تبلیغات
فرهنگ

فرهنگ
اگر شما فرهنگ را هدایت نکنید فرهنگ شما را هدایت می کند 
قالب وبلاگ
جستجوی مطالب وبلاگ
نظر سنجی
قرائت کدامیک از قاریان زیر را بیشتر میپسندید(امکان انتخاب بیش از یک گزینه وجود دارد)











و این همان چیزی است که در قرآن آمده است
 
سورة مبارکه  الرحمن
مَرَجَ الْبَحْرَیْنِ یَلْتَقِیانِ (19) بَیْنَهُما بَرْزَخٌ لا یَبْغِیانِ (20)  فَبِأَیِّ آلاءِ رَبِّکُما تُکَذِّبانِ (21) یَخْرُجُ مِنْهُمَا اللُّؤْلُؤُ وَ الْمَرْجانُ (22)
19. دو دریا را به گونه ای روان کرد که با هم برخورد کنند.20. اما میان آن دو حد فاصلی است که به هم تجاوز نمی کنند.21. پس کدامین نعمتهاى پروردگارتان را انکار مى‏کنید؟ 22. از آن دو، مروارید و مرجان خارج مى‏شود.
 
 


سوره مبارکه فرقان آیه 53:
« و هو الذی مَرَجَ البحرینِ هذا عَذبٌ فُراتٌ و هذا مِلحً اُجاجً وَ جَعَلَ بَینَهما بَرزَخا و حِجراً مَهجوراً»
و اوست کسی که دو دریا را موج زنان به سوی هم روان کرد این یکی شیرین و آن یکی شور و تلخ است ومیان آندو حریمی استوار قرار داد.
 
سوره مبارکه فاطر آیه 12:
وَمَا یَسْتَوِی الْبَحْرَانِ هَذَا عَذْبٌ فُرَاتٌ سَائِغٌ شَرَابُهُ وَهَذَا مِلْحٌ أُجَاجٌ وَمِن کُلٍّ تَأْکُلُونَ لَحْمًا طَرِیًّا وَتَسْتَخْرِجُونَ حِلْیَةً تَلْبَسُونَهَا وَتَرَى الْفُلْکَ فِیهِ مَوَاخِرَ لِتَبْتَغُوا مِن فَضْلِهِ وَلَعَلَّکُمْ تَشْکُرُونَ
این دو دریا یکسان نیستند: یکی آبش شیرین و گواراست و یکی شور و تلخ، از هر دو گوشت تازه می خورید، و از آنها چیزهایی برای آرایش تن خویش بیرون می کشید و می بینی که کشتی ها برای یافتن روزی و غنیمت، آب را می شکافند و پیش می روند، باشد که سپاسگزار باشید.

سوره مبارکه نمل آیه 61:
اَمَّنْ جَعَلَ الْاَرْضَ قَرَارًا وَ جَعَلَ خِلالَهَا اَنْهَارًا وَ جَعَلَ لَهَا رَوَاسِیَ وَ جَعَلَ بَینَ الْبَحْرَیْنِ حَاجِزًا ءَاِلهٌ مَعَ اللهِ بَلْ اَکْثَرُهُمْ لَا یَعْلَمُونَ ﴿61﴾
[آیا شریکانى که مى‏پندارند بهتر است‏] یا آن کس که زمین را قرارگاهى ساخت و در آن رودها پدید آورد و براى آن، کوه‏ها را [مانند لنگر] قرار داد، و میان دو دریا برزخى گذاشت؟ آیا معبودى با خداست؟ [نه،] بلکه بیشترشان نمى‏دانند



طبقه بندی: اعجاز قران، قرانی،
[ سه شنبه 30 مهر 1392 ] [ 05:21 ب.ظ ] [ سید وحید حسینی ]
  • آنچه نوشتار حاضر در پى آن است مطالعه یكى از ویژگى‏هاى زبان قرآن - در حد توان و مجال- است كه نظمآهنگ قرآن نام دارد. هدف عمده این نوشتار، بررسى زیبایى‏هاى لفظى قرآن و تنایب الفاط آن با مفاهیم آیات و سور و تأكید بر لزوم بهره‏گیرى از این ویژگى هنرى در آموزش قرائت و حمل قرآن كریم است.

پیشگفتار

قرآن كریم، حقیقتى واحد است كه از سوى خداى واحد و از طریق وحى بر قلب پاك خاتم رسولان فرود آمده و او مردم را فراخوانده تا به سوى آنچه آنان را حیات مى‏بخشد گام بردارند و جان و روان خود را از آبشخور آن سیراب گردانند.
خداى متعال، حقایق غیبى را لباس بیان پوشانیده و همه آنها را در قالب لسان در دسترس عارف و عامى قرار داده‏است. این لسان، عربى مبین(1) نام گرفته و ویژگى‏هاى خاص خود را دارد. از خصوصیات این زبان اینكه در عین دمسازى با زبان انسانها، فاصله‏اى همانند فاصله خدا و خلقش دارد.(2)
درباره ویژگى‏هاى این زبان، سخن، فراوان گفته شده و اوصاف گفتنى بسیارى، همواره وجود خواهد داشت. این زبان، تازگى خود را براى هر زمان و مكان و هر قوم و قبیله‏اى همچنان حفظ خواهد كرد. قرآن كریم، كتاب هدایت و حیات است و روشن است كه هرچه میزان آشناسى انسانها با زبان این كتاب بیشتر باشد، بهره ایشان از این چراغ هدایت امكان فزون‏ترى خواهد یافت.
حكیم سخن در زبان آفرین، كه معلّم قرآن و خالق انسان و تعلیم دهنده بیان است. (3) به دست قدرت و با علم و حكمت خود، معارفى ازلى و ابدى را با نظمى شگفت‏انگیز در شمار معدودى از كلمات و عبارات جاى‏داده و بناى جاویدان و بس سترگ را با مصالحى معیّن پى افكنده است. راه ورود به گنچینه پایان‏ناپذیر وحى همین لسان عربى مبین است و با توجه به اینكه آیت ختمیه از جنس قرائت و خواندن است، خواص و آثار آن در پس همین زبان قرار گرفته است، و نیز اوامر و تأكیدات الهى بر خواندن قرآن - حتى براى پیامبر و اولیا - از همین باب است.
فراگیرى این زبان - با ویژگى‏هاى منحصربه فرد آن - به طور مستقیم و به دور از صافى‏هاى گوناگون و فارغ از ابرهایى كه حجاب نور این خورشید مى‏شوند، طریق اقوم هدایت یابى است.
از آنجا كه خصوصیات و ابعاد زبان قرآن متعدد است ضرورت دارد تا كارشناسان علوم و فنون مختلف، به تحلیل و موشكافى و تبیین این ابعاد بپردازند.
آنچه نوشتار حاضر در پى آن است مطالعه یكى از ویژگى‏هاى زبان قرآن - در حد توان و مجال- است كه نظمآهنگ قرآن نام دارد. هدف عمده این نوشتار، بررسى زیبایى‏هاى لفظى قرآن و تنایب الفاط آن با مفاهیم آیات و سور و تأكید بر لزوم بهره‏گیرى از این ویژگى هنرى در آموزش قرائت و حمل قرآن كریم است.
روش این بررسى، استقرایى اجمالى- و با توجه به محدودیت مجال- تا حدى گذرا، در كلمات و عبارات قرآنى و بیان برخى نكات در زمینه مورد اشاره در بالا خواهد بود. گفتنى است مواردى كه نگارنده مورد بررسى قرار داده، فراتر از نمونه‏هاى مذكور در این مقال است و موارد طرح شده، به سان نمونه است.
باشد كه اهل فن، با عمق و بصیرتى افزون، به تتبّع بپردازند و حجاب‏هاى پدیدآمده بین قرآن و انسانها را هر چه بیشتر بزدایند و زمینه تجسّم حقیقت هذا بیان للناس (آل عمران/3 /138) را در برابر دیدگان مردم فراهم آورند.

مفهوم نظمآهنگ

مراد از نظمآهنگ (4) قرآن، آهنگ خاصى است كه از نحوه چینش حروف و كلمات قرآنى پدید مى‏آید و هنگام استماع قرآن كریم به گوش مى‏رسد. این نظمآهنگ - كه گاهى از آن به موسیقى آیات قرآن نیز تعبیر شده - داراى نظمى شگفت‏انگیز و ارتباط بسیار دقیق با معانى و مقاصد آیات و سوره‏ها است و الفاظ قرآن را روان و شیوا مى‏سازد. این جنبه كلام وحى، تاكنون در آثار چندتن از نویسندگان گذشته مورد بررسى قرار گرفته كه اشاره به برخى اقوال آنان، ضمن اینكه مقدمه خوبى براى نوشتار حاضر است و سیر بحث و نحوه بررسى را نشان مى‏دهد، پیشینه این گونه مباحث را نیز تا حدى روشن مى‏نماید.
دكتر مصطفى محمود، سید قطب و برخى افراد دیگر از جمله كسانى اند كه در این وادى گام برداشته و در این زمینه قلم زده‏اند. در كشور ما نیز  آیت اللّه طالقانى، در لابلاى تفسیر ارزشمند پرتوى از قرآن اشاراتى از این دست را ذكر كرده است. گفته مى‏شود دكتر فردید نیز پیش از این تحقیقاتى درباره رابطه بین حروف و مفاهیم به نحو عام - و نه صرفاً در قرآن - داشته است.(5)
سید قطب، در آغاز كتاب التصویر الفنى فى القرآن الكریم، به مواردى اشاره مى‏كند كه برخى از آنها را در مقام تعلیل سیطره قرآن - از همان اوایل نزول - بر اندیشه عرب فصیح، ادب دان و لغت شناس بیان كرده و گفته است: علت این غلبه و سیطره، نظام دقیق تشریع قرآن بوده كه در هر زمان و مكان قابل اجراست، یا اخبار غیبى كه سالها بعد تحقق یافته و نیز علوم طبیعى كه درباره خلقت انسان و جهان در قرآن آمده است.
وى ضمن آنكه وجود این مزیّتها را در قرآن مى‏پذیرد مى‏گوید: این موارد، هنگامى كه نزول قرآن، كامل شد، بروز و ظهور یافت، اما چه مى‏توان گفت درباره چند سوره معدودى كه آغازگر نزول قرآن بودند و از همان لحظه نخست، عرب را مسحور خویش كردند و در عین حال غیر از اشاره‏اى خفیف كه در اوّل سوره علق به خلقت انسان شده، در آنها قانون گذارى محكم و نه علوم طبیعى و یا اخبار غیبى به چشم نمى‏خورد.(6)
سید قطب در كتاب خود به دو مطلب اشاره مى‏كند:

1. آهنگ قرآن

2. تصاویر قرآنى

وى بخث خود را با تصاویر قرآنى نظیر تصویر مردى آغاز مى‏كند كه بر لبه پرتگاهى در حال نماز خواندن است و هر لحظه با خطر افتادن روبروست: یعبداللّه على حرف (حج/ 22 /11) و اى تصویر مردى كه زبانش همجون سگ آویزان و در حال له‏له‏زدن است. (اعراف/7 /176) و سید قطب به عنوان كودكى خردسال - زیرا وى در حال بازگوكردن خاطرات است- یاراى نزدیك شدن به آن راندارد، بلكه میخكوب شده و توان فرار نیز از وى سلب شده است و در صفحات بعد درباره آهنگ ویژه قرآن توضیح مى‏دهد كه ما نیز در جاى خود از سخنان وى بهره خواهیم برد.
سخن دكتر مصطفى محمود نیز در این مقام گویاست. وى در كتاب خود به داستان ولیدبن مغیره اشاره مى‏كند و مى‏گوید: از[ عربى‏] جاهلى همچون ولیدبن مغیره كه بر كفر خود زیست و مرد، عجیب نیست كه درماند و نتواند اعجاب خود را از قرآن با وجود كفرش كتمان كند و درباره قرآن - با اینكه آنرا سخن محمّد (ص) مى‏داند - بگوید:
به خدا سوگند كه سخنش داراى شیرینى است و روى آن را زیبایى فراگرفته است. فراز آن ثمربخش، فرود آن داراى بركت و فراوانى است، كلامى است داراى عُلوّ كه چیز دیگرى بر آن برترى نیابد.
هنگامى كه از وى خواستند محمّد (ص) را دشنام دهد، گفت:
بگویید او ساحر و آورنده سخنى است كه بین مرد و پدرش، برادر و همسر و خاندانش جدایى مى‏افكند(7) قرآن سحر است حتى در نظر كسى كه در جست و جوى كلامى است تا به وسیله آن، آن را دشنام دهد. وى احساسى را كه در آغاز، از قرآن مى‏یافته به صورت زیر شرح مى‏دهد و نقل تلقّى اولّیه وى از قرآن، به عنوان نخستین تأثیرات كلام وحى بر قرآن‏آموزان خردسال حائز اهمیّت است و جادارد انبوه خاطراتى از این دست جمع آورى و از نظر گاه فن‏آورى آموزشى مورد مداقه قرار گیرد، و روش‏هاى قرآنى - علمى آموزش صحصح قرآن با توجه به آنها تهیه گردد.

نمونه‏اى از تأثیر اولیه نظمآهنگ وحى در ذهن قرآن‏آموزان خردسال

دكتر مصطفى محمود بابیانى شیوا برخوردهاى اوّلیه خود را با قرآن، چنین توصیف مى‏كند: اوّلین برخورد من با قرآن در چهارمین سال زندگى من بود كه كودكى نشسته در صفى از صفوف مكتب خانه بودم و با سادگى به تخته و شاخصى كه در دست شیخ بر روى نوشته حركت مى‏كرد مى‏نگریستم، او مى‏خواند: والضحى والیل اذا سجى
و ما پشت سر او تكرار مى‏كردیم والضحى والیل اذا سجى بدون آنكه بدانیم ضحى چیست و چگونه سجى مى‏كند. لكن تنها مقاطع و مخارج حروف را تكرار مى‏كردیم به این ترتیب نخستین عبارات قرآنى را با ذهنى كاملاً خالى و بدون تأثیر قبلى - آن گونه كه دروس حساب و جغرافى و انشا را مى‏آموختم - فرامى‏گرفتم. همان گونه كه حكایت كره دایره‏اى شكل زمین و قارّه‏ها كه همچون جزیره در آن شناور بودند مرا شگفت‏زده مى‏كرد و داستان ماه كه به دور زمین و زمین به دور خورشید مى‏چرخد و همگى در آسمان معلق اند مرا مبهوت مى‏ساخت، قرآن هم‏چنین كارى را با من كرد.
من در وصف احساسى كه با آن، با اوّلین عبارت قرآن برخود كردم متحیّرم، اما هنگامى كه آیات، هشدار خشم و اعلان عقاب است، صوت انفجار الفاظ را مى‏شنوى، بشنو آنچه را خداوند درباره قوم عاد مى‏گوید:
و أما عاد فاهلكوا بریح صرصر عاتیْ. سخّرها علیهم سبع لیال‏و ثمانیْ أیام حسوماً فترى القوم فیها صرعى كانّهم اعجاز نخلٍ خاویْ (حاقه، 69.6، 7)
در سراسر این آیات، باد صیحه مى‏كشد و در آن به هم خوردن چادرها را مى‏شنوى و تكه‏هاى نخل از ریشه درآمده و تصویر زمین ویران را مى‏بینى.(8)
یافتن كلماتى كه بتواند این نوع دریافت روانى پیچیده را شرح دهد ناتوان است. چگونه كلمات خود به خود باز مى‏گشت و به سراغ سمع و ذاكره من مى‏آمد و من در تنهایى خود شاهد تكرار بدون صداى این عبارت بودم:...والضحى والیل اذا سجى عبارت قرآنى به سوى سكوت كودكى من هجوم مى‏آورد و در تاریكى شب القاى شیخ را به یاد مى‏آوردم كه تكرار مى‏كرد: و جأ من اقصى المدینْ رجلٌ یسعى عبارت به سوى خیال من مى‏شتافت، گویى مخلوقى بود مستقل و داراى حیات خاص خود.
من بى شك نمى‏دانستم ضحى چیست و لیل چگونه سجى مى‏كند و آن مردى كه دوان دوان از انتهاى شهر مى‏آمد چه كسى است؟
شاید مقاطعى كه در گوش من، آمد و شد داشت شبیه‏تر به مقاطع مقیاس‏هاى موسیقى (دو - رى - مى- فا - صول - لا - سى) بود. حروفى مجرّد و فاقد هرگونه معنا غیر از مدلول موسیقایى آن. نغمه‏هایى صرف و پوشش هایى آهنگین و ایقاعى كه وجدان را به طرب مى‏آورد.(9)

موسیقى باطنى قرآن

مصطفى محمود، در ادامه سخن خود مى‏نویسد:
آرى... این موضوع را از همان آغاز طفولیّت، كشف كردم بدون اینكه داستان موسیقى درونى و باطنى عبارت قرآن را بدانم. این سرّى از عمیق‏ترین اسرار در تركیب قرآنى است... قرآن، نه شعر، نه نثر و نه كلامى مسجّع است. بلكه عمارت ویژه‏اى از الفاظ است كه كاشف از موسیقى باطنى آن مى‏باشد و فرق بزرگى بین موسیقى باطنى و موسیقى ظاهرى است. به عنوان مثال، بیتى را از شاعرى همچون عمر بن ربیعه - كه شعرش از لحاظ وجود موسیقى شهرت دارد - ذكر مى‏كنیم...: قال لى صاحبى لیعلم مابى أتحب القتول اخت الرباب
این موسیقى را مى‏شنوى و به وجد مى‏آیى... لكن موسیقى در اینجا خارجى است و آن را به تقسیبم كلام در پاره‏هاى مساوى و سپس قافیه بندى هر عبارت با بأ كشیده پرداخته است.
موسیقى از خارج عبارت و نه از داخل آن به گوشت مى‏رسد، یعنى از قافیه‏ها، بحر و وزن اما هنگامى كه مى‏خوانى: والضحى والیل اذا سجى، برابر پاره واحدى قرار دارى كه در نتیجه خالى از قافیه و وزن و قسمت بندى است با این حال موسیقى از هر حرف آن مى‏بارد. از كجا و چگونه؟ این همان موسیقى درونى است. موسیقى باطنى، سرّى از اسرار معمارى قرآنى كه هیچ تركیب ادبى در آن مشاركت ندارد. و چنین است هنگامى كه مى‏گویى: الرحمن على العرش استوى (طه، 20.5) و یا هنگامى كه سخنان زكریا را به پروردگارش مى‏خوانى: قال رب انى و هن العظم منى واشتعل الرأس شیباً و لم أكن بدعأك رب شقیّا (مریم، 19.4) یا سخن خدا را به موسى: ان الساعْ اتیْ أكاد أخفیها لتجزى كل نفس بما تسعى (طه، 20.15).
در سخن مصطفى محمود، نكته‏اى ارزشمند به چشم مى‏خورد و آن اینكه: ما نمى‏دانستیم ضحى چیست و چگونه سجى مى‏كند، لكن تنها مقاطع و مخارج حروف را تكرار مى‏كردیم. پیش از آنكه به مبناى علمى این سخن اشاره كنیم گوییم این در حالى است كه وى یك عرب مصرى بوده است. بررسى نظمآهنگ قرآنى زمانى ارزش دوچندان مى‏یابد كه از دیدگاه همه انسانها- اعم از عرب و غیر عرب و عارف و عامى - مورد بررسى قرار گیرد، در واقع از دیدگاه ناس كه مخاطبان قرآن كریم هستند و این زبان، فطرت همه آنها را مورد خطاب قرار مى‏دهد.
در اینجا دو بحث قابل طرح است، فطرى بودن پدیده زبان و زبان آموزى در انسان و دیگرى فطرى بودن زبان قرآن، كه پرداختن به هر یك از این دو جنبه را در حد امكان، لازم مى‏دانیم.
از آنجا كه مصطفى محمود، نام كتاب خود را كوششى براى فهم عصرى قرآن نامیده است، پرداختن به جنبه هایى از این دست (نظمآهنگ قرآن كریم) همواركننده راه فهم عصرى قرآن نیز مى‏باشد.
بارى، وى در دنباله كلام خویش مى‏نویسد:
تمام نقش‏هاى قرآنى را مى‏یابى كه به وسیله این برخوردهاى سریع و سایه‏هاى محكم و الفاطى كه داراى زنگ و صوت و تصویر هستند، رسم شده‏اند.
به سبب مجموع این دلایل است كه قرآن كتابى است كه ترجمه نمى‏شود. قرآن، به زبان خود، قرآن است، اما به زبان‏هاى دیگر، چیز دیگرى غیر از قرآن خواهد بود. انا أنزلناه قرآناً عربیاً (یوسف، 12.2) و در این سخن تحدیدى است كه بین دو شق، جدایى افكند.
راستى چگونه مى‏توان آیه‏اى نظیر الرحمن على العرض استوى را ترجمه كرد؟ ما تنها در برابر معنا قرار نداریم، بلكه در درجه نخست، در برابر معمارى و در برابر تكوین و بنایى موسیقایى قرار داریم كه در آن، موسیقى از داخل كلمات و نه از حواشى آن مى‏جوشد، و نیز از ویژگى‏هاى لغت عربى و اسرار و سایه‏ها و زوایاى پنهان آن.
به همین جهت، آیات قرآن داراى خاصیتى عجیب است... آیات این كتاب به محض تماس به گوش و پیش از آنكه عقل به تأمل معانى آن بپردازد، در نفس ایجاد خضوع مى‏كند، زیرا تركیبى است موسیقایى كه پیش از آنكه عقل كار خود را آغاز كند در وجدان و قلب تأثیر مى‏كند. (10)
سخن این نویسنده، امروز مبناى علمى دارد كه از لحاظ روان‏شناسى و زبان‏شناسى محل توحه است و آن اینكه دانشمندان طبق آزمایشها و بررسى‏هاى خود به این نكته رسیده‏اند كه در همه جاى جهان، كودكان در مقابل آهنگ یا لحن كلام زودتر واكنش نشان مى‏دهند تا در مقابل معناى كلمات.(11)
نگارنده درصدد است تا به خواست خدا پس از تبیین برخى ویژگى‏هاى آهنگین كلام ویح، چنانچه فرصتى بود در گفتارى دیگر به بررسى نقش این ویژگى قرآنى و به كارگیرى آن در آموزش مستقیم قرآن، به خصوص به قرآن‏آموزان خردسال بپردازد.
براى بررسى آهنگ یا لحن كلام چه باید كرد؟
یكى از نویسندگان معاصر در پانوشت‏هاى كتابى تحت عنوان هنر، به برخى ویژگى‏هاى موسیقى لفظى پرداخته و مى‏نویسد: در یك نوشته، چهار گونه موسیقى را باید مورد مطالعه قرار داد:
1. موسیقى حروف
2. موسیقى كلمات
3. م.سیقى جمله‏ها
4. موسیقى كلى نوشته كه از آغاز تا انجام چه آهنگى را پیروى كرده و این آهنگ، همگام با تحولات، چه معنایى را یافته است. این قسمت از همه مهم‏تر است.(12)
البته از آنجا كه بحث ما راجع به قرآن خواهدبود. ضمن توجه به تفاوت شعر و كلام وحى و تأكید بر آن، موارد سه گانه دیگر نیز جایگاه خود را خواهد داشت.
تفاوت میان موسیقى ظاهرى و باطنى‏
مصطفى محمود، به نكته مهمى اشاره مى‏كند كه عبارت از موسیقى باطنى در قرآن كریم است. محمد مندور، نویسنده مصرى كه صاحب آثارى چند درباره علوم قرآنى و نقد ادبى است، درباره موسیقى باطنى و تفاوت آن با موسیقى ظاهرى مى‏گوید:
موسیقى واضح و عریان مانند رنگ تند، به سهولت قابل تقلید است و از این رو اصالت و عمقى ندارد، اما موسیقى عمیق‏[ باطنى‏] موسیقى روح است نه موسیقى لفظ وگرچه غالباً خواننده عادى از آن بى‏خبر مى‏ماند ولى اصالتش همواره پایدار و تقلید از آن ارزنده است و در اعماق روح، ماجراهایى برپا مى‏كند كه جز گروه اندكى از خوانندگان از آن غافل مى‏مانند(13)
پیش از این، مثالى را كه مصطفى محمود با ذكر شعرى از عمر بن ربیعه آورد و موسیقى لفظ در شعر آهنگین وى را با عبارت قرآنى مقایسه كرد، دیدیم، وى شعر عمر بن ربیعه و بسیارى از اشعار دیگر شاعران و سخنوران را داراى موسیقى خارجى دانست كه با تقسیم و تقفیه كلام به دست مى‏آید. قرآن كریم علاوه بر آنكه به قافیه بندى رایجه در شعر نمى‏پردازد، همچنان روان و با طراوت و زنده است و به علاوه از ویژگى مهم دیگرى برخوردار است كه پیش از این به آن اشاره شد و شرحى درباره آن در زیر مى‏آید:

ائتلاف لفظ و معنا

عنوان فوق، یكى از مواردى است كه در بحث‏هاى مربوط به بلاغت ذكر شده و به معناى رعایت هماهنگى بین واژه‏هاست. این خصوصیت، در قرآن در حد اعلا به كار رفته، به صورتى كه: اگر معنا فخیم است، واژه‏ها نیز فخیم باشد. اگر معنا روان است، واژه‏ها نیز روان باشد. اگر معنا غریب و دور از دسترس است. واژه‏ها نیز آن گونه مى‏باشد.
در قرآن، برخى از واژه‏ها حریرگونه و نرم است، پاره‏اى از واژه‏ها با هیبت و وقار است، گروهى از واژه‏ها لبخند بر لب و شراب مهر در دل دارد، برخى از واژه‏ها مثل رؤیاست، مثل یك گل، مثل یك تنور عشق، از این رو تفاوت واژه‏ها بسیار است: تفاوت در آوا و آهنگ، تفاوت در معنا و مفهوم، تفاوت در ظرفیت، تفاوت در صورت و... یكى از ابعاد گزینش هنرمندانه و حكیمانه واژه‏ها، همگونى ساختار واچه از جهت صورت و آهنگ و زیبایى، با مفهوم و معناى آن واژه است. هماهنگى لفظ و معنا در واژه‏هاى قرآن، تبلورى اعجاب‏انگیز دارد. آهنگ واژه هایى كه بهشت را تصویر مى‏كند با آهنگ واژه‏هایى كه خشم آتشناك جهنم را به تصویر مى‏كشد، داراى تفاوت بسیار است.(14)

آهنگ نثر

براى بررسى آهنگ عبارات قرآنى، توجهى به موضوع آهنگ نثر در كنار آهنگ شعر لازم است:
شك نیست كه در نثر نیز وزن و آهنگ‏(
Rythme ) خاصى حكمفرماست اما مانند شعرگ اصول كلى و مشتركى ندارد. در اروپا وزن نثر را نیز مانند وزن شعر مطالعه مى‏كنند.
مقصود از وزن وجود در امر است:
1. كمیّت و ریتم (ایقاع)(
et Quantitet  Rythme )
2. هماهنگى حروف (
Harmonie vocalique )
كمیّت عبارت است از مدت زمانى كه براى خواندن یك جمله ضرورت دارد و بدیهى است كه بین جمله‏هاى‏ مختلف از نظر كمیّت و از راه تساوى و تقابل باید تناسبى در كار باشد.
ایقاع عبارت است از: واحدهاى متقارن و متكرّر یك وزن. ایقاع گذشته از شعر در نثر نیز هست، ولى میان ایقاع شعر و نثر یك اختلاف اساسى وجود دارد. چه، در نثر، واحد ایقاع با واحد كلمه تطابق دارد اما در شعر این تطابق در بسیارى موارد نقض مى‏شود و ایقاع ناچار بدون آنكه جمله تمام شود در وسط كلمه پایین مى‏آید. چون هر سخنى طبیعتاً به واحدهایى تقسیم مى‏شود، ناچار هر نثرى داراى ایقاع خواهد بود. زشتى و زیبایى یك نثر بستگى به ایقاع آن دارد. زیبایى همواره در یكنواختى و هماهنگى ایقاعها نیست، چه، در بسیارى موارد، این امر، تكلّفى را پدید مى‏آورد كه ملال‏انگیز است چنان كه در سبك‏هاى مصنوع و به خصوص مسجّع، این نقص را به خوبى مى‏توان احساس كرد.
ناقدان براى نثر دو سبك كلى قایل اند:
1. سبك متناوب

2 .سبك مقطع
در نوع اول جمله‏ها بلند و در دومى كوتاه است. در قرآن نیز آیات مكى از نوع دوم و آیات مدنى از نوع اول است. (15) پیش از پرداختن به كیفیت ایقاعات قرآنى و نحوه هماهنگى حروف و معنا، ابتدا ذكر سخنى درباره هر یك از این مطالب لازم است.

ایقاع موسیقایى و قوانین آن

ایقاع موسیقایى، عنصرى مشترك در تمامى هنرهاى زیباست: ایقاع صوتى و ایقاع معنوى، در ادبیات با هم برابراند و جزئى اساسى از تعبیر به شمار مى‏روند، زیرا در اثر ادبى، دلالت لغوى به تنهایى كافى نیست. ایقاع در تصویر نیز موجود است، لكن چیزى است كه چشم به جاى گوش، عهده‏دار تشخیص آن است و آن را در هماهنگى رنگها و خطوط مشاهده مى‏كند، همچنین این مسأله در پیكره تراشى(16)، در انحناها، حالات و ابعاد ملاحظه مى‏شود. البته ایقاع در پیكره تراشى و نقاشى، مجازى است و به جاى تناسق به كار رفته و هر یك از این هنرها، ویژگى‏هاى خود را دارد.
قوانین ایقاع موسیقى، هفت مورد و عبارت از نظام، تغییر، تساوى، توازى، توازن و تكرار است. ناگفته نماند آنچه در این نوشتار مورد نظر است بررسى تك تك عبارات قرآنى از نگرگاه تخصصى علم موسیقى نمى‏باشد. زیرا بضاعت نگارنده در آن حد نیست، بلكه هدف، بررسى و تبیین تأثیرات عامّى است كه آهنگ كلام بر همگان - نه فقط بر موسیقیدانان - مى‏گذارد. همان گونه كه امثال سید قطب و آیت اللّه طالقانى نیز به گونه تخصصى به این مطلب نپرداخته‏اند و خود سید قطب به این مطلب اشاره كرده و عدم لزوم آن را - با در نظر گرفتن میزان تلقى عموم مردم - یادآور شده است. البته پرداختن تخصصى به این موضوع مى‏تواند در جاى خود و براى اهل فن موضوعى جالب توجه باشد و نگارنده امید تحقق این امر را دارد.

عناصر تشكیل دهنده ایقاع موسیقى قرآنى

موسیقى در اسلوب قرآنى نهفته و ایقاع موسیقى از عناصر زیر تشكیل مى‏شود:
1. مخارج حروف در كلمه واحد
2. جهات مدّ در كلمات
4. پس از آن اتجاهات مدّ در پایان فاصله وارد شده در آیات 5. حرف فاصله(17)
ارتباط میان موسیقى حروف و احساس بشرى
مى‏دانیم كه اعراب، مخارج حروف و طرز كار هر یك را در علم تجوید و قرائت مطاله مى‏كرده‏اند و به وجود افعال و اسمأ اصوات و ارتباط آن با معانى آگاهى داشته‏اند و دریافته بودند كه در بیان معنا و احساس، موسیقى حروف نیز دخالت دارد. با اینكه آنان رابطه منطقى میان موسیقى حروف و معنا را در علم فصاحت احساس كرده‏اند و گفته‏اند كه فصاحت، نداشتن حروف، تنافر و تعقید است و نیز با وجود اینكه ارتباط مثبت میان موسیقى بعضى حروف با معانى آن را دریافته بودند، چنان كه زمخشرى در كشّاف مى‏گوید:
افعالى كه با نون و فا آغاز مى‏شود معناى گذشتن و تمام شدن را مى‏دهد از قبیل: نفذ، نقد، نقف، با این همه رابطه مثبت موسیقى حروف را با معنا تحقیق نكرده‏اند و معنا و حالتى را كه از موسیقى حروف احساس مى‏شود روشن ننموده‏اند، مثلاً در این شعر:
عودى لنا یا اغانى أمسنا عودى و جدّدى ذكر محروم و موعود
در مصراع اول هجاها بلند است و هنگام خواندن آن، كشش آهنگ، زمانى را مى‏گیرد كه شاعر مى‏توانست بى آنكه به وزن آسیبى برسد به جاى این كشش‏ها حروف ساكن بگذارد، ولى احساس شاعر آنرا نپذیرفته است، چه این كشش هاست كه با احساس او همگام است و در بیان آن، وى را یارى مى‏كند، اما بر عكس ارو1اییان، خصایص موسیقى حروف را از نظر مثبت، نیز تحقیق كرده‏اند و پیوند هر یك را با معانى و احساسات، مورد مطالعه دقیق قرار داده‏اند.(18)
این كارى است كه در زبان فارسى و درباره قرآن كریم نیز امرى لازم و ضرورى بوده و تاكنون به آن به طور جدّى پرداخته نشده است. همچنین در كنار عنوان فوق، توجه به (ائتلاف لفظ و معنا) لازم و در واقع تكمیل كننده این قسمت است. آنچه گذشت، بیشتر راجع به بررسى حروف كشش بین حروف و نقش آنها در القاى مفاهیم و خلف آهنگها، صفات این حروف به طور مستقل نیر مورد توجه قرار گیرند.

نحوه تولید صوتها در دستگاه صوتى انسان

دكتر ابراهیم انیس، در كتاب الاصوات اللغویْ مى‏گوید:
كانال كوچك آبى را تصور كنید كه قبل از ریختن به دریاچه یا بركه، مسافت زیادى را طى مى‏كند. حال تصور كنید كه طبیعت زمین این آبراه متفاوت است: بخشى از آبراه این كانال صخره‏اى و بخشى گچى و قسمتى دیگر، زمین سست و نرم باشد. در چنین زمینى ملاحظه مى‏شود كه كناره‏هاى این كانال، در قسمت صخره‏اى تنگ و محدود و در بخش گچى، مقدارى اطراف آن توسعه یافته و در زمین نرم، آبرفتگى بیشترى پیدا كرده است. اگر آبراه كانال را دنبال كنیم و به جریان آب گوش فرا دهیم، بانگ آب را هنگام عبور از مجراى تنگ كانال شدید و بلكه نعره اى مانند مى‏شنویم. اما جایى كه آبراه گسترده باشد تقریباً صدایى را نمى‏شنویم و آب آرام و ملایم جارى است.
در چنین حالتى اگر فرض كنیم، سدّ و آب بندى در قسمتى از مسیر این آبراه بنا شود كه هر نیم ثانیه یك بار به سرعت باز و بسته مى‏شود، در یان هنگام صداهاى انفجارى پى در پى را مى‏شنویم كه نتیجه حبس و رها كرده آب در زمان‏هاى پى در پى و خیلى سریع مى‏باشد.
آبراه در این تصور، مانند مجراى هوا در هنگام سخن گفتن است. هر گاه مجراى عبور هوا در گفتار تنگ مى‏شود، صداى صغیردار یا سایشى ایجاد مى‏شود و زمانى كه مجراى كلام، فراخ و گشاده مى‏گردد، صداى آرام و بدون سایشى را مى‏شنویم و گاهى كه هوا در جایگاه تولید به صورت خیلى سریع مسدود و بعد با شدت رها مى‏گردد، انفجار و انعكاس را ملاحظه مى‏كنیم. این گونه است كه سه نوع صدا تشكیل مى‏گردد و در نهایت صداهایى كه هنگام تولید آنها، هوا با حالت انفجار یا شبیه انفجار ایجاد شده آزاد مى‏گردد. (مثل شیوه تولید نامگذارى ) انفجارى‏
Plosive ( صداى را آنها آواشناسى دانشمندان و مى‏نامیدند شدّت) (حروف شدید انفجارى صداهاى از نوع این قدیم علماى

تقسیم بندى آواها در زبان عربى

بر اساس آزمایش‏هاى جدید، آواهاى با رخوت زبان عربى - به ترتیب میزان رخوت در آنها - عبارت‏انداز: س، ز، ص، ش، ذ، ث، ظ، ف، ه، ح، خ، و ع(20)
هنچنین صفتى كه در صداهاى شدت دار وجود دارد، حبس شدن هوا در مخرج هر یك از آنهاست كه جلوى عبور هوا گرفته مى‏شدو و زمانى كه دو اندام ناگهان از هم جدا مى‏شوند هوا صدایى انفجارى پدید مى‏آورد. صداهاى شدید، در زبان عربى كه آزمایش‏هاى جدید آنها را تأیید و اثبات مى‏كند، عبارت‏انداز: ب، ت، د، ط، ض، ك، ق و ج (21)
حروف ر، ع، ل، م و ن نیز حروف توسط یعنى بین شدّت و رخوت شمرده شده‏اند. (22)
برخى از صداهاى شدید، نظیر و همانندى در صداهاى با صفت رخوت دارند: دال، آوایى شدید است كه نظیر آن زا یا ذال است. نظیر تا، سین یا ثا است. نطیر با آواى فا مى‏باشد. نظیر طا در صداهاى با صفت رخوت صاد و نظیر ضاد در تلفظ كنونى، ظاى عامیانه است كه در تلفظ مصریها نظیر كاف، صداى شین و نظیر جیم قاهره‏[ گاف فارسى‏]، جیم شامى با تعطیش زیاد است و بالاخره قاف، آوایى شدید است كه نظیر آن خا مى‏باشد.(23)
گفتنى است، همان گونه كه دكتر ابراهیم انیس گفته، این موارد بر اساس تحقیقات آواشناختى جدید است و به همین دلیل اندكى با آنچه در كتب سنتى تجوید وارد شده متفاوت است. در كتب اخیر، همزه جز حروف شدید و غ، ض جزو حروف رخوت‏دار محسوب مى‏شوند.
صفات و خصوصیاتى كه بیان شد، ذیل عناوین زیر، قابل بررسى است:

انواع تناسبات آهنگین در قرآن كریم

محورهاى كلى بحث پیرامون عنوان فوق، عبارت از مواردى است كه در زیر آمده، هر چند ممكن است به دلیل ماهیّت بحث، ترتیب ذیل به طور كامل - از لحاظ تقدّم و تأخر مطالب - رعایت نشود:
الف. فضاى عمومى سوره ها
ب. فضاى عمومى گروهى از آیات
ج. نظماهنگ آیات و فواصل پایانى آنها (در مقایسه با دیگر آیات سوره)
ه. تفاوت نظماهنگ در یك آیه واحد
و. طول آیات
ز. نقش بررسى نظماهنگ آیات در تدبّر قرآنى
ح. نمونه‏هایى از وجود نظماهنگ در شعر پارسى
ط. تأثیرات خاص كلام آهنگین
نتیجه: جمع بندى بهره‏هاى قابل اخذ از این ویژگى قرآنى
هم اكنون پس از این تمهید طولانى و لازم، نوبت به بررسى عام این ویژگیها در كلام وحى مى‏رسد. آغاز این بررسى، از سوره فاتحْ الكتاب و پس از آن از سور آخر قرآن است كه به طور عموم داراى حجمى مختصر، آهنگى یكسان و یا با تغییر كم و به طور كلى فضاى عمومى واحدى مى‏باشند. به این ترتیب امكان بررسى از قسمت آسان‏تر كار فراهم مى‏آید:

فضاى عمومى سوره‏ها

سوره فاتحْ الكتاب

این سوره كه داداى اسامى متعددى نظیر ام الكتاب است و هفت آیه بیشتر ندارد، تنها سوره‏اى است كه به نحو عموم، داراى آهنگ سوره‏هاى طوال است. از سور آخر قرآن، دو سوره ماعون و تین تا حدى داراى تشابه آهنگین با سوره‏هاى بزرگ دیگر هستند، لكن تشابه آنها از تشابه امّ‏القرآن بسیار كم‏تر است. همچنین سوره كافرون تنها در دو آیه نخست خود، تا حدى از این تشابه برخوردار است.
اگر بخواهیم بسامدى الفاظ سوره تین و ماعون را در قرآن بررسى كنیم، خواهیم دید كه به عنوان مثال، چند كلمه نمونه زیر، (غیر از كلمه امین) بر اساس ترتیب اول به آخر قرآن، براى نخستین بار در نیمه دوم قرآن و برخى در اواخر آن آمده‏اند.
الف - دین (شعرأ، 26.82)، ب- مسكین (قلم، 68.24)، ج - مصلین (معارج، 70.22)، د- امین (اعراف، 7.68)، ه-ممنون (فصلت، 41.8).
این در حالى است كه بسامد واژگان سوره مباركه حمد در سوره طوال، به شرح زیر است:
1. عالمین تا آخر اعراف 24بار 2. رحیم تا آخر انفال 29بار
3. مستقیم تا آخر اعراف 9بار 4. ضالین در بقره و انعام 2بار(24)
این مقایسه محدود مى‏تواند تا حدى، رابطه و نسبت أم القرآن را با دیگر اجزاى آن از حیث نحوه محتواى مطالب و داشتن نظم و نسق بخش‏هاى عمده قرآن روشن كند. حال اگر بر فرض، به جاى سوره فاتحْ الكتاب، سوره‏اى مانند ناس، فلق، تكاثر، عادیات و مانند آن (با حفظ مفهوم فاتحْالكتاب) مى‏آمد. هماهنگى فعلى كه بین فاتحْالكتاب و سور پس از آن وجود دارد از بین مى‏رفت. در واقع این سوره با اینكه مكى است از لحاظ ایقاعات نسبتاً بلند و نیز از لحاظ سبك متناوب، حال و هواى سور طوال را مى‏نمایاند. این نگاهى به فضاى عمومى و ایقاعات سوره بود. ویژگى مهم دیگرى كه در آهنگ این سوره وجود دارد نظم به كاررفته در لحن آیات، همراه با تغییر محتوایى آنهاست.
آغاز سوره كه درباره حمد و رحمت الهى است، آیاتى را دارد كه در آنها حروف ملایم بیش از همه به چشم مى‏خورند و هیچ گونه خشونتى در الفاظ به گوش نمى‏رسد.
حروف مورد نظر عبارت‏انداز: ح، م، ر، ع، ل، ن.
این حروف در آواشناسى امروز، حروف بین شدت و رخاوت نامیده مى‏شوند.(25)
در بخش میانى سوره مسایل مربوط به روز قیامت، عبودیت، استعانت و صراط مستقیم مطرح مى‏شوند، حروف سوره هم - به تناسب - آهنگى مستحكم و استوار دارند: ك، د(مشدّد)، ت، ص، ط، ق.
در بخش سوم سوره كه نوع صراح مطرح مى‏شود، عبارتى كه بندگان نیكو و نمونه را مشخص مى‏كند، خالى از هر گونه خضونت لفظى است: انعمت علیهم، لكن عبارت پس از آن كه گمراهان مورد خشم خدا را مورد اشاره قرار مى‏دهد، آكنده از حروفى خشن و غلیظ است: غیر المغضوب علیهم ولاالضالین.
تعبیر خشن و غلیظ، از نظر عامّه مردم است.
پیش از این دیدیم كه ض) از نظرگاه آواشناسى جدید، جزو حروف شدید محسوب مى‏شود. همچنین هر چند، در برخى كتب تجوید به رسم گذشته، ض جزو حروف رخوت دار محسوب شده، لكن ابن جزرى در كتاب النشر فى القرائات العشر اظهار داشته، براى زبان هیچ حرفى به سنگینى ض نمى‏باشد.(26)

سوره ناس

آخرین سوره قرآن و یكى از دو معوذّتین یعنى سوره هایى است كه پناه و تعویذ مى‏دهد و با پیام خود، انسانها را از شرور برحذر مى‏دارند. شمار حرف س در این سوره به 10مى رسد. حرف س در بسیارى از كلمات زبان‏هاى مختلف مفهومى از سكون و سستى و ناخوشایندى القا مى‏كند و ما در اینجا از ذكر شواهد زیادى كه وجود دارد خوددارى مى‏كنیم و این موشوع با مراجعه به فرهنگ‏هاى لغت، قابل بررسى است. عبارت سوره ناس نظیر: من شرّ الوسواس الخنّاس. الذى یوسوس فى صدور الناس، آمیزه ایت از ترس و هراس افسون و سكر و مستى و سستى سحر را به گوش مى‏رسانند. (توالى س در كلمات فوق نیز قابل بررسى است). مصطفى محمود درباره آیه والیل اذا عسعس(تكویر، 81.17) گوید: این آیه شب را به تصویر مى‏كشد این به دلیل توالى دو حرف س ساكن در كلمه عسعس است.
مرحوم آیت اللّه طالقانى در این‏باره مى‏گوید:
صداى برخود نون مشدّد و طنین س كه در فصول این آیات آمده جوى از برخورد و معركه‏اى را مى‏نمایاند كهمیان نیزوهاى خیر و شر در میان نفس انسان در گرفته است و حركات صوتى و هیأت فعل یوسوس ادامه این معركه را اعلام مى‏دارد.(27)
ایشان، حرف ن را به دلیل داشتن غنّه و طنین دل انگیر، موسیقایى نمادى از نیزوهاى خیر و حرف س را نمادى از نیزوهاى شر دانسته است.
گویى آهنگ این سوره مى‏خواهد شرورى را كه پیرامون انسان فرا گرفته‏اند به وى گوشزد و او را از آنها تحذیر كند.


ادامه مطلب

طبقه بندی: اعجاز قران، مقالات ،
[ سه شنبه 8 اسفند 1391 ] [ 12:34 ب.ظ ] [ سید وحید حسینی ]
قسمت اول متن مقاله جناب آقای دکتر محمدمقداد امیرى، دانشجوى دكتراى علوم قرآن و حدیث دانشگاه تهران "در اولین کنفرانس اعجاز قرآن ؛ دانشگاه شهید بهشتی

جناب آقای دکتر محمدمقداد امیرى، دانشجوى دكتراى علوم قرآن و حدیث دانشگاه تهران، mmamiri@yahoo.com

چکیده

معجزه بودن قرآن مسأله اى است که دانشمندان اسلامى همگان در مورد آن اتفاق نظر دارند؛ اما در وجه اعجاز و تحدّى قرآن اختلاف نظر وجود دارد. بسیارى از دانشمندان اسلامى معجزه بودن قرآن را ذو وجوه مى‌دانند و برخى نیز اساسا معتقدند که "اعجاز القرآن یدرک و لایمکن وصفه". آیا تمام وجوه بیان شده درباره ى اعجاز قرآن، همان‌هایى هستند که مخاطبان قرآن از همان ابتداى نزول، از تحدّى قرآن آن را مى‌فهمیدند و به تمام سوره‌هاى قرآن تعلق دارد یا آن که وجوه بیان شده در مورد اعجاز را مى توان به دو دسته تقسیم کرد؟ در نوشتار حاضر با توجه به این مسأله، وجه اصلى و اساسى اعجاز قرآن مورد بحث و بررسى قرار خواهد گرفت

واژه‌های کلیدی: قرآن، اعجاز، وجوه اعجاز، وجه اصلى اعجاز

مقدمه

آیات قرآن (طور: 33-34، هود: 13-14، بقره: 23-24، إسراء: 88 و...) و گواهى تاریخ بر عدم قدرت مخالفان بر معارضه با قرآن، معجزه بودن قرآن را تأیید مى‌كنند. دانشمندان اسلامى در مورد اصل معجزه بودن قرآن اتفاق نظر دارند و همان گونه كه علامه مجلسى در "بحارالأنوار" و یا زركشى در كتاب "البرهان فی علوم القرآن" اشاره كرده اند، تنها در وجه اعجاز و تحدّى قرآن، میان دانشمندان اختلاف نظر وجود دارد. (المجلسی، محمدباقر، بحارالأنوار، ج89، ص127-128؛ الزركشی، البرهان فی علوم القرآن، ج2، ص93)

با توجه به همین مطلب، سید مرتضى در كتاب "الموضح عن جهة اعجاز القرآن" به نكته‌اى بسیار مهم در مورد اعجاز قرآن اشاره مى‌كند و مى‌گوید: با وجود اختلاف در مورد وجه اعجاز، هیچ‌كدام از وجوهِ بیان شده در مورد اعجاز قرآن، منكر اصل اعجاز نیست.... براى هیچ‌یك از انبیاى دیگر معجزه‌اى كه مانند قرآن ذو وجوه باشد ذكر نشده‌است و این، تنها از فضائل قرآن است كه از جهات مختلف معجزه است؛ چراكه اگر مانند معجزات انبیاى گذشته، تنها از یك جهت معجزه بود، چنان‌چه كسى بر این جهت، اشكال و ردّى وارد مى‌كرد، آن را از معجزه‌بودن خارج مى‌كرد. بنابراین، اگر كسى این نكته را نیز به وجوه اعجاز قرآن اضافه كند، كار نادرستى انجام نداده‌است و این نیز براى خود، رأیی در مورد اعجاز قرآن كریم و وجهى از وجوه اعجاز آن است.([الشریف] المرتضى، الموضح عن جهة إعجاز القرآن، ص45)

 

روش كار

  1. بیان دیدگاه‌هاى مختلف پیرامون وجه اعجاز قرآن
  2. تقسیم بندى وجوه بیان شده در مورد اعجاز بر مبناى آن كه كدام یك از این وجوه به همه ى سوره‌ها متعلق است و مخاطبان قرآن از همان ابتدا بدان توجه داشتند
  3. تأمل بر روى وجه اصلى اعجاز قرآن و جمع بین اقوال

دیدگاه‌هاى مختلف بیان شده پیرامون وجه اعجاز قرآن:

در نوشته‌هاى دانشمندان و متكلمان اسلامى موارد گوناگونى در مورد وجه اعجاز قرآن بیان شده‌است كه از مهم‌ترین آن‌ها مى‌توان به مواردى چون: فصاحت و بلاغت، اسلوب و نظم قرآن، اخبار از غیب، صرفه، معارف والاى قرآن[1]، نزول قرآن با چنان جایگاهى بر پیامبرى امّى (كه به طریق عادى و معمول استادى ندیده بود)[2] و نیز موارد دیگرى چون اعجاز علمى قرآن و... اشاره كرد.

به عنوان نمونه، علامه مجلسى در "بحارالأنوار" به مواردى مانند: صرفه، فصاحت خارق عادت، معانى صحیح موافق عقل، نظم مخصوص قرآن، عدم وجود اختلال و تناقض در قرآن، اخبار از غیب و... در مورد وجوه اعجاز قرآن اشاره مى‌كند و همه‌ى این موارد را به عنوان وجهى از وجوه اعجاز قرآن مى‌پذیرد (بحارالأنوار، المجلسی، محمدباقر، ج89 - ص127-128). به همین صورت، خواجه‌ى طوسى در كتاب "تجرید الاعتقاد" و علامه حلى در "كشف المراد فی شرح تجرید الاعتقاد" با اشاره به مواردى چون فصاحت، اسلوب قرآن و صرفه، همه‌ى این موارد را در مورد اعجاز قرآن محتمل مى‌دانند(العلامة] الحلی، كشف المراد فی شرح تجرید الاعتقاد، ص484-485). همچنین رمانى در كتاب "النكت فی إعجاز القرآن" در وجه اعجاز قرآن، هفت وجه: ترك معارضه با وجود فراوانى دواعى، تحدّى با عموم، بلاغت، اِخبار از آینده، نقض عادت و قیاس با سایر معجزات را بیان مى‌كند و همه را از وجوه اعجاز قرآن مى‌داند(الرمانی، علی بن عیسى، نكته‌ها در اعجاز قرآن كریم (ترجمه ى: النكت فی اعجاز القرآن)، ص20 و 87).

در مقابل، دیگر دانشمندانى وجود دارند كه نظر آنان در مورد وجه اعجاز قرآن متفاوت است. به عنوان مثال، سكاكى در كتاب "مفتاح العلوم"، بر این اعتقاد است كه اعجاز قرآن قابل درك است؛ اما نمى‌توان آن را توصیف كرد؛ همان گونه كه نمكین بودن شخص یا خوش آهنگى یك صوت قابل درك است؛ اما نمى توان آن را توصیف كرد. (الزركشی، البرهان فی علوم القرآن، ج1،ص311 و نیز: همان، ج2، ص100؛ السیوطی، الإتقان فی علوم القرآن، ج2، ص319). به همین صورت، نیشابورى (نظام الدین حسن بن محمد بن الحسین النیسابوری صاحب تفسیر: "غرائب القرآن و رغائب الفرقان") نیز در تفسیر خود مى‌نویسد: "... و اعلم أن شأن الاعجاز لایدرك و لایمكن وصفه... فإنا نقطع أن الاستغراب من سماع القرآن، إنما هو من أسلوبه و نظمه المؤثر فی القلوب تأثیرا لایمكن إنكاره لمن كان له قلب أو ألقى السمع و هو شهید..."(المجلسی، محمدباقر، بحارالأنوار، ج17، ص165-166).

مسأله‌ى قابل توجه در مورد اساس وجه اعجاز قرآن آن است كه مخاطبان قرآن - كه در زمان نزول قرآن و دوران رسالت پیامبر(ص) از آوردن مانند آن ناتوان ماندند - اعجاز قرآن را دریافته بودند و همان‌گونه كه سید مرتضى در كتاب "الموضح عن جهة اعجاز القرآن" بیان مى‌كند، در مورد وجه تحدّى قرآن ابهامى براى آنان وجود نداشت؛ زیرا پیامبر(ص) مخاطبان قرآن را به طور مطلق به تحدّى فراخواند؛ بدون آن كه وجه تحدّى را در مورد مشخصى قرار دهد و از ناحیه‌ى خداوند فرمود: "قل لإن اجتمعت الإنس و الجن على أن یأتوا بمثل هذا القرآن لایأتون بمثله و لو كان بعضهم لبعض ظهیرا"(اسراء: 88) و كسى از مخاطبان قرآن در پاسخ آن تحدّى اظهار نكرد كه وجه تحدّى قرآن را نفهمیده‌است و یا در مورد آن تردید و شك دارد؛ زیرا اگر چنین بود، از پیامبر(ص) مى‌پرسیدند كه از چه جهت مانند قرآن بیاورند و مراد و غرض قرآن در این باره چیست([الشریف] المرتضى، الموضح عن جهة إعجاز القرآن، ص39). زركشى با توجه به همین نكته در كتاب "البرهان فی علوم القرآن" در باره‌ى وجه تحدّى قرآن مى‌نویسد: "... فاعلم أنه لا یصح التحدی بشئ مع جهل المخاطب بالجهة التی وقع بها التحدی..."(الزركشی، البرهان فی علوم القرآن، ج2، ص93).

حال، سؤال متبادر به ذهن این است كه آیا اختلاف دانشمندان و متكلمان اسلامى در مورد وجه اعجاز و تحدّى قرآن و بیان وجوه مختلف در مورد آن به دلیل آن است كه برخلاف مخاطبان زمان نزول، وجه اصلى اعجاز و تحدّى قرآن درست تشخیص داده نشده‌است یا آن كه اساسا اعجاز و تحدّى قرآن داراى وجوه متعدد است؟

بسیارى از دانشمندان و متكلمان اسلامى كه وجوه مختلف از اعجاز را براى قرآن بیان كرده اند، بر این اعتقاد اند كه وجوه اعجاز و تحدّى قرآن داراى جهات مختلف است و بسیارى از آنان - مانند كسانى كه نام آنان ذكر شد - همه‌ى این وجوه مختلف را پذیرفته و قابل احتمال مى‌دانند. بنابراین، با توجه به اعتقاد این عده از دانشمندان، نظر دوم قابل پذیرش‌تر است كه اختلاف در وجه اعجاز و تحدّى قرآن و بیان وجوه مختلف به دلیل آن است كه اساسا قرآن از وجوه مختلف، معجزه‌است.

در مقابل، اگر بخواهیم به اعتقاد دانشمندانى چون سكاكى و نیشابورى و دیگر موافقان آنان توجه كنیم، به نظر مى‌آید كه نظریه‌ى اول با اعتقاد آنان سازگارتر است؛ بدین صورت كه شاید وجه اصلى و اساسى اعجاز قرآن و حقیقت آن، توسط كسانى كه درباره‌ى آن اختلاف دارند به درستى مورد توجه قرار نگرفته باشد و همین مسأله، دلیل اختلاف نظر آنان در مورد وجه اعجاز قرآن است.

در توضیح این مطلب باید گفت كه با تكیه بر این نظریه، وجوه دیگر از اعجاز قرآن كه توسط متكلمان بیان شد - همان‌گونه كه به تفصیل درباره‌ى آن بحث خواهد شد - مزیت و برترى قرآن در جهت اثبات فوق بشرى بودن و وجهى از وجوه اعجاز آن به شمار مى‌آید؛ نه وجه اصلى اعجاز و تحدّى آن. بنابراین، با توجه به آن كه مسلّم و قطعى است كه قرآن، مخاطبان را به تحدّى و آوردن مانند خود دعوت و بر ناتوایى آنان تأكید كرده‌است و باز هم از نظر تاریخى مسلم است كه كسى نتوانسته‌است به این تحدّى قرآن پاسخ گوید و با آن مبارزه كند و به آوردن مانند قرآن مبادرت ورزد، متفكران و دانشمندان با توجه به معجزه بودن قرآن - كه امرى یقینى و قطعى است - در پى دست یابى به وجه این اعجاز و تحدّى بر آمدند و هر كدام به نكته اى در این باره اشاره كردند. از این رو، در این میان نظرات مختلفى به وجود آمد كه برخى از این نظرات باهم مشترك و برخى نیز با یكدیگر اختلاف دارند. این مطلب را مى‌توان در نوشته‌ى سیوطى در كتاب "الإتقان فی علوم القرآن" ملاحظه كرد كه در این باره مى‌نویسد: "لما ثبت كون القرآن معجزة نبینا صلى الله علیه و[آله و]سلم وجب الاهتمام بمعرفة وجه الإعجاز و قد خاض الناس فی ذلك كثیرا فبین محسن و مسیء..." (السیوطی، الإتقان فی علوم القرآن، ج2، ص314)

 

وجه اصلى و اساسى اعجاز قرآن

نكته اى كه باید بدان اشاره كرد این است كه از آن جا كه موضوع بحث این نوشتار، وجه اصلى اعجاز قرآن است، از مواردى مانند اِخبار از غیب، عدم اختلاف و تناقض، نزول قرآن با چنان جایگاهى بر پیامبرى امّى و مواردى مانند اعجاز علمى قرآن - كه هر كدام در جاى خود صحیح است و مى‌تواند وجهى از وجوه اعجاز قرآن و دلیلی قطعى بر فوق بشرى بودن آن به حساب آید - بحث نمى‌شود.

دلیل این مسأله آن است كه هركدام این وجوه گرچه مى‌تواند از ویژگى‌هاى منحصر به فرد قرآن در مقابل كلام بشرى باشد كه از آوردن مانند آن، با خصوصیات هركدام از آن وجوه ناتوان اند؛ اما منظور این نوشتار از وجه اصلى و اساسى اعجاز و تحدّى قرآن - همان‌گونه كه تفصیل آن بیان خواهد شد - چیزى است كه اولا، از مختصات همه‌ى سوره‌هاى قرآن باشد؛ نه فقط برخى از آیات قرآن؛ چرا كه قرآن در مقام تحدّى در آیه ى: "و إن كنتم فی ریب مما نزلنا على عبدنا فأتوا بسورة من مثله"(البقرة: 23) دامنه‌ى تحدّى و اعجاز قرآن را به سوره‌ى خاصى محدود نكرده‌است. بنابراین، تمام سوره‌هاى قرآن، حتى کوچك‌ترین سوره، شامل این تحدّى و اعجاز خواهد بود. ثانیا، این وجه اعجاز براى مخاطبان عصر نزول، حتى همان مخاطبان اوایل نزول قرآن در مكه، روشن و مشخص بوده باشد.



ادامه مطلب

طبقه بندی: اعجاز قران،
[ چهارشنبه 2 اسفند 1391 ] [ 12:28 ب.ظ ] [ سید وحید حسینی ]
سه روز تاریکی که هیچ ....عمری در تاریکی !!!
  یک دو سه... امتحان میکنم ....اگه کسی صدامو میشنوه جواب بده... اینجا همه چی تاریکه ..... تنها من نجات پیدا کردم.... دیدید مایاها راست میگفتن ،نوسترآداموس هم همینطور .حالا چه خاکی تو سرمون کنیم تو این تاریکی مطلق.قطب نما ها هم کار نمیکنه ،شاید این آخرین پیام من باشه ...حلالم کنید !!!.یه لحظه صبر کنین ، فکر کنم یه سفینه ی فضایی تو آسمون میبینم ،احتمالا اومدن منو نجات بدن.آره موجودات فضایی اومدن منو نجات بدن !! شاخک هاشون رو میبینم ....خیلی نازن ... من که رفتم سوار بشم . دو سه تا رفیق هامم از پشت شیشه سفینه دارن بهم دست تکون میدن، احتمالا اونا جامو به مریخی ها گفتن .احمد،احسان،صفدر، قلی ،تیمور هم اونجان...ولی چنگیز و امیر نیستن ،نکنه ...نه خدا نکنه...

متن کامل در ادامه مطلب...


ادامه مطلب

طبقه بندی: عمومی، اعجاز قران، فرهنگی، اندیشه،
[ پنجشنبه 7 دی 1391 ] [ 06:38 ب.ظ ] [ امیر دهقانی ]

قرآن، کلام خداوند و برترین کتابی است که بر دنیای خاکی نازل شده است. به جرأت می‌توان این کتاب عظیم را برنامه‌ی کامل زندگی بشر دانست؛ چرا که علاوه بر آموزش مسائل تربیتی، اخلاقی و دینی، اطلاعات گران‌بهای علمی نیز در درون این کتاب مقدس نهفته می‌باشد که این اطلاعات به حول و قوه‌ی الهی با ظهور مفسر بزرگ قرآن کریم، حضرت مهدی موعود (عجل الله تعالی فرجه الشریف) إن شاء الله رمزگشایی خواهد شد.

سوره‌ی «بقره»، دومین سوره از سوره‌های قرآن کریم می‌باشد و در زمره‌ی سوره‌های  مدنی  قرار  دارد.(1) گرچه  در  این سوره  احکام  و  مسائل  اخلاقی  و  تربیتی بی شماری ذکر شده است، اما با کمی دقت می‌توان در لا به لای آیات آن مطالب شگفت‌انگیز و معجزات شگفت‌آوری یافت. در آیه‌ی 233 سوره‌ی « بقره » خداوند متعال قدرت‌نمایی فرموده و یکی از معجزات بزرگ خود را بیان نموده است.

آیه‌ی 233 سوره‌ی «بقره» چنین می‌فرماید:

وَالْوَالِدَاتُ یرْضِعْنَ أَوْلَادَهُنَّ حَوْلَینِ كَامِلَینِ لِمَنْ أَرَادَ أَنْ یتِمَّ الرَّضَاعَةَ...

مادران، فرزندان خود را دو سال تمام، شیر می‌دهند. (این) برای کسی است که بخواهد دوران شیرخوارگی را تکمیل کند.

در نگاه اول به نظر می‌رسد که آیه‌ی فوق تنها به بیان احکام الهی پرداخته و صرفاً مسائل اخلاقی و تربیتی را بیان می‌نماید، اما با نگاهی عمیق‌تر به آیه‌ی مذکور، می‌توان به معجزه‌ای بزرگ در علوم طبیعی پی می‌برد.

در این آیه،  این آیه، به صراحت،  عدد  « 2 سال » را در مورد دوره‌ی « کامل » شیر دهی بیان می‌نماید.

در آیه‌ی «14» سوره‌ی مبارکه‌ی «لقمان» نیز به مسئله‌ی مذکور اشاره شده و دوران شیردهی به کودک، دو سال تمام ذکر شده است:

وَوَصَّینَا الْإِنْسَانَ بِوَالِدَیهِ حَمَلَتْهُ أُمُّهُ وَهْنًا عَلَى وَهْنٍ وَفِصَالُهُ فِی عَامَینِ...

و ما به انسان درباره پدر و مادرش سفارش کردیم؛ مادرش او را با ناتوانی روی ناتوانی حمل کرد (به هنگام بارداری هر روز رنج و ناراحتی تازه‌ای را متحمل می‌شد)، و دوران شیرخوارگی او در دو سال پایان می‌یابد.

اما اعجاز ذکر شده، مربوط به چیست؟

با پیشرفت‌های به دست آمده در عرصه‌های مختلف علوم پزشکی، مشخص شده است که «شیر مادر» از اهمیت بسیار بالایی در تغذیه و سلامت نوزاد و شیرخوار برخوردار است و هیچ شیر دیگری و یا محصولات و فرآورده‌های مشابه تجاری، نمی‌توانند جایگزین آن شوند. مطابق پیشرفت‌های انجام شده در علوم پزشکی مشخص گردیده است که شیر مادر برای شیرخوار، فواید زیر را به همراه دارد: (2)

1افزایش فعالیت سیستم ایمنی.

2 کاهش بروز عفونت‌های دستگاه تنفسی، دستگاه ادراری، عفونت گوش میانی.

3 کاهش بروز سندرم مرگ ناگهانی شیرخوار.

4 افزایش ضریب هوشی.

5 کاهش بروز دیابت نوع 1 و 2.

6 کاهش بروز چاقی.

7 کاهش بروز حساسیت (آلرژی) .

8 کاهش بروز بیماری گوارشی خطرناک انتروکولیت نکروزان در نوزادان نارس.

9 کاهش بروز آلرژی، آسم، سلیاک و بیماری‌های قلبی - عروقی در بزرگ‌سالی.

و ...

از سوی دیگر مطابق کشفیات جدید، شیر دهی توسط مادر، فواید متعددی برای مادر نیز به همراه دارد. برخی از این فواید، عبارتند از: (3)

1 تقویت ارتباط عاطفی مادر و کودک.

2 قطع سریع‌تر خونریزی رحمی بعد از زایمان.

3 کاهش میزان بروز سرطان‌های سینه، سرطان تخمدان و سرطان آندومتر در مادر.

4 کاهش دوز انسولین در مادران مبتلا به مرض قند (دیابت) .

5 کاهش بروز بیماری‌های قلبی - عروقی در مادر.

6 کاهش بروز سندرم متابولیک در مادر.

و ...

با توجه به مطالب ذکر شده، به راحتی می‌توان دریافت که استفاده از شیر مادر، فواید متعددی برای شیرخوار و مادر دارد و دین مبین اسلام در قرن‌ها قبل و پیش از مشخص شدن نتایج کشفیات امروز، در قالب آیات قرآن کریم و روایات معصومین (علیهم السلام) بر استفاده از شیر مادر تاکید ورزیده است.

اما اعجاز اصلی که در دو آیه‌ی نامبرده مستتر است، بسیار شگفت‌انگیزتر از مسئله‌ای است که به آن اشاره شد! در واقع اعجاز اصلی آیات نامبرده، مربوط به تاکید آن‌ها بر شیردهی به مدت 2 سال تمام (24 ماه) می‌باشد.

همان‌گونه که ملاحظه فرمودید، قرآن کریم، بر 2 سال (24 ماه) شیردهی توسط مادر به فرزند، تاکید می‌ورزد؛ به خصوص که در سوره‌ی مبارکه «بقره» آیه‌ی «233» می‌فرماید: «برای کسی که می‌خواهد شیردهی را کامل کند» . این مسئله نشان می‌دهد که از نظر خداوند متعال، کمال شیر دهی مادر به فرزند، در طی 2سال (24 ماه) شیردهی مادر، حاصل می‌شود.

 این اشاره‌ی صریح قرآن مجید به عدد 2 سال (24 ماه) یکی از بزرگ‌ترین اعجازهای قرآن مجید در 14 قرن پیش می‌باشد؛ زیرا تحقیقات انجام شده در چند دهه‌ی اخیر، ثابت کرده‌اند که بیشترین فواید شیردهی برای نوزاد، از شیردهی به مدت 2 سال تمام (24 ماه) حاصل می‌گردد:

 الف:

مطابق دستورالعمل سازمان بهداشت جهانی (WHO) ، مادران باید تا 2 سال فرزندان خود را شیر دهند و تغذیه‌ی تکمیلی نیز باید از زمان شش ماهگی شیرخوار، در کنار شیر مادر آغاز شود؛ اما شیر مادر باید تا 2 سالگی شیرخوار ادامه یابد:(4)

مستندات علمی اعجاز شیر مادر در قران

دستورالعمل سازمان بهداشت جهانی (WHO) در مورد لزوم ادامه یافتن شیر مادر تا 2 سالگی شیرخوار.

مستندات علمی اعجاز شیر مادر در قران

دستورالعمل سازمان بهداشت جهانی (WHO) در مورد لزوم ادامه یافتن شیر مادر تا 2 سالگی شیرخوار.

مستندات علمی اعجاز شیر مادر در قران

دستورالعمل سازمان بهداشت جهانی (WHO) در مورد لزوم ادامه یافتن شیر مادر تا 2 سالگی شیرخوار.

ب مطابق دستورالعمل مجمع معتبر آکادمی اطفال آمریکا (American Academy of Pediatrics) ، بهتر است شیر مادر باید حداقل تا 2 سالگی شیرخوار ادامه یابد (هر چند این آکادمی، لزوم شیردهی را حداقل تا یک سالگی ضروری و حیاتی دانسته است):(5)

مستندات علمی اعجاز شیر مادر در قران

دستورالعمل آکادمی اطفال آمریکا (American Academy of Pediatrics) در مورد مفید بودن ادامه یافتن شیر مادر تا 2 سالگی شیرخوار.

 ج مطابق دستورالعمل مجمع معتبر انجمن اطفال کانادا (Canadian Pediatrics Association) ، شیر مادر باید حداقل تا 2 سالگی شیرخوار ادامه یابد:(6)

مستندات علمی اعجاز شیر مادر در قران

دستورالعمل انجمن اطفال کانادا (Canadian Pediatrics Association) در مورد لزوم ادامه یافتن شیر مادر حداقل تا 2 سالگی شیرخوار.

با توجه به مطالب فوق، در می‌یابیم که علیرغم اختلاف نظرهای جزیی بین سازمان‌های معتبر بهداشتی و انجمن‌های معتبر متخصصین اطفال، عمده‌ی فواید شیرخوارگی برای شیرخوار، با 2 سال مصرف شیر مادر به دست می‌آید و این مطلبی است که قرآن مجید، در حدود 14 قرن قبل در لا به لای آیات مبارکه‌ی خود بیان نموده بود.

 اما شگفتی هنگامی افزون می‌گردد که بدانیم فواید شیردهی برای مادر شیرده نیز حداقل بعد از 2 سال شیر دهی به دست می‌آید!

 الف شیردهی به مدت 2 سال و پیشگیری از سرطان سینه: در مقالات و کتب پزشکی متعددی، به نقش مهم شیردهی مادر، در جلوگیری از بروز سرطان سینه در خود وی اشاره شده است. اما نکته‌ی مهم این که در بسیاری از کتب مرجع و تحقیقات میدانی انجام شده، عدد 2 سال شیردهی، نقش کلیدی در این میان بازی می‌کند!

در کتاب معتبر و مرجع بیماری‌های زنان و زایمان (Danforth's Obstetrics &) Gynecology به صراحت بیان شده است که به منظور بروز اثرات ضد سرطان سینه‌ی «شیردهی مادر» ، مادران شیرده باید حداقل 24 ماه به نوزادان خود شیر دهند. این مطلب، هم در ویرایش‌های قدیمی تر کتاب و هم در ویرایش جدید کتاب (ویرایش 10 (2008)) به چشم می‌خورد: (7)

مستندات علمی اعجاز شیر مادر در قران

تذکر کتاب  مرجع   (Danforth's Obstetrics & Gynecology)   ویرایش 9 (2003)   در  مورد  این  که «شیردهی مادر» حداقل باید به مدت 24 ماه ادامه یابد تا خواص ضد سرطانی آن در بدن مادر تثبیت گردد.

تذکر  کتاب  مرجع  (Danforth's Obstetrics & Gynecology)   ویرایش 10 (2008)   در  مورد  این  که «شیردهی مادر» حداقل باید به مدت 24 ماه ادامه یابد تا خواص ضد سرطانی آن در بدن مادر تثبیت گردد.

لازم به ذکر است که گرچه در کتاب مذکور، زمان تجمعی شیردهی لازم برای پیشگیری از سرطان سینه را حداقل 24 ماه ذکر کرده است، اما واضح است که شیر دادن  2 ساله‌ی (24 ماهه‌ی) مادر به حتی یک فرزند خود (مطابق دستور قرآن کریم) نیز می‌تواند اثر مفید ضد سرطانی شیر مادر را حتی در همان یک بار شیردهی نیز ظاهر نماید و زنان مسلمان حتی با یک شیردهی 24 ماهه (2 ساله) به یک فرزند خود نیز می‌توانند مانع بروز سرطان سینه در خود شوند.

 نکته‌ی مهم این که علیرغم تغییر بسیاری از مطالب در دو ویرایش 9 و 10 کتاب (Danforth) عدد 24 ماه شیردهی ثابت مانده است! (8)

 البته مسئله‌ی لزوم شیر دادن به مدت 24 ماه (2 سال تمام) به منظور جلوگیری از بروز سرطان سینه، تنها در کتاب (Danforth) ذکر نشده است، بلکه مقالات مختلف و متعددی وجود دارند که نشان می‌دهند، عدد 24 ماه یا 2 سال، یک زمان کلیدی برای شیردهی مادر به منظور پیشگیری از سرطان سینه می‌باشد! و جالب این که این مقالات، حاصل تحقیقات انجام شده در کشورهای مختلف می‌باشند: (9)

مستندات علمی اعجاز شیر مادر در قران

البته برخی از تحقیقات پا را از این نیز فراتر گذاشته‌اند و شیردهی به میزان 2 سال (24 ماه) برای هر فرزند را در پیشگیری از سرطان سینه مفید دانسته‌اند: (10)

اثر مفید 24 ماه شیردهی به ازای هر نوزاد و بیش از 72 ماه در کل، در جلوگیری از سرطان سینه؛ (محل انجام تحقیق: چین)

 بدین ترتیب همان‌گونه که ملاحظه فرمودید، مطابق فرمایش قرآن کریم و تحقیقات علمی دهه‌های اخیر، شیردهی مادر به میزان 2 سال (24 ماه) و به خصوص به هر فرزند به میزان 2 سال (24 ماه) اثرات مفیدی در پیشگیری از ابتلا به سرطان سینه‌ی زنان دارد.

ب) شیردهی به مدت 2 سال و پیشگیری از سرطان تخمدان: در مقالات و کتب پزشکی متعددی، به نقش مهم شیردهی مادر، در جلوگیری از بروز سرطان تخمدان در مادر اشاره شده است. اما نکته‌ی مهم این که در بسیاری از کتب مرجع و تحقیقات میدانی انجام شده، 2 سال (24 ماه) شیردهی، نقش کلیدی در این میان بازی می‌کند! (11)

اثر مفید 24 ماه شیردهی مادر، در جلوگیری از سرطان تخمدان مادر.

بدین ترتیب همان‌گونه که ملاحظه فرمودید، مطابق فرمایش قرآن کریم و تحقیقات علمی دهه‌های اخیر، شیردهی مادر به میزان 2 سال (24 ماه) اثرات مفیدی در پیشگیری از ابتلا به سرطان تخمدان دارد.

ج شیردهی به مدت 2 سال و پیشگیری از سکته‌ی قلبی در مادر: مطابق برخی از تحقیقات مستند و معتبر علمی، شیردهی مادر به مدت 2 سال (24 ماه) ، از بروز بیماری‌های عروق کرونر قلبی و سکته‌ی قلبی در مادر می‌کاهد و از وی در مقابل این بیماری‌ها محافظت می‌نماید:(12)

مستندات علمی اعجاز شیر مادر در قران

اثر مفید 24 ماه شیردهی مادر، در جلوگیری از بیماری عروق کرونر قلب و سکته‌ی قلبی مادر.

بدین ترتیب همان‌گونه که ملاحظه فرمودید، مطابق فرمایش قرآن کریم و تحقیقات علمی دهه‌های اخیر، شیردهی مادر به میزان 2 سال (24 ماه) اثرات مفیدی در پیشگیری از ابتلا به سکته‌ی قلبی دارد.

 مثال‌های فوق، تنها بخشی از شواهد موجود پیرامون فواید 2 سال (24 ماه) شیردهی مادر برای وی و فرزندش می‌باشد و قطعاً اگر تحقیقات بیشتری در این زمینه صورت بگیرد، شواهد بیشتری نیز در این زمینه به دست خواهد آمد.

 با توجه به مطالبی که ذکر گردید مشخص می‌شود که مطابق تحقیقات انجام شده، 2 سال شیردهی (24 ماه شیردهی) مادر به فرزندش، نه تنها موجب بروز فواید بی شماری برای کودک می‌گردد (مانند پیشگیری از بروز آسم، آلرژی، چاقی، دیابت، انتروکولیت نکروزان، سلیاک، بیماری‌های قلبی - عروقی، عفونت‌ها و افزایش فعالیت سیستم ایمنی و ضریب هوشی و ...) ، بلکه موجب پیشگیری از بروز سرطان‌های سینه، تخمدان و بیماری‌های قلبی - عروقی در مادر نیز می‌گردد. نکته‌ی مهم این که اثرات سودمند نامبرده، همگی طی 2 سال (24 ماه) شیردهی حاصل می‌شوند و برای ظاهر شدن اثرات مذکور، باید شیردهی مادر به فرزندش، به مدت 2 سال ادامه یابد.

 اما شگفت انگیز این که در کتاب مقدس و آسمانی قرآن کریم نیز به 2 سال شیردهی مادر به فرزندش تصریح شده است و کمال شیردهی مادر به فرزندش، در شیردهی 2 ساله‌ی مادر به فرزند دانسته شده است. این اعجاز قرآن کریم در 14 قرن قبل و هنگامی که هنوز ابزارآلات و ادوات پیشرفته‌ی تحقیقاتی وجود نداشتند، علاوه بر این که درایت، دانایی و عظمت خداوند متعال را نشان می‌دهد، موجب می‌گردد که جامعه‌ی اسلامی، از نظر سلامت جسمی نیز جامعه‌ای شاداب، با نشاط و سالم باشد. به عبارت دیگر، مادر مسلمانی که مطابق دستورات قرآن کریم، 2 سال تمام (24 ماه) به فرزند خود شیر می‌دهد، نه تنها با این میزان شیردهی سلامتی فرزند خود را در همه‌ی ابعاد تأمین می‌کند، بلکه همان مدت شیردهی (2 سال یا 24 ماه) به همان فرزند، خود مادر را نیز در برابر سرطان‌های سینه، تخمدان و بیماری‌های قلبی - عروقی محافظت می‌نماید.

 البته در میان روایات معصومین (علیهم السلام) نیز توصیه‌ها و پیشگویی‌های متعددی پیرامون فواید شیر مادر بیان شده است که انطباق شگفت انگیزی بر کشفیات پزشکی قرون اخیر دارد و ما به دلیل پرهیز از اطاله‌ی کلام، مجبوریم از آن‌ها صرف نظر نمائیم.

یک سۆال: با توجه به آیه‌ی 15 سوره احقاف که می‌فرماید: بار برداشتن و از شیر گرفتن او سی ماه است؛ از طرفی بنا بر آیات دیگر قرآن، دوره‌ی از شیر گرفتن دو سال تمام است، بنابراین، این اختلاف 3 ماه مربوط به چیست؟ (13)

 پاسخ: قرآن کریم در یک آیه مجموع دوره‌ی بارداری و شیر دادن را بیان کرده است: «... دوره‌ی حمل و از شیر بازگرفتنش سی ماه است ...» (احقاف، 15)

در آیات دیگر مدت شیر دادن را دو سال معرفی می‌کند: «مادران فرزندان خود را دو سال کامل شیر دهند، آنان که بخواهند دوره‌ی شیر دادن را تکمیل کنند» ...   (بقره، 233)

«و از شیر باز گرفتنش در دو سال است...» (لقمان، 14) بنابراین مجموع دوران بارداری و شیر دادن حداقل سی ماه است که بیست و چهار ماه دوران شیر دادن و شش ماه مدت حمل.

‌ فقها و مفسران از مجموع این آیات و روایات اسلامی استفاده کرده‌اند که 24 ماه دوره‌ی شیردهی است و حداقل دوره‌ی بارداری 6 ماه می‌باشد.

در روایت است که در زمان خلیفه‌ی دوم، حضرت علی از اعدام زنی که پس از شش ماه ازدواج، وضع حمل نموده بود جلوگیری نمود و برای اثبات این که حداقل دوره‌ی بارداری شش ماه است به آیات مذکور استناد نمود و وضع حمل در شش ماهگی را ممکن دانست. (ر. ک: وسائل الشیعه، شیخ حر عاملی، ج 21، ص 382، مۆسسة‌آل البیت / تفسیر المیزان، علامه طباطبایی؛ ج 18، ص 201 / تفسیر نمونه، آیت اللّه مکارم شیرازی، ج 21، ص 327، دارالکتب الاسلامیة) (14)

 نکته‌ی جالب این که مطابق تحقیقات انجام شده توسط محققان علوم پزشکی، مشخص شده است که در عالم واقع نیز حداقل دوره‌ی بارداری موثر نیز 6 ماه می‌باشد و کودکانی که قبل از 6 ماهگی به دنیا می‌آیند، به میزان قابل توجهی مرگ و میر بالاتری نسبت به کودکانی دارند که بعد از 6 ماهگی به دنیا می‌آیند. (15)

 با توجه به مطالبی که گفته شد، مطابق فرمایش قرآن مجید در 14 قرن قبل، مادران به منظور کامل نمودن دوره‌ی شیردهی خود به نوزادانشان، باید 24 ماه (2 سال تمام) به فرزندانشان شیر دهند که آثار مفید و برکات مادی و معنوی این مدت شیردهی برای مادر و فرزند، مطابق کشفیات علمی قرون اخیر اثبات شده است و این مسئله برگ دیگری را در دفتر اعجاز علمی قرآن کریم ثبت نموده است. (16)

منابع و مآخذ:

1 -

http://wiki.ahlolbait.ir/home/-/wiki/Islamic_Wiki/%D9%85%D8%B4%D8%AE%D8%B5%D8%A7%D8%AA%20%DA%A9%D8%A7%D9%85%D9%84%20%D8%B3%D9%88%D8%B1%D9%87%20%D9%87%D8%A7%DB%8C%20%D9%82%D8%B1%D8%A2%D9%86

2 -

http://en.wikipedia.org/wiki/Breastfeeding

3-

http://en.wikipedia.org/wiki/Breastfeeding

4-

http://www.who.int/nutrition/topics/exclusive_breastfeeding/en/

و

http://rehydrate.org/breastfeed/index.html

و

http://en.wikipedia.org/wiki/Breastfeeding

و

http://www.answers.com/topic/breastfeed

5-

http://rehydrate.org/breastfeed/index.html

و

http://en.wikipedia.org/wiki/Breastfeeding

و

http://www.answers.com/topic/breastfeed

6-

http://www.naturallysavvy.com/pediatric-nutrition/breastfeeding-past-the-first-year

7-

Ronald S Gibbs, Beth Y Karlan, Arthur F Haney, Ingrid Nygaard. Danforth's Obstetrics and Gynecology. Lippincott Williams & Wilkins Publishers.  10th Ed (2008). Chapter 56 (Disorders of the Breast).

و

James R., Md. Scott, Ronald S., Md. Gibbs, Beth Y., Md. Karlan, Arthur F., Md. Haney, David N. Danforth's Obstetrics and Gynecology. Lippincott Williams & Wilkins Publishers. 9th Ed (2003). Chapter 50 (Disorders of the Breast).

8-

Ronald S Gibbs, Beth Y Karlan, Arthur F Haney, Ingrid Nygaard. Danforth's Obstetrics and Gynecology. Lippincott Williams & Wilkins Publishers.  10th Ed (2008). Chapter 56 (Disorders of the Breast).

و

James R., Md. Scott, Ronald S., Md. Gibbs, Beth Y., Md. Karlan, Arthur F., Md. Haney, David N. Danforth's Obstetrics and Gynecology. Lippincott Williams & Wilkins Publishers. 9th Ed (2003). Chapter 50 (Disorders of the Breast).

9-

LIPWORTH, L.; BAILEY, L. R.  & TRICHOPOULOS, D., 2000. History of breastfeeding in relation to breast cancer risk: A review of the epidemiologic literature. Journal of the National Cancer Institute, 92:302-312.

و

London SJ, Colditz GA, Stampfer MJ,Willett WC, Rosner BA, Corsano K, et al. Lactation and risk of breast cancer in a cohort of US women. Am Epidemiol 1990;13:17–26.

و

Michels KB, Willett WC, Rosner BA, Manson JE, Hunter DJ, Colditz GA, et al. Prospective assessment of breast-feeding and breast cancer incidence among 89,887 women. Lancet 1996;347:431–6.

و

Katsouyanni K, Lipworth L, Trichopoulou A, Samoli E, Stuver S, Trichopoulos

D. A case–control study of lactation and cancer of the breast. Br J Cancer 1996;73:814–8.

و

Siskind V, Schofield F, Rice D, Bain C. Breast cancer and breast-feeding: results from an Australian case–control study. Am J Epidemiol 1989;130: 229–36.

و

Newcomb PA, Storer BE, Longnecker MP. Lactation and a reduced risk of premenopausal breast cancer. N Engl J Med 1994;330:81–7.

و

Yang CP, Weiss NS, Band PR, Gallagher RP, White E, Daling JR. History of lactation and breast cancer risk. Am J Epidemiol 1993;138:1050–6.

و

Negri E, Braga C, La Vecchia C, Levi F, Talamini R, Franceschi S. Lactation and the risk of breast cancer in an Italian population. Int J Cancer 1996;67:161–4.

و

Layde PM, Webster LA, Baughman AL, Wingo PA, Rubin GL, Ory HW, et al. The independent associations of parity, age at first full term pregnancy, and duration of breast-feeding with the risk of breast cancer. Cancer and Steroid Hormone Study Group. J Clin Epidemiol 1989;42:963–73.

و

Adami HO, Bergstrom R, Lunk E, Meirik O. Absence of an association between reproductive variables and the risk of breast cancer in young women in Sweden and Norway. Br J Cancer 1990;62:122–6.

و

Zheng T, Duan L, Liu Y, et al. Lactation reduces breast cancer risk in Shandong Province, China. Am J Epidemiol 2000;152:1129–35.

و

Layde PM, Webster LA, Baughman AL, et al. The independent associations of parity, age at first full term pregnancy, and duration of breastfeeding with risk of breast cancer. J Clin Epidemiol 1989;42(10):963–73.

و

Valaoras VG, MacMahon B, Trichopoulos D, Polychronopoulou A. Lactation and reproductive histories of breast cancer patients in greater Athens, 1965–69. Int J Cancer 1969;4:350–63.

و

Newcomb PA, Storer BE, Longnecker MP, et al. Lactation and a reduced risk of premenopausal breast cancer. New Eng J Med 1994;330(2):81–7.

و

www.paho.org/english/ad/fch/bob5.pdf

10-

Zheng T, Duan L, Liu Y, et al. Lactation reduces breast cancer risk in Shandong Province, China. Am J Epidemiol 2000;152:1129–35.

11-

Ness RB, Grisso JA, Cottrea C, et al. Factors related to inflammation of the ovarian epithelium and risk of ovarian cancer. Epidemiology 2000;11:111–17.

و

www.paho.org/english/ad/fch/bob5.pdf

12-

Stuebe AM, Michels KB, Willett WC, Manson JE, Rexrode K, Rich-Edwards JW: Duration of lactation and incidence of myocardial infarction in middle to late adulthood. Am J Obstet Gynecol 2009;200:138.e1–8

13-

http://www.jawab.ir/qa/%D8%A8%D8%A7-%D8%AA%D9%88%D8%AC%D9%87-%D8%A2%DB%8C%D9%87-%D8%B3%D9%88%D8%B1%D9%87-%D8%A7%D8%AD%D9%82%D8%A7%D9%81-%D9%85%DB%8C-%D9%81%D8%B1%D9%85%D8%A7%DB%8C%D8%AF-%D8%A8%D8%A7%D8%B1-%D8%A8%D8%B1%D8%AF%D8%A7%D8%B4%D8%AA%D9%86-%D8%B4%DB%8C%D8%B1-%DA%AF%D8%B1%D9%81%D8%AA%D9%86-%D9%85%D8%A7%D9%87

14-

http://www.jawab.ir/qa/%D8%A8%D8%A7-%D8%AA%D9%88%D8%AC%D9%87-%D8%A2%DB%8C%D9%87-%D8%B3%D9%88%D8%B1%D9%87-%D8%A7%D8%AD%D9%82%D8%A7%D9%81-%D9%85%DB%8C-%D9%81%D8%B1%D9%85%D8%A7%DB%8C%D8%AF-%D8%A8%D8%A7%D8%B1-%D8%A8%D8%B1%D8%AF%D8%A7%D8%B4%D8%AA%D9%86-%D8%B4%DB%8C%D8%B1-%DA%AF%D8%B1%D9%81%D8%AA%D9%86-%D9%85%D8%A7%D9%87

15-

http://www.iau-tmuj.ir/browse.php?a_code=A-10-1-171&sid=1&slc_lang=fa

و

http://www.iau-tmuj.ir/browse.php?a_id=171&slc_lang=fa&sid=1&ftxt=1

و

http://sid.ir/fa/VEWSSID/J_pdf/69913875407.pdf

و

http://qurancity.ir/tabid/283/id804/42912/Default.aspx

و

Markestad T, Kaaresen PI, Rأ¸nnestad A, Reigstad H, Lossius K, Medbo S, et al; Norwegian Extreme Prematurity Study Group. Early death, morbidity, and need of treatment among extremely premature infants. Pediatrics 2005;115:1289-98.

و

Tsao PN, Teng RJ, Wu TJ, Tang JR, Yau KI. Early outcomes of ELBW infants in Taiwan. J Formos Med Assoc 1998;97:471-76.

و

Fanaroff AA, Wright LL, Stevenson DK, Shankaran S, Donovan EF, Ehrenkranz RA, et al. Very-low-birth-weight outcomes of the National Institute of Child Health and Human Development Neonatal Research Network, May 1991 through December 1992. Am J Obstet Gynecol 1995;173:1423-31.

و

Vanhaesebrouck P, Allegaert K, Bottu J, Debauche C, Devlieger H, Docx M, et al. The EPIBEL study: outcomes to discharge from hospital for extremely preterm infants in Blgium. Pediatrics 2004;114:603-75.

و

Sutton L, Bajuk B, NSW Neonatal Intensive Care Unit Study Group: Population-based study of infants born at less than 28 weeks' gestation in New South Wales, Australia, 1992-3. Paediatr Perinat Epidemiol 1999;13:288-301.

و

Larroque B, Bréart G, Kaminski M, Dehan M, André M, Burguet A, et al. Survival of very preterm infants: Epipage, a population based cohort study. Arch Dis Child Fetal Neonatal Ed 2004;89:F139-44.

16-

http://masafportal.comt ، با کمی تصرف و تلخیص




طبقه بندی: مقالات ، اعجاز قران،
[ یکشنبه 25 تیر 1391 ] [ 04:45 ب.ظ ] [ سید وحید حسینی ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

تعداد کل صفحات : 3 :: 1 2 3

درباره وبلاگ

از میان مقولاتی مانند فرهنگ، امنیت، اقتصاد و سیاست، کدامیک اولویت دارد؟ برای جامعه ای که قرار است با نظام حکومتی دینی اداره شود بسیار مهم است. این پاسخ است که می تواند نقشه راه را برای هر حکومتی ترسیم کند و البته برای یک نظام اسلامی نقش و اهمیت بیشتری دارد.
بدون آنکه با بررسی تعاریف گوناگون فرهنگ وقت گذرانی کنیم، مستقیماً به سراغ نقش فرهنگ در زندگی فردی و اجتماعی می رویم. در این وادی، مجموعه بینش ها و کنش ها را می توان فرهنگ نامید، مجموعه ای که بستری می شود برای رشد آگاهی عمومی و التزام عملی آحاد مردم به مقررات اجتماعی.

با این تعریف، راحت می توان گفت فرهنگ برای جامعه همانند خونی است که در رگ های بدن جریان دارد. همانگونه که خون، اندام ها را به تحرک وامی دارد و چگونگی خون در چگونگی کارکرد بدن نقش مستقیم دارد، فرهنگ نیز اندام های جامعه را به تحرک وامیدارد و ضعف و قوت آن در ضعف و قوت اقتصاد، امنیت، سیاست و اخلاق جامعه اثرگذار است. بدین ترتیب، پاسخ سؤال مورد نظر اینست که فرهنگ باید در اولویت باشد.

هدف از آوردن این مقدمه، یادآوری این واقعیت تلخ است که جامعه اسلامی و انقلابی ما علیرغم اینکه از یک نظام حکومتی دینی برخوردار است، متأسفانه هیچگاه برای فرهنگ اولویت قائل نشده و مقوله فرهنگ همواره مورد غفلت بوده است. از صبح پیروزی انقلاب اسلامی، تعابیری مانند "انقلاب ارزش ها" و "انقلاب فرهنگی" از زبان امام و سایر بزرگان در توصیف انقلاب اسلامی شنیده ایم، اما هرگز در عمل برای مقوله "فرهنگ" اولویت قائل نشده ایم. اگر فرهنگ در اولویت قرار گیرد، اقتصادی سالم، امنیتی پایدار و سیاستی مبتنی بر اصول خواهیم داشت. زیرا فرهنگ برای سایر مقولات بسترسازی می کند و راه را برای جریان یافتن سالم آنها هموار می نماید.

شاید در قالب دیگری بتوان یک جامعه با فرهنگ را جامعه ای مقرراتی، قانون گرا و اخلاق مدار معرفی کرد. به عبارت روشن تر، اگر مردم یک جامعه با فرهنگ باشند، در برخوردهای اقتصادی بر مبنای قانون و اخلاق عمل می کنند و مفاسد اخلاقی از آن جامعه رخت برمی بندد، در بخش های امنیت و سیاست نیز همه چیز برمبنای صداقت به پیش خواهد رفت و همواره اخلاق، محور رفتارها خواهد بود. قضاوت نیز از فرهنگ تأثیر می گیرد و در یک جامعه با فرهنگ علاوه بر اینکه قضات، وظیفه قانونی خود را به درستی انجام می دهند، اصولاً خصومت ها کاهش می یابد و حتی خود مردم بدون نیاز به دستگاه قضائی به رفع خصومت اقدام می کنند.

بعد از پیروزی انقلاب اسلامی، متأسفانه هیچگاه فرهنگ در اولویت نبوده و دولت ها به سایر مقولات بیشتر توجه کردند. بعضی دولت ها به دلیل درگیر بودن با جنگ و بازسازی، فرصت و امکان توجه جدی به فرهنگ را نداشتند و بعضی دیگر به ویژه در سال های اخیر، بداخلاقی را جایگزین اخلاق و فرهنگ کردند و به همین جهت، بی قانونی، مفاسد اقتصادی و تفرقه و بی اعتمادی نسبت به همدیگر در جامعه افزایش یافته است. آنچه از اینها نگران کننده تر است، سوءاستفاده معاندان از فضای پدید آمده است که در قالب های مختلف بی بندوباری، پشت پا زدن به احکام دینی و زیر پا گذاشتن قوانین و مقررات جلوه گر می شود.

در بررسی عوامل پدید آمدن این وضعیت، علاوه بر اولویت قائل نشدن برای فرهنگ، ضعف سکان داران فرهنگ کشور را نیز باید عامل مهمی دانست. سوگمندانه باید اعتراف نمائیم که متولیان بخش های فرهنگی کشور عموماً از ضعیف ترین ها انتخاب شده اند. شاید دخالت داشتن گرایش های سیاسی و فقدان نگاه اولویت بخشی به فرهنگ از عوامل اصلی گماردن ضعفا بر عرصه فرهنگ باشد. فرهنگ اگر قرار باشد در اولویت قرار بگیرد، باید حداقل دو اقدام جدی صورت بگیرد؛ یکی تخصیص بودجه کافی و دیگری، که مهم تر است، گماردن متولیان قوی.

ضعف متولیان فرهنگ موجب می شود به امتیازخواهان باج و امتیاز بدهند و این اقدام را برای خود یک وجه مثبت به حساب آورند. در بخش هنر نیز متولیان ضعیف، بدون برنامه پیش می روند و هرگز به نقطه مطلوب نمی رسند. در بخش کتاب، یک روز ممیزی را لازم و ضروری می دانند، یک روز آن را رد می کنند و روز دیگر دچار بلاتکلیفی می شوند. جلب همکاران قوی چیزی است که هرگز نمی توان از متولیان ضعیف فرهنگ انتظار داشت. افراد ضعیف، در مقابل کسانی یا مجموعه هائی که می خواهند عوامل خود را به آنها تحمیل کنند منفعل می شوند و قدرت و جسارت "نه" گفتن به آنها را ندارند. اینها بخشی از عوارضی هستند که از ضعف مدیریت های فرهنگی ناشی می شوند و به فرهنگ کشور ضربه می زنند.

تعدد دستگاه هائی که خود را متولی فرهنگ می دانند نیز از مشکلات بخش فرهنگی و از عوامل رکود و گاهی عقبگرد فرهنگی است. فرهنگ در کشور ما فرماندهی واحدی ندارد و همین امر موجب دوباره کاری ها، خنثی کردن کار همدیگر و صرف بودجه های کلان بدون دستاورد قابل توجه می شود. این ضعف، بارها به مسئولان نظام یادآوری شده ولی نه تنها برطرف نگردیده بلکه همچنان شاهد افزوده شدن بر تعداد متولیان فرهنگی هستیم.

رسانه ملی، که رساترین صدا برای اشاعه فرهنگ می تواند باشد، در مواردی نقش خنثی کننده دستاوردهای فرهنگی را ایفا می کند. برخورد متولیان فرهنگی کشور با مطبوعات و سایر رسانه های نوشتاری، چه از نظر مادی و چه از نظر حمایت های معنوی نه تنها ضعیف بلکه بازدارنده است. تبعیض در پرداخت یارانه های قانونی و برخوردهای سیاسی و سلیقه ای با رسانه های مکتوب، زمینه ای برای رشد این رسانه ها باقی نگذاشته است. کوتاهی در انجام وظیفه قانونی که برخورد متولیان فرهنگی با مطبوعات بداخلاق، اتهام پراکن و قانون شکن را مقرر می دارد، یکی دیگر از عوارض ضعف مدیران فرهنگی است که موجب وارد شدن لطمات شدیدی به فرهنگ کشور شده است.

راه حل این مشکلات و آنچه موجب تقویت فرهنگ خواهد شد، عبارتند از تجمیع مراکز متعدد فرهنگی، ایجاد وحدت رویه در برخوردهای فرهنگی، بالا رفتن حساسیت مسئولین نظام نسبت به فرهنگ، اولویت بخشیدن به مقوله فرهنگ به عنوان اصل و پایه سایر مقولات و سپردن بخش فرهنگی به افراد قوی، مستقل و شجاع. اما آیا گوش شنوائی وجود دارد که این مرثیه را بشنود و آیا اراده قاطعی وجود دارد که درصدد نجات دادن فرهنگ از مظلومیت و انزوا باشد؟

برای ارتباط با ما جهت امور قرانی با این شماره تماس حاصل فرمایید:09131266381
سید وحید حسینی
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
كل مطالب : عدد