تبلیغات
فرهنگ

فرهنگ
اگر شما فرهنگ را هدایت نکنید فرهنگ شما را هدایت می کند 
قالب وبلاگ
جستجوی مطالب وبلاگ
نظر سنجی
قرائت کدامیک از قاریان زیر را بیشتر میپسندید(امکان انتخاب بیش از یک گزینه وجود دارد)











از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم روایت است: هر کس سوره طلاق را قرائت نماید. در حال بقا و پایداری بر سنّت پیامبر خدا صلی الله علیه وآله وسلم خواهد مرد.(مجمع البیان، ج10، ص36)

در سخنی از امام صادق علیه السلام روایت شده است: هر کس سوره طلاق و تحریم را در نمازهای خود قرائت کند خداوند در روز قیامت  او را از ترس و خوف و حزن و اندوه در امن می دارد و از افتادن در آتش معاف می دارد و او را به خاطر تلاوت این دو سوره وارد بهشت می کندو این دو سوره او را حفظ می کنند. زیرا متعلق به پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله وسلم می باشند. (ثواب الاعمال، ص118)


آثار و برکات سوره طلاق

1) بهبود بیماری و ادای قرض و بدهکاری

روایت شده است که قرائت این سوره برای بهبود بیماری و ادای قرض و بدهکاری مفید است.(مستدرک الوسائل، ج13، ص290)

2) برای تحبیب

به نیت محبت 21 مرتبه این سوره را بخوانند. (درمان با قرآن،ص 120)

3) برای وسعت رزق 3 مرتبه این سوره خوانده شود. (همان)

 

ختومات مجرب

1) وسعت رزق و روزی

برای وسعت رزق و روزی و رسیدن به مال، آیه 2-3 سوره طلاق را به این شکل ختم نماید:

ابتدای ختم جمعه یا پنج شنبه یا دوشنبه باشد و اگر جمعه باشد بهتر است. تا چهل روز هر روز 159 مرتبه آیه شریفه را بخواند و بهتر است بعد از نماز صبح باشد. فقط در روز چهلم 179 مرتبه باشد و در ابتدای ختم برای استجابت حاجت، غسل حاجت نموده دو رکعت نماز بخواند و صد مرتبه صلوات بفرستد (در روز اول) و روز آخر بعد از اتمام، صد صلوات بفرستد.

شک نکند و ناامید نشود و اگر بار اول به نتیجه نرسید تکرار کند که انشاءالله به مراد می رسد.

2) گشایش کارها

به تجربه رسیده است که هر کس هر روز به خواندن آیه مبارکه «من یتق الله...» «آیات 3-2» سوره طلاق همت کند مهمات و گشایش امورات بسته خود را خواهد دید. (قرآن درمانی روحی و جسمی، ص260)

یكى از علماى معروف اخلاق در تفسیر توكل مى‏گوید: «توكل منزلى از منزلگاههاى دین و مقامى از مقامات اهل یقین است، بلكه آن از مفاهیم درجات مقربین است، از نظر مفهوم پیچیده و از نظر عمل سنگین است!»

3) جهت رفع گرفتاری

یک هفته هر شب بعد از نماز عشاء دو رکعت نماز بدین کیفیت بخواند . در رکعت اول بعد از حمد آیه «من یتق الله» آیه 3-2 سوره طلاق را 25 بار بخواند. (درمان با قرآن، ص121)

 

معتبرترین دعا برای پولدارشدن

اگر بنا باشد تا آیه ای از قرآن کریم را بعنوان مجرب ترین آیه جهت وسعت رزق و روزی و گشایش کسب و کار و خیر و برکت بدانیم، بدون شک آن آیه؛ آیات 2و3 سوره طلاق است که به و من یتق الله مشهور می باشد.

در خصوص خواص این آیات، بزرگان فرموده اند که تأثیرآن در گشایش روزی و برکت در رزق مجرب و تضمینی است اما باید با اخلاص و مداومت خوانده شود. 

پیامبر اکرم(صلی الله و علیه وآله) فرمود: من آیه اى را در قرآن مى شناسم که اگر تمام انسانها دست به دامن آن شوند براى حل مشکلات آنها کافى است و آن آیات سوّم و چهارم سوره طلاق است : «وَ مَنْ یَتَّقِ اللهَ یَجْعَلْ لَهُ مَخْرَجاً* وَ یَرْزُقْهُ مِنْ حَیْث لا یَحْتَسِبُ وَ مَنْ یَتَوَکَّلْ عَلَى اللهِ فَهُوَ حَسْبُهُ اِنَّ اللهَ بالِغُ اَمْرِهِ قَدْ جَعَلَ اللهُ لِکُلِّ شَیْىء قَدْراً»

رزق
خاصیت آیه «من یتق الله...» {در برکت در مال و وسعت رزق و روزی}

هر کس تقوای الهی پیشه کند و از گناه دوری کند، خداوند راه نجاتی برای او فراهم می کند و او را از جایی که گمان ندارد روزی می دهد و هر کس بر خدا توکل نماید ، خدا او را کفایت می کند و خداوند فرمان خود را به انجام می رساند و خدا برای هر چیزی اندازه ای داده است.

حضرت صادق علیه السلام فرمود: وقتی آیه فوق نازل شد ، عده ای درها را به روی خود بسته و رو به عبادت آوردند و گفتند : خداوند روزی ما را عهده دار شد.

این خبر به گوش پیغمبر رسید. کسی را نزد آنها فرستاد که چرا چنین کرده اید؟ هر کس چنین کاری کند دعای او مستجاب نمی شود. بر شما باد بر کار و تلاش همراه با تقوا.

بنابراین هرگز مفهوم آیه، این نیست كه انسان تلاش و كوشش براى زندگى را به دست فراموشى بسپارد و بگوید : در خانه‏ مى‏نشینم و تقوا پیشه مى‏كنم و ذكر لا حول و لا قوة الا باللَّه مى‏گویم تا از آنجا كه گمان ندارم به من روزى مى‏رسد، نه هرگز مفهوم آیه چنین نیست، هدف تقوى و پرهیزكارى توأم با تلاش و كوشش است، اگر با این حال درها به روى انسان بسته شد خداوند گشودن آنها را تضمین فرموده است.

و لذا در حدیثى مى‏خوانیم كه یكى از یاران امام صادق علیه السلام عمر بن مسلم مدتى خدمتش نیامد، حضرت جویاى حال او شد، عرض كردند: او تجارت را ترك گفته، و رو به عبادت آورده، فرمود: واى بر او!

اما علم ان تارك الطلب لا یستجاب له‏: آیا نمى‏داند كسى كه تلاش و طلب روزى را ترك گوید دعایش مستجاب نمى‏شود.

سپس افزود: جمعى از یاران رسول خدا صلی الله علیه و آله وقتى آیه وَ مَنْ یَتَّقِ اللَّهَ یَجْعَلْ لَهُ مَخْرَجاً وَ یَرْزُقْهُ مِنْ حَیْثُ لا یَحْتَسِبُ نازل شد درها را به روى خود بستند، و رو به عبادت آوردند و گفتند: خداوند روزى ما را عهده‏دار شده! این جریان به گوش پیامبر رسید، كسى را نزد آنها فرستاد كه چرا چنین كرده‏اید؟ گفتند: اى رسول خدا! چون خداوند روزى ما را تكفل كرده و ما مشغول عبادت شدیم، پیامبر صلی الله و علیه وآله فرمود:

انه من فعل ذلك لم یستجب له، علیكم بالطلب!

هر كس چنین كند دعایش مستجاب نمى‏شود، بر شما باد كه تلاش و طلب كند. (تفسیر نمونه، ج‏24، ص 238)

 

"و من یتوکل علی الله " یعنی چه؟

توكّل به معنای اعتماد و تكیه بر خداست و این كه انسان بر خود و نیروها و توانمندی‏های خود یا دیگران اعتمادی نداشته باشد.

چون هر كس در كاری كه خُبره نیست و یا توان آن را ندارد وكیل می‏گیرد. انسان در امور و شئون خود نه خُبره است و نه توانایی و قدرت انجام آن را دارد، چنان كه دیگران نیز مانند او هستند و وضعیتی بهتر از او ندارند. لذا باید به یك مبدأ خبیر و قادر تكیه كند و این همان توكّل بر خداست: «و مَن یَتوكّلْ عَلی الله فهو حَسْبه؛ طلاق/3 ؛ هر كس بر خدا توكّل كند خدا كفایت مهمات و مشكلات او را می‏كند»

«حَسْبنا الله ونِعْم الوكیل؛ آل عمران/173 خدا كفایت مشكلات ما را می‏كند و او بهترین وكیل و تكیه‏گاه است»

«علی الله فلْیتوكّل المتوكّلون؛ ابراهیم/12 ؛ تكیه كنندگان باید فقط بر خدا تكیه كنند».

در بیان بلند حضرت جواد الأئمه(علیه السلام) آمده است: تكیه بر خدا بهای هر متاع گران قیمت و نردبان هر مقام متعالی و متكاملی است:«ألثِّقة بِالله ثَمنْ لِكلّ غالٍ وسُلّم إلی عالٍ» (بحار 75/364) .

توكّل مرزی جدا از بكارگیری اسباب مادی ندارد تا انسان بگوید: كاری كه توانایی آن را دارم، خودم انجام می‏دهم و كاری كه در انجام آن ناتوانانم ، بر خدا توكل كرده و به او واگذار می‏كنم. بلكه انسان در ریز و درشت كارهای خود ضعیف و ناتوان است و احتیاج به وكیل دارد.

نه تنها در قیام خود به حول و قوه الهی نیاز دارد، در قعود و نشستن نیز محتاج به حول و قوه اوست ؛ لذا در نماز می‏گوییم: «بِحول الله و قُوته أَقوم وأَقعد»، یعنی نه تنها در ایستادن بلكه در نشستن نیز به حول و قوه خدا اعتماد و تكیه می‏كنم. (آیة الله جوادی آملی،حماسه و عرفان )

پیامبر اکرم(صلی الله و علیه وآله) فرمود: من آیه اى را در قرآن مى شناسم که اگر تمام انسانها دست به دامن آن شوند براى حل مشکلات آنها کافى است و آن آیات سوّم و چهارم سوره طلاق است «وَ مَنْ یَتَّقِ اللهَ یَجْعَلْ لَهُ مَخْرَجاً* وَ یَرْزُقْهُ مِنْ حَیْث لا یَحْتَسِبُ وَ مَنْ یَتَوَکَّلْ عَلَى اللهِ فَهُوَ حَسْبُهُ اِنَّ اللهَ بالِغُ اَمْرِهِ قَدْ جَعَلَ اللهُ لِکُلِّ شَیْىء قَدْراً»

حقیقت توكل:

همان گونه كه گفته شد توكل از ماده وكالت ‏به معنى سپردن كارها به خدا و اعتماد بر لطف اوست، نه به این معنى كه دست از تلاش و كوشش بردارد ، بلكه تا آنجا در توان دارد تلاش كند و منزلگاه ها را یكى بعد از دیگرى با تمام توان بپیماید، اما آنچه از توان او بیرون است‏ به خدا واگذارد و از الطاف جلیه و خفیه او مدد بطلبد!

یكى از علماى معروف اخلاق در تفسیر توكل مى‏گوید: «توكل منزلى از منزلگاه هاى دین و مقامى از مقامات اهل یقین است، بلكه آن از مفاهیم درجات مقربین است، از نظر مفهوم پیچیده و از نظر عمل سنگین است!»

 

ختم سخن :

این سخن را با حدیثى مربوط به عصر حضرت موسى(علیه السلام) پایان مى‏دهیم:

در حدیث آمده است كه حضرت موسى(علیه السلام) بیمار شده بود، بنى اسرائیل به عیادت او رفتند و بیمارى او را تشخیص دادند، و به او گفتند اگر از فلان دارو استفاده كنى بهبودى خواهى یافت، حضرت موسى(علیه السلام) گفت: من از هیچ دارویى بهره نمى‏گیرم تا خداوند بدون دارو مرا شفا دهد!

بیماری اش طولانى شد. باز به او گفتند: داروى این بیمارى، معروف و مجرب است و ما با آن مداوا مى‏كنیم و بهبودى مى‏یابیم، باز موسى(علیه السلام) گفت: من از دارو استفاده نمى‏كنم! بیماریش ادامه یافت، سرانجام خداوند به او وحى فرستاد: «و عزتى و جلالى لاابراتك حتى تتداوى بما ذكروه لك; به عزت و جلالم سوگند كه بهبودى به تو نمى‏دهم مگر اینكه از دارویى كه به تو گفته‏اند استفاده كنى!»

حضرت موسى(علیه السلام) دستور داد آن دارو را براى او بیاورند و از آن استفاده كرد و بهبودى یافت، در این هنگام در دل موسى(علیه السلام) وسوسه‏اى پیدا شد(شاید وسوسه‏اش این بود كه چرا خداوند تنها با توكل مرا رهایى نبخشید) در این هنگام خداوند به او وحى فرستاد: «اردت ان تبطل حكمتى بتوكلك على، فمن اودع العقاقیر منافع الاشیاء غیرى; تو مى‏خواهى با توكل خود حكمت و سنت مرا باطل كنى؟! مگر منافع داروها را كسى جز من در آنها قرار داده است‏»؟! (المحجة البیضاء، جلد7، صفحه 432)

این حدیث‏ به روشنى حقیقت توكل را بازگو مى‏كند.


منابع:

وبلاگ دعا

قرآن درمانی روحی و جسمی، محسن آشتیانی، سید محسن موسوی

ترجمه جامع السعادات، مرحوم نراقی

ترجمه الاخلاق، مرحوم شبر

نقطه های آغاز در اخلاق، مهدوی کنی

مقالات، استاد محمد شجاعی




طبقه بندی: مذهبی، قرانی،
[ پنجشنبه 6 شهریور 1393 ] [ 01:27 ب.ظ ] [ سید وحید حسینی ]
چون مردى با مردى لواط كند عرش به علت این كار به لرزه می‌آید، و مردى كه حاضر شود با او لواط كنند، خدا او را روى پل دوزخ حبس می‌كند تا از حساب خلایق فارغ شود، آنگاه فرمان می‌‏رسد او را به دوزخ در اندازند، پس در طبقه طبقه ی جهنم عذاب شود تا به پائین‏‌ترین مكان دوزخ واردش كنند و از آنجا نجات پیدا نكند.
لوط

«انسان در توصیف‌ قرآن، گزیده، دردانه‌ی مخلوقات و راز سر به مهر کاروان هستی است. هیچ توصیفی از انسان بیانگر ماهیت واقعی انسان با همه ابعاد و زوایای گوناگون او نیست، جز آنچه در قرآن آمده است که با زیباترین و والاترین توصیفات او را معرفی می کند.»[1]

برای نمونه خداوند متعال در قرآن مجید جایگاه ویژه‌ی انسان را در عالم هستی این چنین توصیف می‌نماید :

 

تعظیم ملائکه در برابر انسان

«وَ إِذْ قُلْنا لِلْمَلائِكَةِ اسْجُدُوا لِآدَمَ فَسَجَدُوا إِلاَّ إِبْلیسَ أَبى‏ وَ اسْتَكْبَرَ وَ كانَ مِنَ الْكافِرینَ[بقره/34] و چون فرشتگان را فرمودیم: براى آدم سجده كنید، پس بجز ابلیس- كه سر باز زد و كبر ورزید و از كافران شد- [همه‏] به سجده درافتادند

 

تمام مخلوقات در خدمت انسان

«وَ سَخَّرَ لَكُمْ ما فِی السَّماواتِ وَ ما فِی الْأَرْضِ جَمیعاً مِنْهُ إِنَّ فی‏ ذلِكَ لَآیاتٍ لِقَوْمٍ یَتَفَكَّرُونَ [جاثیه/13] و آنچه را در آسمان ها و آنچه را در زمین است به سود شما رام كرد همه از اوست. قطعاً در این [امر] براى مردمى كه مى‏اندیشند ،نشانه‏هایى است.»

 

عصر افول، انحطات و سقوط انسانیت

بعد از بیان جایگاه والایی که خداوند متعال برای انسان درعالم هستی مشخص کرده است، شاهد هستیم که این انسان به مقام ارزشمند خود پشت کرده و دربرابر ابلیس و ترفندهای او سر تعظیم و سجده فرو افکنده است. چرا که با توجیهات واهی ، کارهای پست و غیر انسانی خود را توجیه نموده و با انتخاب نادرست و انجام کارهای غیر اخلاقی خود را از حیوان پست تر نموده است.

«وَلَقَدْ ذَرَأْنَا لِجَهَنَّمَ كَثِیرًا مِّنَ الْجِنِّ وَالإِنسِ لَهُمْ قُلُوبٌ لاَّ یَفْقَهُونَ بِهَا وَلَهُمْ أَعْیُنٌ لاَّ یُبْصِرُونَ بِهَا وَلَهُمْ آذَانٌ لاَّ یَسْمَعُونَ بِهَا أُوْلَـئِكَ كَالأَنْعَامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ أُوْلَـئِكَ هُمُ الْغَافِلُونَ[الاعراف / 179] برای جهنم بسیاری از جن و انس را بیافریدیم ایشان را دلهایی است، که بدان نمی فهمند و چشمهایی است که بدان نمی بینند و گوشهایی است که بدان نمی شنوند اینان همانند چارپایانند حتی گمراه تر از آنهایند اینان خود غافلانند.»

اولین و خطرناک ترین بیماری که همجنسگرایان با آن مواجه می شوند بیماری های روحی و از دست دادن آرامش است. انسان فطرتاً خواهان کمال و سعادت و آرامش است، این در حالی است که این عمل غیر انسانی با فطرت پاک الهی انسان تناسبی ندار از این رو این افراد مبتلا به این بیماری درگیر سر در گمی تشویش خاطر و نگرانی هستند

همجنس گرایی قانون و حقوق جوامع منحط و گمراه

بعضی از افراد که نام خود را انسان تلقی کرده اند ، به دنبال نهادینه کردن قوانین شیطانی در بین اقشار جوامع انسانی هستند. قوانینی که هیچگاه با ساختار زندگی دینی و انسانی تناسبی ندارد. 

تمایل به جنس غیر مخالف آن قدر عمل زشت و غیر اخلاقی و شنیع به حساب می آید که حتی در میان حیوانات نیز مرسوم نیست ولی با این حال بعضی از افراد به ظاهر تحصیل کرده به دنبال اثبات قوانینی برای حقوقی کردن آن هستند.

 

مقابله‌ی ادیان الهی با این قانون شیطانی

این درحالی است که در بسیاری از ادیان الهی به شدت از این عمل شنیع و غیر اخلاقی نهی و مذمت شده است. برای نمونه خداوند متعال در قرآن مجید می فرماید:

«أَإِنَّكُمْ لَتَأْتُونَ الرِّجالَ شَهْوَةً مِنْ دُونِ النِّساءِ بَلْ أَنْتُمْ قَوْمٌ تَجْهَلُونَ[نمل/55] آیا شما به جاى زنان، از روى شهوت با مردها در مى‏آمیزید؟ [نه!] بلكه شما مردمى جهالت‏ پیشه‏اید

«إِنَّكُمْ لَتَأْتُونَ الرِّجَالَ شَهْوَةً مِّن دُونِ النِّسَاء بَلْ أَنتُمْ قَوْمٌ مُّسْرِفُونَ [الأعراف/ 81] همانا شما از روى شهوت به جاى زنان با مردان مى‏آمیزید، (نه تنها در این امر متجاوز از فطرتید) بلكه شما (در هر كارى) گروهى اسرافكارید

دوزخ
همجنس گرایی در آیین یهود و مسیحیت

«در آئین یهود، در مذهب ارتدکس رابطه جنسی بین دو همجنس غیر قابل قبول است.

کلیساها در قرون وسطی مواضعی سرسختانه از خود در برابر همجنس‌گرایی نشان می‌دادند و مجازات همجنس‌گرایی مرگ بوده‌است.

هم اکنون واتیکان و پاپ به همجنس‌گرایان و همجنس‌گرایی روی خوش نشان نمی‌دهند و آن را گناه می‌دانند. همچنین کلیسای ارتدکس نیز هرگونه رابطه بین دو همجنس را مردود می‌داند.»[2]

امام رضا (علیه السلام) درباره‌ی زشتی همجنس گرایی مردان فرمودند:

«وَاعْلَمْ انَّ حُرْمَةَ الدُّبُرِ اعْظَمُ مِنْ حُرْمَةِ الْفَرْجِ لِانَّ اللَّهَ اهْلَکَ امَّةً بِحُرْمَةِ الدُّبُرِ وَ لَمْ یُهْلِکْ احَداً بِحُرْمَةِ الْفَرْجِ [3]بدان که حرمت لواط از زنا بیشتر است، زیرا خداوند قومی را (قوم لوط) به خاطر عمل لواط هلاک کرد، ولی کسی را برای زنا هلاک نکرد.»

در حدیثی از امام صادق (علیه السلام) می خوانیم كه پیامبر (صلی الله علیه و آله) فرمود:

«مَنْ جَامَعَ غُلَاماً جَاءَ جُنُباً یَوْمَ الْقِیَامَةِ لَا یُنَقِّیهِ مَاءُ الدُّنْیَا وَ غَضِبَ اللَّهُ عَلَیْهِ وَ لَعَنَهُ وَ أَعَدَّ لَهُ‏ جَهَنَّمَ وَ ساءَتْ مَصِیراً ثُمَّ قَالَ إِنَّ الذَّكَرَ لَیَرْكَبُ الذَّكَرَ فَیَهْتَزُّ الْعَرْشُ لِذَلِكَ وَ إِنَّ الرَّجُلَ لَیُۆْتَى فِی حَقَبِهِ فَیَحْبِسُهُ اللَّهُ عَلَى جِسْرِ جَهَنَّمَ حَتَّى یَفْرُغَ مِنْ حِسَابِ الْخَلَائِقِ ثُمَّ یُۆْمَرُ بِهِ إِلَى جَهَنَّمَ فَیُعَذَّبُ بِطَبَقَاتِهَا طَبَقَةً طَبَقَةً حَتَّى یُرَدَّ إِلَى أَسْفَلِهَا وَ لَا یَخْرُجُ مِنْهَا.[4]

كسى كه با نوجوانى، یا جوانى لواط كند، روز قیامت جنب وارد می‌‏شود، چرا كه آب دنیا او را پاك نمی‌کند، خداوند بر او غضب می‌كند و وى را لعنت می‌نماید، و دوزخ را براى او آماده می‌سازد، و دوزخ بد جایگاهى است، سپس فرمود: چون مردى با مردى لواط كند عرش به علت این كار به لرزه می‌آید، و مردى كه حاضر شود با او لواط كنند، خدا او را روى پل دوزخ حبس می‌كند تا از حساب خلایق فارغ شود، آنگاه فرمان می‌‏رسد او را به دوزخ در اندازند، پس در طبقه طبقه جهنم عذاب شود تا به پائین‏‌ترین مكان دوزخ واردش كنند و از آنجا نجات پیدا نكند.»

«در آئین یهود، در مذهب ارتدکس رابطه جنسی بین دو همجنس غیر قابل قبول است. کلیساها در قرون وسطی مواضعی سرسختانه از خود در برابر همجنس‌گرایی نشان می‌دادند و مجازات همجنس‌گرایی مرگ بوده‌است. هم اکنون واتیکان و پاپ به همجنس‌گرایان و همجنس‌گرایی روی خوش نشان نمی‌دهند و آن را گناه می‌دانند. همچنین کلیسای ارتدکس نیز هرگونه رابطه بین دو همجنس را مردود می‌داند»

عوارض و تبعات شوم دنیایی هجنسگرایی

کسانی که به این عمل غیر انسانی مبادرت می ورزند علاوه بر این که روح زندگی الهی را در دنیا و آخرت از دست می دهند و از عذاب های خطرناک الهی در امان نیستند در دنیا نیز با مشکلات فراوانی مواجه می شوند.

1- مبتلا شدن به بیماری های کشنده‌ی روحی

اولین و خطرناک ترین بیماری که همجنس گرایان با آن مواجه می شوند ، بیماری های روحی و از دست دادن آرامش است.

انسان فطرتاً خواهان کمال و سعادت و آرامش است، این در حالی است که این عمل غیر انسانی با فطرت پاک الهی انسان تناسبی ندارد از این رو این افراد مبتلا به این بیماری درگیر سر در گمی ، تشویش خاطر و نگرانی هستند.

2- شیوع خطرناک ترین بیماری های مقاربتی همچون سیفلیس و ایدز

«برخی پزشكان در رابطه با شیوع بیماری های آمیزشی می گویند: علت اصلی انتشار و شیوع بیماری های مقاربتی اساساً به روابط جنسی آزاد و هر چیز كه موجب بر هم خوردن كانون خانوادگی گردد، باز می گردد.»

دكتر «جان بیستون» نیز در همین رابطه می گوید: «از قرائن به دست آمده ثابت می شود كه اغلب بیماری های آمیزشی در نتیجه ی وجود روابط جنسی خارج از دایره ی ازدواج [زنا] شیوع پیدا می كند.»[5]

 

پی نوشت ها:

[1]. محمدهادی معرف،نقد شبهات پیرامون قرآن ،ص38

[2]. fa.wikipedia.org/wiki

[3]. بحارالانوار، ج 76، ص 71.

[4]. الكافی (ط - الإسلامیة) ؛ ج‏5 ؛ ص544

[5]. http://akhlagh.porsemani.ir/




طبقه بندی: اخلاق، قرانی،
[ پنجشنبه 22 خرداد 1393 ] [ 08:14 ق.ظ ] [ سید وحید حسینی ]

براساس وعده الهی هرگاه از بنده ای دعا به وقوع بپیوندد اصل اجابت هم از طرف خداوند اجتناب ناپذیر است.موضوعی که برخی نسبت به آن دچار اشتباه شده اند، قیاس اجابت انسانها با اجابت خداست زیرا معمولاً هرگاه انسانی از انسان دیگری خواسته ای داشته باشد - اگر در توانش باشد - همان چیزی را که او درخواست کرده است بدون تأخیر و فوت وقت - بدون اینکه در این زمینه به مصالح مختلف احاطه داشته یا آن را در نظر بگیرد - عملی می‌کند. همین محدودیت اندیشه بشری ذهن او را عادت داده است که اجابت الهی را نیز در همین دایره ارزیابی کند و خارج از آن را بی توجهی خداوند نسبت به خود دانسته و اجابت نداند و گاهی نیز تا آنجا در این اشتباه پیش می‌رود که در وعده الهی به تردید افتاده و در فهم آن دچار اشکال می‌شود.در صورتی که موضوع اجابت در مورد خدا با آنچه بین بندگان او مطرح است، تفاوت بسیار دارد.او برای استجابت دعای بنده خود، با احاطه ای که به تمامی‌مصالح و مفاسد امور دارد با توجه به رحمت عام و نیز لطف ویژه اش نسبت به سائلان، آنچه به صلاح آنان بداند عملی می‌کند.به عنوان مثال مریضی را در نظر بگیرید که به شدت تشنه است و پی در پی به آه و ناله و اصرار تقاضای آب می‌کند، در همین حال اگر یکی از بستگان او که از وضع او بی خبر است با او ملاقات کند بدیهی است اولین کاری که برای او انجام خواهد داد سیراب کردن اوست در حالی که ممکن است با همین آب دادن، حیات او را نیز در معرض خطر قرار دهد. در صورتی که اگر دکتر معالج او در این وضع او را ببیند با احاطه ای که به مرض و نوع آن دارد و آب را برای چنین مریضی خطرناک می‌داند، تن به این خواسته نخواهد داد و یا حداقل آن را برای مدت معینی به تأخیر خواهد انداخت و اگر ممکن باشد از راه دیگری برای تخفیف تشنگی او اقدام خواهد کرد.این بی توجهی به تقاضای مریض نیست بلکه خود عین اجابت با در نظر گرفتن مصلحت اوست. خداوند متعال نیز، هرگاه دعایی - با توجه به ارکان آن - از بنده اش ابراز شود، قطعاً بدان پاسخ خواهد داد، ولی اینکه شخص «دعاکننده » اجابت دعای خود را در به اجرا درآوردن مو به موی خواسته خود از سوی خدا بداند اندیشه ای غلط، انتظاری بیجا و از باب قیاس خالق به خلق است.اجابت الهی با توجه به مجموعه مصالح و مفاسد تحقق می‌پذیرد و بدیهی است چنین کاری صورت‌های مختلف دارد که در هر خواسته ای با توجه به اوضاع و مناسبات خاص آن، به صورت ویژه ای جلوه می‌کند که به برخی از آنها می‌پردازیم.البته آنچه اینجا بدان می‌پردازیم به غیر از نوع روشن و رایج آن است که برآمدن حاجت دائمی‌به همان صورت مطلوب اوست.1- جلب رحمت: از نتایج بسیار مهم دعا جلب توجه و عنایت ویژه الهی است که سراسر زندگی و لحظه لحظه عمر دعاکننده را فرا می‌گیرد.طبق آیات قرآن کریم، خداوند بزرگ رساندن رحمت را به بندگان، بر خود مقرر فرموده و مقصود از آفرینش آنان را نیز همین امر، اعلام کرده است ولی بهره مندی از آن را به تقاضا و درخواست آنها از خود منوط دانسته است.شخص «دعاکننده» نباید در کار دعا تنها به برآمدن حاجت خود قناعت ورزد تا اگر محقق نشد دست از طلب بردارد، بلکه باید با نظری بلند و در افقی بسیار وسیعتر و فراتر از برخی خواسته‌های محدود بدین عمل دست یازد.البته خواسته‌های کوچک را هم باید از خدا خواست. بلکه بنا به روایتی از امام صادق(علیه السلام) تمامی‌امور از کوچک و بزرگ را باید از او طلب کرد زیرا همان کسی که صاحب اختیار کارهای بزرگ است، سررشته کارهای کوچک را نیز در دست خود دارد.ولی سخن این است که همواره باید امور محدود و جزیی را در پرتو عنایت کلی الهی خواست و به وسیله دعا، عنایت و توجه عام و رضایت خداوند را به سوی خود جلب کرد.قرآن مجید از قول حضرت ابراهیم(علیه السلام) خطاب به مشرکان عصر خود این چنین می‌فرماید: «واعتز لکم و ما تدعون من دون الله و ادعو ربی عسی الا اکون بدعاء ربی شقیا» من از شما و آنچه می‌پرستید کناره می‌گیرم و پروردگار خود را می‌خوانم بدین امید که به وسیله این کار - رحمت خدا را در همه حال به سوی خود جلب کنم و در پیشگاه او - محروم و مطرود نباشم.امام صادق(علیه السلام) از نبی اکرم(صلی الله و علیه وآله) نقل می‌کند که آن حضرت فرمودند:«رحم الله عبدا طلب من الله عز و جل حاجة فالح فی الدعاء استجیب له ام لم یستجیب [له]، و تلا هذه الآیة ...»سایه رحمت الهی بر سر آن بنده ای باد که حاجت خویش را از خدا بخواهد و در آن اصرار بورزد خواه آن خواسته اش محقق شود و خواه عملی نگردد. آنگاه حضرت همین آیه را به عنوان شاهد کلام خود ذکر فرمود.باز در حدیث دیگری حضرت صادق(علیه السلام) فرمودند: ان الله عز و جل یقول: من شغل بذکری عن مسالتی اعطیته افضل ما اعطی من سالنی.خدای متعال می‌فرماید: کسی که به یاد من مشغول شود و از عرض حاجت خود باز ماند - با جلب رحمت خود به سوی او - بهترین عطایای خویش را که به سائلان می‌دهم بدو نیزخواهم بخشید.و نیز همان حضرت فرمودند: «هیچ بنده ای دست خود را به سوی خدا نگشود مگر اینکه خداوند بزرگ از این که آن دست را خالی برگرداند حیا می‌کند و از رحمت خود آنچه بخواهد بدو عنایت می‌کند. پس هرگاه کسی از شما دست به دعا برداشت آن را بر سر و صورت خود بکشاند.»بنابراین بهترین و سودمندترین پاسخ الهی به بنده نیایشگر خود سرازیر کردن رحمت بی پایان خویش به سوی اوست و از باب اینکه: «چون که صد آمد نود هم پیش ماست » در پرتو آن تمامی‌مشکلات مادی و معنوی رو به سامان خواهد گذاشت و هیچ دعایی از مومن، خالی از این بهره گرانسنگ نخواهد بود، چه دعاگر حاجت مورد نظر خود را نیز بگیرد یا به مصالحی بدان دست نیابد.رسول اکرم (صلی الله و علیه وآله) فرمودند: هرگاه برای حاجتت از خانه ی خود بیرون آمدی آیة الکرسی را بخوان که حاجتت به خواست خدا برآورده گردد.امام علی(علیه السلام) فرمودند: هرگاه یکی از شما اراده حاجتی کند پس صبح روز پنج شنبه در طلب آن بیرون رود و در وقت بیرون رفتن آخر سوره آْل عمران ( آیه 190تا آخر) و آیه الکرسی و سوره قدر و حمد را بخواند، زیرا که در خواندن این‌ها حوائج دنیا و آخرت برآورده می‌شود.




طبقه بندی: قرانی،
[ پنجشنبه 22 خرداد 1393 ] [ 05:08 ق.ظ ] [ سید وحید حسینی ]

«سعید پرویزی» از تهران؛ نفر برتر رشته ابتهال

به گزارش خبرنگار فعالیت های قرآنی خبرگزاری فارس «سعید پرویزی» به مقام نخست رشته ابتهال هجدهمین دوره مسابقات سراسری تواشیح، اذان و ابتهال دست یافت.بنا بر این گزارش نفرات برتر رشته ابتهال این دوره از مسابقات به ترتیب عبارتند از؛
«سعید پرویزی» از تهران
«مهدی فروغی» از قم
«مصطفی قاسمی» از مازندران
«نصر الله بریچی» از خوزستان
«سید نزار موسوی» از خوزستان

«گروه باقرالعلوم» از خوزستان؛ گروه برتر رشته تواشیح

به گزارش خبرنگار فعالیت های قرآنی خبرگزاری فارس آیین اختتامیه هجدهمین دوره مسابقات سراسری تواشیح، اذان و ابتهال بعد از ظهر امروز جمعه 12 اردیبهشت ماه 1393 در سینما نفت آبادان برگزار شد و گروه تواشیح باقر العلوم خوزستان به مقام نخست این رقابت ها دست یافت.بنا بر این گزارش گروه های برتر این رقابت ها به ترتیب عبارتند از؛
«گروه باقر العلوم» از خوزستان
«گروه طه» از آذربایجان شرقی
«گروه ثقلین» از یزد
«گروه مشکات» از خوزستان
«گروه بینات» از یزد

«هادی چارقلو» از تهران؛ نفر برتر رشته اذان

به گزارش خبرنگار فعالیت های قرآنی خبرگزاری فارس «هادی چارقلو» به مقام نخست رشته اذان این رقابت ها دست یافت.بنا بر این گزارش نفرات برتر رشته اذان این دوره از مسابقات به ترتیب عبارتند از؛
«هادی چارقلو» از تهران
«سید مصطفی حسینی» از قزوین
«سید حامد ابطهی» از بوشهر
«مهدی خطیب فر» از البرز
«محمود یزدی» از خوزستان



طبقه بندی: قرانی،
[ دوشنبه 15 اردیبهشت 1393 ] [ 07:08 ق.ظ ] [ سید وحید حسینی ]
[ چهارشنبه 13 فروردین 1393 ] [ 10:04 ق.ظ ] [ سید وحید حسینی ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

تعداد کل صفحات : 17 :: 1 2 3 4 5 6 7 ...

درباره وبلاگ

از میان مقولاتی مانند فرهنگ، امنیت، اقتصاد و سیاست، کدامیک اولویت دارد؟ برای جامعه ای که قرار است با نظام حکومتی دینی اداره شود بسیار مهم است. این پاسخ است که می تواند نقشه راه را برای هر حکومتی ترسیم کند و البته برای یک نظام اسلامی نقش و اهمیت بیشتری دارد.
بدون آنکه با بررسی تعاریف گوناگون فرهنگ وقت گذرانی کنیم، مستقیماً به سراغ نقش فرهنگ در زندگی فردی و اجتماعی می رویم. در این وادی، مجموعه بینش ها و کنش ها را می توان فرهنگ نامید، مجموعه ای که بستری می شود برای رشد آگاهی عمومی و التزام عملی آحاد مردم به مقررات اجتماعی.

با این تعریف، راحت می توان گفت فرهنگ برای جامعه همانند خونی است که در رگ های بدن جریان دارد. همانگونه که خون، اندام ها را به تحرک وامی دارد و چگونگی خون در چگونگی کارکرد بدن نقش مستقیم دارد، فرهنگ نیز اندام های جامعه را به تحرک وامیدارد و ضعف و قوت آن در ضعف و قوت اقتصاد، امنیت، سیاست و اخلاق جامعه اثرگذار است. بدین ترتیب، پاسخ سؤال مورد نظر اینست که فرهنگ باید در اولویت باشد.

هدف از آوردن این مقدمه، یادآوری این واقعیت تلخ است که جامعه اسلامی و انقلابی ما علیرغم اینکه از یک نظام حکومتی دینی برخوردار است، متأسفانه هیچگاه برای فرهنگ اولویت قائل نشده و مقوله فرهنگ همواره مورد غفلت بوده است. از صبح پیروزی انقلاب اسلامی، تعابیری مانند "انقلاب ارزش ها" و "انقلاب فرهنگی" از زبان امام و سایر بزرگان در توصیف انقلاب اسلامی شنیده ایم، اما هرگز در عمل برای مقوله "فرهنگ" اولویت قائل نشده ایم. اگر فرهنگ در اولویت قرار گیرد، اقتصادی سالم، امنیتی پایدار و سیاستی مبتنی بر اصول خواهیم داشت. زیرا فرهنگ برای سایر مقولات بسترسازی می کند و راه را برای جریان یافتن سالم آنها هموار می نماید.

شاید در قالب دیگری بتوان یک جامعه با فرهنگ را جامعه ای مقرراتی، قانون گرا و اخلاق مدار معرفی کرد. به عبارت روشن تر، اگر مردم یک جامعه با فرهنگ باشند، در برخوردهای اقتصادی بر مبنای قانون و اخلاق عمل می کنند و مفاسد اخلاقی از آن جامعه رخت برمی بندد، در بخش های امنیت و سیاست نیز همه چیز برمبنای صداقت به پیش خواهد رفت و همواره اخلاق، محور رفتارها خواهد بود. قضاوت نیز از فرهنگ تأثیر می گیرد و در یک جامعه با فرهنگ علاوه بر اینکه قضات، وظیفه قانونی خود را به درستی انجام می دهند، اصولاً خصومت ها کاهش می یابد و حتی خود مردم بدون نیاز به دستگاه قضائی به رفع خصومت اقدام می کنند.

بعد از پیروزی انقلاب اسلامی، متأسفانه هیچگاه فرهنگ در اولویت نبوده و دولت ها به سایر مقولات بیشتر توجه کردند. بعضی دولت ها به دلیل درگیر بودن با جنگ و بازسازی، فرصت و امکان توجه جدی به فرهنگ را نداشتند و بعضی دیگر به ویژه در سال های اخیر، بداخلاقی را جایگزین اخلاق و فرهنگ کردند و به همین جهت، بی قانونی، مفاسد اقتصادی و تفرقه و بی اعتمادی نسبت به همدیگر در جامعه افزایش یافته است. آنچه از اینها نگران کننده تر است، سوءاستفاده معاندان از فضای پدید آمده است که در قالب های مختلف بی بندوباری، پشت پا زدن به احکام دینی و زیر پا گذاشتن قوانین و مقررات جلوه گر می شود.

در بررسی عوامل پدید آمدن این وضعیت، علاوه بر اولویت قائل نشدن برای فرهنگ، ضعف سکان داران فرهنگ کشور را نیز باید عامل مهمی دانست. سوگمندانه باید اعتراف نمائیم که متولیان بخش های فرهنگی کشور عموماً از ضعیف ترین ها انتخاب شده اند. شاید دخالت داشتن گرایش های سیاسی و فقدان نگاه اولویت بخشی به فرهنگ از عوامل اصلی گماردن ضعفا بر عرصه فرهنگ باشد. فرهنگ اگر قرار باشد در اولویت قرار بگیرد، باید حداقل دو اقدام جدی صورت بگیرد؛ یکی تخصیص بودجه کافی و دیگری، که مهم تر است، گماردن متولیان قوی.

ضعف متولیان فرهنگ موجب می شود به امتیازخواهان باج و امتیاز بدهند و این اقدام را برای خود یک وجه مثبت به حساب آورند. در بخش هنر نیز متولیان ضعیف، بدون برنامه پیش می روند و هرگز به نقطه مطلوب نمی رسند. در بخش کتاب، یک روز ممیزی را لازم و ضروری می دانند، یک روز آن را رد می کنند و روز دیگر دچار بلاتکلیفی می شوند. جلب همکاران قوی چیزی است که هرگز نمی توان از متولیان ضعیف فرهنگ انتظار داشت. افراد ضعیف، در مقابل کسانی یا مجموعه هائی که می خواهند عوامل خود را به آنها تحمیل کنند منفعل می شوند و قدرت و جسارت "نه" گفتن به آنها را ندارند. اینها بخشی از عوارضی هستند که از ضعف مدیریت های فرهنگی ناشی می شوند و به فرهنگ کشور ضربه می زنند.

تعدد دستگاه هائی که خود را متولی فرهنگ می دانند نیز از مشکلات بخش فرهنگی و از عوامل رکود و گاهی عقبگرد فرهنگی است. فرهنگ در کشور ما فرماندهی واحدی ندارد و همین امر موجب دوباره کاری ها، خنثی کردن کار همدیگر و صرف بودجه های کلان بدون دستاورد قابل توجه می شود. این ضعف، بارها به مسئولان نظام یادآوری شده ولی نه تنها برطرف نگردیده بلکه همچنان شاهد افزوده شدن بر تعداد متولیان فرهنگی هستیم.

رسانه ملی، که رساترین صدا برای اشاعه فرهنگ می تواند باشد، در مواردی نقش خنثی کننده دستاوردهای فرهنگی را ایفا می کند. برخورد متولیان فرهنگی کشور با مطبوعات و سایر رسانه های نوشتاری، چه از نظر مادی و چه از نظر حمایت های معنوی نه تنها ضعیف بلکه بازدارنده است. تبعیض در پرداخت یارانه های قانونی و برخوردهای سیاسی و سلیقه ای با رسانه های مکتوب، زمینه ای برای رشد این رسانه ها باقی نگذاشته است. کوتاهی در انجام وظیفه قانونی که برخورد متولیان فرهنگی با مطبوعات بداخلاق، اتهام پراکن و قانون شکن را مقرر می دارد، یکی دیگر از عوارض ضعف مدیران فرهنگی است که موجب وارد شدن لطمات شدیدی به فرهنگ کشور شده است.

راه حل این مشکلات و آنچه موجب تقویت فرهنگ خواهد شد، عبارتند از تجمیع مراکز متعدد فرهنگی، ایجاد وحدت رویه در برخوردهای فرهنگی، بالا رفتن حساسیت مسئولین نظام نسبت به فرهنگ، اولویت بخشیدن به مقوله فرهنگ به عنوان اصل و پایه سایر مقولات و سپردن بخش فرهنگی به افراد قوی، مستقل و شجاع. اما آیا گوش شنوائی وجود دارد که این مرثیه را بشنود و آیا اراده قاطعی وجود دارد که درصدد نجات دادن فرهنگ از مظلومیت و انزوا باشد؟

برای ارتباط با ما جهت امور قرانی با این شماره تماس حاصل فرمایید:09131266381
سید وحید حسینی
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
كل مطالب : عدد