌شناسان در این زمینه می‌گویند هر روز، تصویری از فراموش‌کردنِ خاطرات یک روز کاری، تهیه‌ فهرست کارهای انجام‌نشده و خاموش‌کردن کامپیوتر دفتر کار را در ذهن خود ایجاد کنید و پیوسته آن را مرور کنید. اگر این راه نیز به نتیجه نرسید، از شگرد نگهداری نفَس استفاده کنید. تکنیک نگهداری نفس به این صورت است که دَم کوتاهی داشته باشید و در ذهن‌تان تأیید کنید که کار تمام است. اگر قادر به انجام این کار در دفتر محل کار خود نیستید، اشکالی ندارد، چراکه می‌توانید وقتی سوار بر مترو و اتوبوس هستید و درِ آنها بسته می شود، این کار را انجام دهید و در ذهن خود تصور کنید که این صدای پایان یک روز کاری بود. یا حتی اگر سوار خودروِ خود هستید، قبل از اینکه آن را روشن کنید، چند لحظه‌ای آرام پشت فرمان بنشینید و پایان روز کاری را در ذهن خود تصور کنید.مفهوم «بسته‌شدن» موضوعی مهم برای ایجاد تعادل کار و زندگی روزمره است.

جانتان را پای کار نگذارید

حتما این حرف ها را شنیده‌اید که برخی در محل کار مدعی می‌شوند همه کارهای شرکت بر دوش آنهاست. یکی از روان‌شناسان خبره در این زمینه معتقد است برای اینکه فردی را اصطلاحا غرق در کار کنید و وظایف زیادی به او واگذار کنید، کافی است قدرت و مسئولیت زیادی به او بدهید.

ترشح آدرنالین خون را کم کنید

آیا وقتی مشغول انجام فعالیت‌های ورزشی یا کارهای هیجان‌انگیز هستید، به تأثیر ترشح آدرنالین در بدن‌تان توجه کرده‌اید؟ آدرنالین به‌واسطه‌ هیجان یا استرس زیاد در بدن تولید می‌شود. همواره باید به این نکته توجه داشته باشید که چطور می‌توانید زندگی شادتری داشته باشید. باید بدانید به‌جای اینکه همواره در عجله و استرس باشید و کارها را یکی پس از دیگری با عجله انجام دهید، می‌توانید اوقات خود را با آرامش در کنار خانواده بگذرانید. این هیجان کاذب و اغلب منفی، روی خانواده و دوستان‌تان نیز اثر می‌گذارد، چراکه ناخوداگاه باعث می‌شود تصمیم‌های اشتباهی بگیرید. گاهی هم ممکن است به پرخاشگری با اطرافیان منجر شود که بسیار ناخوشایند است.

به بازنشستگی فکر کنید

برخی افراد با کار خود ازدواج کرده‌اند و حتی اگرخویش‌فرما هم باشند، دست از کار نمی‌کشند. اما آنها باید این سؤال را از خود بپرسند که اگر کسب‌وکارشان نباشد یا با شکست روبه‌رو شود، چه خواهند کرد؟ نمی‌توان تأثیر کار و درآمد را در زندگی افراد نادیده گرفت، اما همواره باید به این نکته توجه کرد که برای همه‌ افراد، خلأها و مشکلاتی در کار به وجود می‌آید؛ در این مواقع چه باید کرد؟ اگر بازنشسته شوید، چه می‌کنید؟ شاید بهتر باشد در کارهای پاره‌وقت حضور پیدا کنید تا طعم شیرین زندگی را بیشتر احساس کنید.هر فردی علایقی دارد و کار نیز ممکن است جزو علایق بسیاری از افراد باشد، اما اینجا از علاقه به جمع‌آوری تمبر یا علاقه به شکلات یا فست‌فود صحبت نمی‌کنیم، چراکه همه این علاقه‌ها گذرا هستند. با روش‌هایی مثل ورزش استرس خود را تا حد امکان پایین آورند.

بگذارید منتظر باشند

یکی از راه‌هایی که می‌توانید به خود وقت بیشتری بدهید، این است که بلافاصله جواب ایمیل‌ها یا پیام‌های همکاران خود را ندهید و بعد از ۲۴ تا ۴۸ ساعت به آنها جواب دهید. به‌طورکلی تا زمانی که دیر جواب‌دادن باعث تخریب وجهه کاری و شخصیتی شما نزد دیگران نمی‌شود، این کار را به‌تعویق بیندازید. بعد از مدتی متوجه می‌شوید که همین تمرین کوچک چقدر برای دیگران آزاردهنده است. درعین‌حال در پاسخ‌دادن به پیام کوتاه اطرافیان درنگ نکنید و تاحدممکن در اسرع وقت پاسخ دهید، اما از نه‌گفتن به آنها نیز نهراسید. باید این موضوع را برای دیگران مشخص کنید، در خارج ساعت کاری برای امور کاری در دسترس نیستید.

قوانین خود را وضع کنید

شما باید به قانون خاص خود برای برقراری تعادل در کار و زندگی خود برسید که البته در برخی موارد برای این کار به کمک دیگران نیز نیاز دارید. در وضع این قوانین از استفاده از بایدهای بی‌جهت بپرهیزید، چراکه بایدها درواقع نشئت‌گرفته از ذهنیت اطرافیان درباره‌ شماست. شما باید برپایه آسایش خود، قوانین خاص خود را وضع کنید.




طبقه بندی: اخلاق،
[ چهارشنبه 8 شهریور 1396 ] [ 06:51 ب.ظ ] [ سید وحید حسینی ]

انسان‌ها از روش‌های مختلفی یاد می‌گیرند یکی از روش‌های یادگیری، یادگیری مشاهده ای است یعنی از طریق مشاهده یکدیگر رفتارها و تفکرات متفاوتی را یاد می‌گیرند، متاسفانه مشاهده صرف و به‌کار نبردن تفکر و قرار ندادن مرز مشخص می‌تواند صدماتی در پی داشته باشد. به‌عنوان مثال انواع مقایسه‌ها، که در ابعاد مختلف فردی و اجتماعی، رفتاری، عاطفی و هیجانی اتفاق می‌افتد مشکلات متعددی برای فرد به‌وجود می‌آورد. بنابراین نه تنها لازم است درباره مشاهدات فکر کنید، بلکه ضروری است مرزی برای خود داشته باشید. مرزها در شکل‌های مختلفی معنا پیدا می‌کند. مرز داشتن و تفکر کردن به شما کمک می‌کند تا تعادل و اعتدال را در رفتار خود حفظ کنید و از مشکلات متعدد آن در امان باشید.

گرداب مقایسه

مقایسه کردن مشکلات متعددی برای فرد دارد، زیرا افراد معمولا بدترین چیزهای خود را با بهترین چیزهای دیگران مقایسه می‌کنند در نتیجه حس حقارت و ناتوانی نسبت به دیگران در فرد ایجاد می‌شود، از سوی دیگر مقایسه خود با دیگران پایان و مرزی ندارد به‌دلیل اینکه امکانات، توانایی‌ها و شایستگی‌های افراد بسیار متنوع و گسترده است. بنابراین رضایت از زندگی را از بین می‌برد در حالی که زندگی جاده زیبایی است که افراد با تلاش و تفکر مناسب با نگرش و باورهای سالم می‌توانند زندگی خود را رقم زنند.

انواع مقایسه کردن

مقایسه در ابزار و وسایل: برخی افراد در خرید وسایل و داشتن آن مداوم در حال مقایسه کردن خود با دیگران هستند و صدمات اقتصادی و فشار مضاعف بر خانواده وارد می‌کنند و روحیه خود را شکننده‌تر می‌سازند.

مقایسه ظاهر

مثل فلانی لباس بپوش یا برو از فلانی یاد بگیر چنین مقایسه‌های بدون توجه به احساسات و عواطف همسر باعث آزردگی، لجاجت، سوءظن و تحقیر طرف مقابل خواهد شد.

می‌خواهم خودم باشم

یاد گرفتن از دیگران محاسن بسیار زیادی دارد از جمله اینکه زمان زیادی را صرف برخی یادگیری‌های تکراری نمی‌کنید و از این طریق آموزش‌های مناسبی می‌بینید و در معرض ایده‌ها و پیشرفت‌های بیشتری قرار می‌گیرید. اما جنبه‌های منفی آن زمانی است که به مقایسه کردن ناسودمند گرفتار می‌شوید در حالی که توجه به توانایی‌ها و قابلیت‌ها در جهت توانمندتر شدن و برطرف کردن نکات ضعف می‌تواند شما در بهره گیری از آموخته‌های درست یاری رساند.

هدف در زندگی

هدف مسیر زندگی را روشن می‌کند تا از پیشرفت‌های خود خشنود باشید و رضایت خاطر شما بدست آید و می‌دانید از دیگران چه چیزهای بیاموزید تا کمک کننده باشد نه صدمه زننده.

برنامه‌ریزی

داشتن برنامه منظم برای رسیدن به هدف فرد را امیدوارتر می‌کند و او را از مقایسه‌های نادرست دور می‌کند. در یادگیری‌ها ضروری است تفکر کردن را سرلوحه خود قرار دهید تا از مشکلات و مصیبت‌های آن دور بمانید و همیشه به این مساله توجه داشته باشید انسان موجودی منحصر به فردی است. مقایسه توانایی و شایستگی خود با گذشته خود و توجه به پیشرفت و موفقیت تدریجی کمک می‌کند تا اعتماد به نفس بالاتری برخوردار شوید. قدردان و سپاسگزار داشته‌های خود باشید تا رضایت خاطر و آرامش بیشتری به‌دست آورید و به نقاط ضعف خود نیز توجه کنید تا برای بهتر شدن آنها تلاش کنید و در عین حال بدانید هیچ کسی بی عیب و نقض نیست.




طبقه بندی: اخلاق،
[ پنجشنبه 22 تیر 1396 ] [ 12:13 ق.ظ ] [ سید وحید حسینی ]

یکی از دستورات اخلاقیِ آموزه‌های دینی، ارتباط اجتماعی مناسب و مطلوب با خویشاوندان می‌باشد. متاسفانه باید اذعان داشت که امروزه توسعه زندگی شهری در کنار پیچیدگی‌های زندگی صنعتی، این ارتباط را با آفت‌ها و مشکلاتی روبه‌رو ساخته است به گونه ای که برخی از خانواده‌ها به علت ناتوانی در مقابله با این گونه مشکلات به بی تفاوتی یا قطع روابط خویشاوندی روی آورده اند.خویشاوندی، شیوه ای است که از طریق آن افراد با گذشته و آینده خود، رابطه برقرار می‌کنند و به تاریخچه خانوادگیِ خود پی می‌برند. از اینرو همین پیوندهای خویشاوندی است که مبنای توقعات، الزامات و تعهدات واقع می‌شود و در هویت بخشیدن به افراد نیز نقش موثری ایفا می‌کند.[1]از نظر دین مبین اسلام، حفظ و استمرار روابط خویشاوندی جزئی از دستورات الهی است. به عنوان نمونه در قرآن مجید اینگونه بیان شده است وَ اتَقُوا ا...َ الَذی تَسائَلُونَ بِهِ وَ الْاَرْحامَ إِنَ ا...َ کانَ عَلَیکمْ رَقیبا[2] «و از خدایی که به نام او از یکدیگر درخواست می‌کنید و از [بریدن و قطع رابطه با] خویشاوندان پروا کنید که همانا خداوند پیوسته بر شما مراقب و نگهبان است.»از آنجا که کلمه «رَحِم» به معنای نزدیک و «ارحام» به معنای نزدیکان انسان است؛[3] معنای آیه این می‌شود که: «حُرمت خدایی را که یکدیگر را به او سوگند می‌دهید پاس بدارید و حُرمت نزدیکان و خویشان را هم نگه دارید.»[4] در برخی از روایات نیز، پاسداشت حُرمت خویشاوندان در زمره بالاترین مراتب رفتارهای دینی پس از ایمان به خداوند متعال ذکر شده است.[5]

آثار روابط خویشاوندی

حفظ روابط خویشاوندی و تحکیم آن، آثار بسیاری بر زندگی انسان در دنیا و همچنین بر زندگی پس از مرگ دارد که در متون دینی به آن اشاره شده است؛ از جمله: طولانی شدن عمر، دفع بلا، جلوگیری از مرگ ناخوشایند، سلامتی بدن، رفع فقر، فزونی روزی، آبادی شهرها، اصلاح اخلاق، آرامش و شادکامی، آسانی حساب قیامت، فرونشاندن خشم خداوند، قُرب الهی، عبور آسان از پُل صراط، صیانت از گناهان و...که حصول هر یک از آنها عامل مهمی در رفع مشکلات خانواده‌ها و دفع ناهنجاری‌های جامعه خواهد بود.[6] بر همین اساس، برکات روحی و اجتماعی توجه به خویشاوندان و برقرای ارتباط سالم و مستمر با آنها را در دو بخش به شرح ذیل به بحث و بررسی می‌گذاریم:

سلامت و شادکامی

تحقیقات جامعه شناسان نشان می‌دهد که بین سلامت خانواده با روابط خویشاوندی، رابطه معناداری وجود دارد.[7]از منظر روان شناسی نیز، انس با دوستان، آشنایان و خویشان، از جمله عوامل دست یابی به سلامت روانی و شادکامی اعضای خانواده است. شادکامی به این معنا است که سه چیز در زندگی انسان وجود داشته باشد: شادی به همراه رضایت از زندگی و فقدان عواطف منفی[8]که بخش مهمی از این موارد در ارتباط افراد با دوستان و خویشاوندان به دست می‌آید. از این رو تجربه‌های متعدد و دانش نوین روان شناسی اجتماعی نیز نشان می‌دهد که یکی از عوامل نشاط آفرین برای روح انسان، ارتباطات اجتماعی اوست. آنها که پُررفت و آمد بوده و در روابط اجتماعی خود، گرم‌تر و صمیمی ترند، احساس شادی بیشتری دارند و علت برخی افسردگی‌ها، تنهایی و دوری از برقراری روابط اجتماعی است.[9]روایت پیامبر اکرم(ص) را نیز در همین راستا باید دانست که می‌فرماید: «إِنَ صِلَهَ الرَحِمِ مَثْرَاهٌ فِی الْمَالِ وَ مَحَبَهٌ فِی الْاَهْلِ وَ مَنْسَاَهٌ فِی الْاَجَل؛[10]برقراری رابطه خویشاوندی، افزایش مال و محبت در میان خانواده‌ها را به دنبال داشته، مرگ را به تاخیر انداخته و موجب طول عمر می‌گردد.»همچنین امام صادق و امام رضا(علیهما السلام) فرمودند: «إِنَ الرَجُلَ یکونُ اَجَلُهُ ثَلَاثَ سِنِینَ فَیکونُ وَصُولًا لِلرَحِمِ فَیزِیدُ ا...ُ فِی عُمُرِهِ ثَلَاثِینَ سَنَهً فَیجْعَلُهَا ثَلَاثا وَ ثَلَاثِینَ سَنَهً وَ یکونُ اَجَلُهُ ثَلَاثا وَ ثَلَاثِینَ سَنَه[11]کسی که سه سال از عمرش باقی مانده صله رحم می‌کند، خدا عمرش را 30 سال قرار می‌دهد در نتیجه عمر او به 33 سال افزایش می‌یابد.»آیا می‌توان این سخن امام علی(ع) را که فرمود: «صُحْبَهُ الْوَلِی اللَبِیبِ حَیاهُ الرُوح»[12] نادیده گرفت؟ پیام آشکار این حدیث آن است که: همراهی و ارتباط با دوستان خردمند و همنشینان صالح، روح انسان را زنده می‌کند و به جان آدمی طراوت می‌بخشد. آن کس که جانش تازه و زنده و باطراوت باشد، حتی اگر پیکری ضعیف داشته و از کم ترین امکانات زندگی برخوردار باشد، در زندگی سعادتمند بوده و به کامیابی رسیده و از تیرگی رهیده است. به همین دلیل است که پیامبر اکرم(ص) فرمود:«اَسْعَدُ النَاسِ مَنْ خَالَطَ کرَامَ النَاس؛ [13]خوشبخت ترینِ مردم کسی است که با مردمان بزرگ و بزرگوار بجوشد.»

حمایت اجتماعی

در حوزه علوم اجتماعی، از موضوعی با عنوان «سرمایه اجتماعی»، سخن به میان می‌آید که به معنای چهارچوب اجتماعی است که موجب تسهیل روابط میان افراد می‌گردد.[14]این تعریف در بردارنده مفاهیمی همچون نظم، اعتماد، همکاری و روابط متقابل بین اعضای یک گروه در جامعه به سمت دستیابی به هدفی مشترک است. از نظر جامعه شناسان، شبکه خویشاوندی، منشا سرمایه اجتماعی برای خانواده است که می‌تواند در حل مشکلات خانواده موثر باشد. یک خانواده سالم به روابط عاطفی، مسکن، کار، پول، خدمات و حمایت‌های دیگر نیاز دارد، این مسائل در روابط خویشاوندی بهتر حل می‌شود. با دید و بازدید خویشاوندان، خانواده‌ها مسائل و مشکلات زندگی خود را مطرح می‌کنند که این مرتبه، کمترین حد حمایت عاطفی است که افسردگی‌ها و تنیدگی‌ها را تا حدی کاهش می‌دهد. مشورت و نظرخواهی در امور و استفاده از تجارب و کسب اطلاعات مفید برای زندگی خانوادگی، از فوایدشناخته شده این ملاقات‌ها ست. مهمانی و اطعام نیز مرتبه ای از صله رحم است. قرض دادن به خویشاوندان و حل مشکلات مالی آنها نیز نمونه بالایی از برکات برقراری روابط خویشاوندی است.




طبقه بندی: اخلاق،
[ جمعه 9 تیر 1396 ] [ 01:26 ب.ظ ] [ سید وحید حسینی ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

تعداد کل صفحات : 28 :: 1 2 3 4 5 6 7 ...

درباره وبلاگ

از میان مقولاتی مانند فرهنگ، امنیت، اقتصاد و سیاست، کدامیک اولویت دارد؟ برای جامعه ای که قرار است با نظام حکومتی دینی اداره شود بسیار مهم است. این پاسخ است که می تواند نقشه راه را برای هر حکومتی ترسیم کند و البته برای یک نظام اسلامی نقش و اهمیت بیشتری دارد.
بدون آنکه با بررسی تعاریف گوناگون فرهنگ وقت گذرانی کنیم، مستقیماً به سراغ نقش فرهنگ در زندگی فردی و اجتماعی می رویم. در این وادی، مجموعه بینش ها و کنش ها را می توان فرهنگ نامید، مجموعه ای که بستری می شود برای رشد آگاهی عمومی و التزام عملی آحاد مردم به مقررات اجتماعی.

با این تعریف، راحت می توان گفت فرهنگ برای جامعه همانند خونی است که در رگ های بدن جریان دارد. همانگونه که خون، اندام ها را به تحرک وامی دارد و چگونگی خون در چگونگی کارکرد بدن نقش مستقیم دارد، فرهنگ نیز اندام های جامعه را به تحرک وامیدارد و ضعف و قوت آن در ضعف و قوت اقتصاد، امنیت، سیاست و اخلاق جامعه اثرگذار است. بدین ترتیب، پاسخ سؤال مورد نظر اینست که فرهنگ باید در اولویت باشد.

هدف از آوردن این مقدمه، یادآوری این واقعیت تلخ است که جامعه اسلامی و انقلابی ما علیرغم اینکه از یک نظام حکومتی دینی برخوردار است، متأسفانه هیچگاه برای فرهنگ اولویت قائل نشده و مقوله فرهنگ همواره مورد غفلت بوده است. از صبح پیروزی انقلاب اسلامی، تعابیری مانند "انقلاب ارزش ها" و "انقلاب فرهنگی" از زبان امام و سایر بزرگان در توصیف انقلاب اسلامی شنیده ایم، اما هرگز در عمل برای مقوله "فرهنگ" اولویت قائل نشده ایم. اگر فرهنگ در اولویت قرار گیرد، اقتصادی سالم، امنیتی پایدار و سیاستی مبتنی بر اصول خواهیم داشت. زیرا فرهنگ برای سایر مقولات بسترسازی می کند و راه را برای جریان یافتن سالم آنها هموار می نماید.

شاید در قالب دیگری بتوان یک جامعه با فرهنگ را جامعه ای مقرراتی، قانون گرا و اخلاق مدار معرفی کرد. به عبارت روشن تر، اگر مردم یک جامعه با فرهنگ باشند، در برخوردهای اقتصادی بر مبنای قانون و اخلاق عمل می کنند و مفاسد اخلاقی از آن جامعه رخت برمی بندد، در بخش های امنیت و سیاست نیز همه چیز برمبنای صداقت به پیش خواهد رفت و همواره اخلاق، محور رفتارها خواهد بود. قضاوت نیز از فرهنگ تأثیر می گیرد و در یک جامعه با فرهنگ علاوه بر اینکه قضات، وظیفه قانونی خود را به درستی انجام می دهند، اصولاً خصومت ها کاهش می یابد و حتی خود مردم بدون نیاز به دستگاه قضائی به رفع خصومت اقدام می کنند.

بعد از پیروزی انقلاب اسلامی، متأسفانه هیچگاه فرهنگ در اولویت نبوده و دولت ها به سایر مقولات بیشتر توجه کردند. بعضی دولت ها به دلیل درگیر بودن با جنگ و بازسازی، فرصت و امکان توجه جدی به فرهنگ را نداشتند و بعضی دیگر به ویژه در سال های اخیر، بداخلاقی را جایگزین اخلاق و فرهنگ کردند و به همین جهت، بی قانونی، مفاسد اقتصادی و تفرقه و بی اعتمادی نسبت به همدیگر در جامعه افزایش یافته است. آنچه از اینها نگران کننده تر است، سوءاستفاده معاندان از فضای پدید آمده است که در قالب های مختلف بی بندوباری، پشت پا زدن به احکام دینی و زیر پا گذاشتن قوانین و مقررات جلوه گر می شود.

در بررسی عوامل پدید آمدن این وضعیت، علاوه بر اولویت قائل نشدن برای فرهنگ، ضعف سکان داران فرهنگ کشور را نیز باید عامل مهمی دانست. سوگمندانه باید اعتراف نمائیم که متولیان بخش های فرهنگی کشور عموماً از ضعیف ترین ها انتخاب شده اند. شاید دخالت داشتن گرایش های سیاسی و فقدان نگاه اولویت بخشی به فرهنگ از عوامل اصلی گماردن ضعفا بر عرصه فرهنگ باشد. فرهنگ اگر قرار باشد در اولویت قرار بگیرد، باید حداقل دو اقدام جدی صورت بگیرد؛ یکی تخصیص بودجه کافی و دیگری، که مهم تر است، گماردن متولیان قوی.

ضعف متولیان فرهنگ موجب می شود به امتیازخواهان باج و امتیاز بدهند و این اقدام را برای خود یک وجه مثبت به حساب آورند. در بخش هنر نیز متولیان ضعیف، بدون برنامه پیش می روند و هرگز به نقطه مطلوب نمی رسند. در بخش کتاب، یک روز ممیزی را لازم و ضروری می دانند، یک روز آن را رد می کنند و روز دیگر دچار بلاتکلیفی می شوند. جلب همکاران قوی چیزی است که هرگز نمی توان از متولیان ضعیف فرهنگ انتظار داشت. افراد ضعیف، در مقابل کسانی یا مجموعه هائی که می خواهند عوامل خود را به آنها تحمیل کنند منفعل می شوند و قدرت و جسارت "نه" گفتن به آنها را ندارند. اینها بخشی از عوارضی هستند که از ضعف مدیریت های فرهنگی ناشی می شوند و به فرهنگ کشور ضربه می زنند.

تعدد دستگاه هائی که خود را متولی فرهنگ می دانند نیز از مشکلات بخش فرهنگی و از عوامل رکود و گاهی عقبگرد فرهنگی است. فرهنگ در کشور ما فرماندهی واحدی ندارد و همین امر موجب دوباره کاری ها، خنثی کردن کار همدیگر و صرف بودجه های کلان بدون دستاورد قابل توجه می شود. این ضعف، بارها به مسئولان نظام یادآوری شده ولی نه تنها برطرف نگردیده بلکه همچنان شاهد افزوده شدن بر تعداد متولیان فرهنگی هستیم.

رسانه ملی، که رساترین صدا برای اشاعه فرهنگ می تواند باشد، در مواردی نقش خنثی کننده دستاوردهای فرهنگی را ایفا می کند. برخورد متولیان فرهنگی کشور با مطبوعات و سایر رسانه های نوشتاری، چه از نظر مادی و چه از نظر حمایت های معنوی نه تنها ضعیف بلکه بازدارنده است. تبعیض در پرداخت یارانه های قانونی و برخوردهای سیاسی و سلیقه ای با رسانه های مکتوب، زمینه ای برای رشد این رسانه ها باقی نگذاشته است. کوتاهی در انجام وظیفه قانونی که برخورد متولیان فرهنگی با مطبوعات بداخلاق، اتهام پراکن و قانون شکن را مقرر می دارد، یکی دیگر از عوارض ضعف مدیران فرهنگی است که موجب وارد شدن لطمات شدیدی به فرهنگ کشور شده است.

راه حل این مشکلات و آنچه موجب تقویت فرهنگ خواهد شد، عبارتند از تجمیع مراکز متعدد فرهنگی، ایجاد وحدت رویه در برخوردهای فرهنگی، بالا رفتن حساسیت مسئولین نظام نسبت به فرهنگ، اولویت بخشیدن به مقوله فرهنگ به عنوان اصل و پایه سایر مقولات و سپردن بخش فرهنگی به افراد قوی، مستقل و شجاع. اما آیا گوش شنوائی وجود دارد که این مرثیه را بشنود و آیا اراده قاطعی وجود دارد که درصدد نجات دادن فرهنگ از مظلومیت و انزوا باشد؟

برای ارتباط با ما جهت امور قرانی با این شماره تماس حاصل فرمایید:09131266381
سید وحید حسینی
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
كل مطالب : عدد