تبلیغات
فرهنگ

فرهنگ
اگر شما فرهنگ را هدایت نکنید فرهنگ شما را هدایت می کند 
قالب وبلاگ
جستجوی مطالب وبلاگ
نظر سنجی
قرائت کدامیک از قاریان زیر را بیشتر میپسندید(امکان انتخاب بیش از یک گزینه وجود دارد)











یکی از چیزهایی که خانواده راتحت تاثیر منفی خود قرار می‌دهد، خلق و خوی افسرده است که می‌تواند آسایش دیگران را مختل کند، پس اگر افسرده هستید برای تغییر رفتار خودتان اقدام کنید.افسردگی شدید را باید جدی گرفت. افسردگی شدید یعنی بی اشتهایی، بی حالی، بی تفاوتی و ناامیدی؛ در این وضعیت فرد مدت مدیدی خلق درستی ندارد: گریه می‌کند، در جمع ظاهر نمی‌شود، حساس است، بی تفاوت است، منفی باف است و.... متاسفانه این افراد به دنبال درمان نمی‌روند، در حالی که افسردگی یکی از درمان پذیر ترین بیماری‌هاست. اگر افسردگی‌تان شدید است بدون فوت وقت به روانپزشک مراجعه کنید. این نوع افسردگی احتمالا علل ارثی، هورمونی و شیمیایی دارد که با حوادث و افکار بد و هرگونه تنش فعال می‌شود. در غیر این صورت می‌توانید از روش‌های خود امدادی استفاده کنید:

رفتار

با افزایش تفریح، اجتناب از موقعیت‌های ناراحت کننده، استراحت، ورزش، توقف فکر، کاهش نگرانی‌ها، جبران خطاها وجلب حمایت می‌توانید افسردگی را از خود دور کنید.

مشاهده

آدم‌های افسرده دوست دارند وقایع را منفی ببینند. به خلق خود از یک تا ده نمره بدهید و دفتری برای ثبت وقایع مثبت و منفی روزمره داشته باشید. باید هر اتفاق مثبت را هر چند که بسیار هم کوچک باشد ثبت کنید. باید دوباره دیدن زیبایی را یاد گرفت. مسائل عادی مثل یک استکان چای، قدم زدن، کتاب خواندن، تماشای بچه‌هایی که در راه مدرسه هستند، خرید، دیدن همسایه‌ها، تلفن به یک دوست، اظهار نظر و... هم حتی نباید از قلم بیفتد. بعد از یک هفته نمره‌هایی که به خودتان داده اید و تعداد وقایع مثبت را در یک نمودار رسم کنید. ببینید خُلقتان چه قدر با کم و زیاد شدن وقایع مثبت بالا و پایین می‌رود. این کار نوع ساده ای از تجزیه و تحلیل رفتار است.

گام به گام حرکت کنید

باید برنامه داشت، باید هدف واقعی داشت. چند برنامه را برای اجرا در نظر بگیرید. رژیم غذایی، افزایش حضور بین مردم، دقیق‌تر نوشتن دفتر خاطرات روزانه و... بعد هر هدف را به اهداف کوچک‌تر تقسیم کنید که در عرض یک روز یا کمتر میسر می‌شوند.

ارزیابی

به این شیوه می‌توانید نقشتان را در موفقیت مشخص کنید و در شکست کاهش دهید: یک واقعیت مهم را که اخیرا رخ داده توضیح دهید. نقش دیگران، شانس یا سرنوشت در این ماجرا چه قدر بوده است؟ مسئولیت شما در این اتفاق چیست؟(تلاش، مهارت، توانایی، تجربه، ظاهر و...)به این نتیجه خواهید رسید که هوش، شخصیت و مهارت‌های تان مسئول وقایع مثبت هستند.

تقویت

بعضی فکر می‌کنند که دادن پاداش به خود،خود خواهی و خود ستایی است. این افکار مانع استفاده از ابزارهای ارزشمند مثل تقویت خود و تمجید از خود می‌شوند. پیشنهاد می‌شود فهرستی از صفات مثبت خود را بنویسید.

اقدام کنید

از خانه بیرون بزنید و کارهای مفید بکنید. به پیشرفت خود جایزه بدهید، به نحوه انجام هر کار و لذت حاصل از آن نمره بدهید. زندگی از آنی که فکر می‌کنیم جالب‌تر است. خودتان را وادار به فعالیت کنید.

دوری از موقعیت‌های ناخوشایند

روابط بین آدم‌ها روی افسردگی بسیار موثر است. غالبا افسردگی بعد از انزوا و تنهایی به وجود می‌آید، پس تا می‌توانید از این حالت‌ها دوری کنید.

محیط را عوض کنید

شرایط کار، روابط خانوادگی، روابط تنش زا و... خُلق انسان‌ها آیینه محیط شان است.

افکار منفی را کاهش دهید

این افکار مشخصه بیماران افسرده است: سختگیری، (من واقعا گند می‌زنم) منفی باف(من خوب شدنی نیستم)، عزت نفس پایین(من یعنی شکست) و نا امیدی(هیچ کاری نمی‌توانم بکنم).باید از توقف فکر، افکار متضاد و تنبیه استفاده کرد یا افکار غمناک را به زمان یا مکان خاصی محدود کرد. افکار مثبت را افزایش دهید: رضایت از زندگی(زندگی چیز شگفت انگیزی است)تمجید از خود(من آدم متفکری هستم) مثبت گرایی(همه چیز درست می‌شود) اعتماد به نفس(خودم مشکل را حل می‌کنم). این‌ها باید جزئی از فکر شما بشوند.




طبقه بندی: اخلاق،
[ چهارشنبه 4 بهمن 1396 ] [ 07:53 ب.ظ ] [ سید وحید حسینی ]
ابتهال زیبای استاد محمد عمران
قد حل حبک فی قلبی بمنزله ....





طبقه بندی: ابتهال و تواشیح،
[ یکشنبه 26 آذر 1396 ] [ 10:26 ق.ظ ] [ سید وحید حسینی ]

در رفتار با دیگران هر قدر انسان دارای «صفای باطن و رفتار نیکو» باشد به همان میزان در نظر دیگران پذیرفتنی تر و زیباتر جلوه می‌کند و به همان اندازه مورد احترام و پذیریش دیگران قرار خواهد گرفت. در برخی از روایات معصومین علیهم‌السلام به طهارت درونی اشاره شده است. روایات زیادی هم بر طهارت در رفتار تاکید دارند که مباحث آن تحت عنوان آداب معاشرت و اخلاق نیکو مطرح می‌گردد. بنابر این اگر انسان در راه بندگی خداوند قدم بردارد و نور تقوا و معرفت پروردگار در دلش روشن گردد، دارای ابهت حقیقی و ریشه دار می‌گردد و در این حال اگر در برخورد با مردم خوش اخلاق و مهربان باشد و سخت گیری بی مورد و نابجا نداشته باشد و شکیبا و بردبار باشد و رعایت جانب اعتدال را بنماید، حتما در نظر انسان‌ها با وقار و با شخصیت جلوه خواهد نمود و از نظر آنها قابل احترام و مورد پذیرش می‌باشد.اما اشکال کار این است که گاهی ما می‌خواهیم این ابهت و جلال را به طور ساختگی و بدون مایه‌های درونی و معنوی به خود ببندیم و از دیگران توقع داریم به چشم بزرگی به ما نگاه کنند. که این جایگاه اجتماعی یا به وجود نمی‌آید و یا اینکه ماندگار نخواهد بود. پس باید بکوشیم از طرفی در پرتو تقوا و عمل صالح ابهت اصیل و ماندگار را به دست آوریم و از طرفی دیگر در رفتار و برخورد با مردم حد اعتدال و میانه را رعایت کنیم تا در دل دیگران جا داشته باشیم.

آداب معاشرت

در اجتماع براى تنظیم روابط اجتماعى انسان‌ها آداب و وظایفى وجود دارد که پایه آن بر ایمان به خدا و تقویت روح فضیلت و انسانیت قرار دارد. بنابراین شناخت این آداب در مرحله عمل و توانایى ایجاد ارتباط مناسب با قشرهاى مختلف جامعه از اهمیت بسیارى برخوردار است. امیرمومنان(ع) در یک دستور، خطوط كلى آداب معاشرت در مرحله عمل را این چنین بیان مى‌‏كند: خویشتن را میان خود و دیگران میزان قرار ده؛ آن چه را براى خود مى‏خواهى، براى دیگران بخواه و آن چه را براى خود خوش نمى‏دارى، براى دیگران نیز خوش مدار. به كسى ستم نكن، چنانكه دوست ندارى به تو ستم شود و به دیگران نیكى كن همان‏گونه كه دوست‏دارى به تو نیكى شود(نهج‏البلاغه، نامه 31). همان طور که از این روایت بر می‌آید اساس روابط صحیح اجتماعی، داشتن رابطه متقابل است که در آن انسان آنچه را برای خود می‌پسندد باید برای دیگران نیز بپسندد و بر عکس. البته آداب معاشرت در مرحله عمل، بحث بسیار گسترده‏اى است و فقط به طور خلاصه مواردى از آن را در اینجا ذكر مى‌‏كنیم:

1ـ احترام به دیگران: پیامبر اسلام(ص) در حدیثى فرمودند: مسلمان كسى است كه مردم از دست و زبان او در آسایش باشند، یعنى در رفتار و گفتار خود هیچ زیانى به دیگران نرساند.

2ـ سلام و احوالپرسى: شایسته است یک مسلمان هنگام دیدار برادران دینى خود، با سلامى آرامش بخش و شادى آفرین، آنان را شاد و مسرور سازد و به این وسیله روابط اجتماعى خود را تحكیم بخشد.

3ـ زیبایى كلام: ما در سخن گفتن با دیگران دو وظیفه داریم؛ اول: سخنان خوب بگوییم و از سخنان زشت و خلاف ادب پرهیز كنیم. دوم: خوب و زیبا سخن گفتن: گاهى انسان سخنان خوبى دارد ولى آن‏ها را درست بیان نمى‏ كند. چنانچه شاعر گوید: هر سخن جایى و هر نكته مكانى دارد. به همین جهت در روایات بسیار سفارش شده كه قبل از سخن گفتن، كاملا فكر كنید تا نسنجیده سخنى نگویید.




طبقه بندی: اخلاق،
[ یکشنبه 26 آذر 1396 ] [ 10:01 ق.ظ ] [ سید وحید حسینی ]
پس از مقالات متعدد كه در پاسخ به تحلیل جدید عبدالكریم سروش درخصوص قرآن و وحی الهی از سوی چهره‌های گوناگون داده شد، مهندس عبدالعلی بازرگان، فرزند مهندس مهدی بازرگان، نیز در مقاله‌ای به وی پاسخ داد.

به گزارش خبرنگار «تابناك»، اهمیت پاسخ این چهره قرآن‌پژوه، از آن روست كه وی در طیف روشنفكران دینی دسته‌بندی می‌شود و با این حال با شجاعت در عین متانت به سروش پاسخ داده است.

اما نكته جالب دیگر پاسخ عبدالعلی بازرگان، آن است كه به نكته‌ای لطیف در قرآن پی برده كه می‌توان آن را یكی از مظاهر اعجاز قرآن در قرن بیست‌ویكم به شمار آورد و به نوعی پاسخی برای كسانی باشد كه برای پیامبر خدا(ص) نقش آفرینندگی در قرآن قایلند.

بازرگان با تتبع در آیات قرآن دریافته كه حتی یك آیه هم در سراسر قرآن نمی‌یابیم كه گوینده‌اش رسول مكرم باشد!

به گفته وی، پاسخ این پرسش كه گوینده قرآن كیست را خارج از بحث‌های كلامی و مجادله‌های لفظی، به سادگی می‌توان با یكبار مرور این كتاب دریافت كرد. ظاهر قرآن آشكارا نشان می‌دهد كه حتی یك بار هم پیامبر سخنگو نیست.

وی می‌نویسد: چند سال قبل ترجمه‌ای از قرآن را به یك معلم آمریكایی كه پس از وقایع یازده سپتامبر سال ۲۰۰۱ كنجكاو به محتویات قرآن شده بود، دادم. اولین سؤالی كه در دیدار بعدی بلافاصله از من كرد، این بود كه: «گوینده و مخاطب قرآن كیست؟!»

او كه در كتاب مقدس همواره حواریون و نویسندگان بخش‌های مختلف كتاب را «گوینده» مستقیم (یا از قول حضرت موسی و حضرت عیسی) یافته بود، از تنوع و تغییر دائمی گوینده و مخاطب در قرآن (كه كاملاً مغایر و متفاوت با كتابهای متداول بشری است) شگفت زده شده و این تغییر مستمر ضمائر و زمان (گذشته، حال و آینده) او را آشفته كرده بود!!

من البته در آن روز پاسخ مختصری به او دادم، ولی سؤالش همچنان در ذهنم باقی مانده بود تا امروزكه به بركت مصاحبه شما توانستم پاسخ دقیق‌تری برای آن به شرح ذیل پیدا كنم: الف: گوینده قرآن البته «خدای نامه» است و یكسره از قول او با ضمائر متكلم وحده (من)، متكلم مع الغیر (ما) یا غائب و در زمان‌های مختلف روایت می‌كند، با این حال گاهی فرشتگان گوینده می‌شوند، گاهی انبیاء، گاهی هم خود ما (در سوره حمد، یا در خلال ربناهای قرآن) و بالاخره گاهی هم ابلیس!

از آن عجیب‌‌تر در مواردی هم زمین و آسمان و پوست بدن (فصلت ۱۱، ۲۱ و مشابه آن). ب: مخاطب تنوع در مخاطبین قرآن به مراتب بیش از گویندگانش است و این فراگیری و شمول را در هیچ كتاب دیگری نمی بینیم . خودِ همین تغییر دائمی زمان (ماضی، مستقبل و حال) و ضمائر (همه حالات ششگانه) و تفاوت مخاطبین، نشانه خدائی و فرا زمانی فرا مكانی بودن آن است كه دیگران را از آوردن مشابهش نا توان می‌سازد.

با وجود آن‌كه هفته گذشته این مقاله در برخی سایت‌ها منتشر شد، اما از آنجا كه به دلیل تقارن با تعطیلات نوروزی، كمتر مورد توجه قرار گرفت، «تابناك» به بازانتشار آن می‌پردازد.

وی خطاب به سروش می‌نگارد: مصاحبه خبرنگار رادیو جهانی هلند با جنابعالی را كه تحت عنوان «كلام محمد» منتشر شده بود، پس از مدتی از انتشار آن خواندم و استقلال رأی و شجاعت علمی شما را در بیان آنچه درست می‌پندارید ستودم، بی تردید نظریات شما در مواردی هم كه خلاف باورهای عمومی است، از آنجا كه حركت آفرین و انگیزنده ایمان‌های آرام گرفته و ساكت است، باید مورد استقبال و استفاده قرار گیرد و صاحبان اندیشه را به میدان تضارب آراء و تبادل افكار فرا خوانده و در جدالی احسن و دعوتی حكیمانه به سوی حقیقت، فضای فرهنگی بسته و بی نور جامعه ما را گشایشی بخشد.

این قلم نیز كه همواره از آثار فكری شما سود برده و گهگاه نیز نقد و نظریاتی تقدیم داشته است، این بار نیز می‌خواهد با طرح سؤالاتی كه از تعارض استنباط خود از كتاب خدا با نظریات اخیر جنابعالی ناشی شده است، به بارور شدن این بحث با بضاعت مزجات خود مددی برساند، باشد تا به یاری نازل كننده كتاب، گامی به شناخت كلام وحی نزدیك‌‌تر شویم.

در بخشی از مقاله مهندس بازرگان آمده است:
آیات قرآن در پنج زمینه:
۱- گذشته (تاریخ انبیاء و امت‌های پیشین)
۲- حال (معاصرین پیامبر)
۳ - آینده (احوالات قیامت)
۴- طبیعت (آیات خدا در آفاق و انفس)
۵- شریعت (اصول و قوانین زندگی سالم)
نازل شده و هر سوره‌ای تركیب و آرایشی از این هماهنگی را نشان میدهد.

پیامبر اسلام به دلیل «امّی» بودن، به جز مختصری از مورد سوم، هیچ اشراف و اطلاعی از این مجموعه، نداشته است تا گوینده این شگفتی‌ها باشد.
قرآن اصرار دارد بر این نكته تأكید كند كه او (قبل از نزول قرآن) «نمیدانست كتاب چیست و ایمان كدام است». در عمر خود نه كتابی خوانده و نه خطی نوشته بود و «فقط» از «وحی» تبعیت می‌كرد.

چگونه ممكن است قرآن كلام پیامبر باشد در حالی كه در این كتاب ۳۳۲ بار فرمان «قل» (بگو) به پیامبر داده شده و او عیناً این فرمان را با ذكر كلمه «قل» در قرآن آورده است!!

متن كامل این مقاله را در اینجا بخوانید.

[ چهارشنبه 26 مهر 1396 ] [ 11:30 ب.ظ ] [ سید وحید حسینی ]
قرآن «عثمان‌طه» نام‌آشناترین قرآن در ایران و جهان اسلام است که از آن به عنوان یک نوآوری و خطی آسان برای یادگیری خواندن قرآن نام برده می‌شود؛ اما توضیحات یک استاد ایرانی حقایق دیگری را درباره این اثر روشن می‌کند.
ماجرای رواج قرآن عثمان طه در ایران و جهان اسلام
قرآن: سال‌هاست با وجود خوشنویسان متبحر ایرانی که به خوبی قرآن کریم را نگارش کرده و می‌کنند، این سوال مطرح است که چرا به قرآن «عثمان طه» خوشنویس معروف سوری بیشتر اهمیت داده می‌شود.

البته تاکنون پاسخ‌های مختلفی از جمله رایگان بودن دسترسی ناشران به آن برای چاپ قرآن، به این سؤال داده شده است و در چنین شرایطی بدیهی است که ناشران با روی آوردن به خطی که نیاز نیست هزینه‌ای بابت استفاده از آن بپردازند، ناخواسته به رواج این نوع از کتابت قرآن کریم در کشوری که خود غنی از خوشنویسان متبحر است، دامن می‌زنند.

اما در این میان یکی دیگر از مسائل مطرح درباره این قرآن، ویژگی‌هایی است انحصاری که گفته می‌شود در خط عثمان‌طه استفاده شده است؛ هرچند که با وجود تمام این ویژگی‌ها خواندن این قرآن به علت استفاده از الف کوتاه به جای الف بلند در آن برای فارسی‌زبانان چندان آسان هم نیست.

اما به مدد اهتمام حکومت عربستان سعودی در رواج این نوع نگارش از قرآن، رایگان بودن دسترسی به آن و تبلیغاتی که درباره سادگی این خط می‌شود، قرآن کتابت شده توسط عثمان طه تبدیل به قرآنی مشهور در جهان اسلام شده است.

شب گذشته «احمد مسجدجامعی» عضو شورای شهر تهران طی سخنانی در اختتامیه مسابقات قرآن دارالقرآن امام‌علی(ع) نقل قولی را از کاتب معروف قرآن کریم «عثمان طه» نقل کرد و گفت: در دیداری که با وی داشتم، او به این نکته اذعان کرد که در سال‌های اخیر، ایرانیان در کتابت قرآن کریم از سایر خوشنویسان جهان اسلام پیشی‌ گرفته‌اند و اکنون پایگاه هنر خوشنویسی نه در عثمانی بلکه در ایران است و در سال‌های آینده در تلاوت و تجوید هم در رتبه نخست جهان اسلام خواهند ایستاد.

چندی پیش نیز هیأتی از اساتید بین‌المللی قرآن کریم با حضور در معاونت نظارت بر چاپ و نشر قرآن کریم سازمان دارالقرآن بازدیدی از نحوه نظارت بر چاپ قرآن کریم در جمهوری اسلامی ایران داشتند.

یکی از سوالاتی که در این بازدید از سوی استادی لبنانی از آقای «احمد حاجی شریف» معاون نظارت بر چاپ و نشر سازمان دارالقرآن‌الکریم پرسیده شد، این بود که آیا جمهوری اسلامی ایران قرآن «عثمان طه» را که مشهورترین قرآن جهان اسلام است، به عنوان الگو برای چاپ قرآن کریم قرار داده است یا خیر؟

پاسخ حاجی شریف به این استاد لبنانی بسیار شنیدنی است و بسیاری از نکاتی که تاکنون درباره این قرآن مشهور نشنیده‌ایم را برایمان روشن می‌کند و در ادامه این گزارش از نظر شما خواهد گذشت.

بررسی تاریخی روش کتابت قرآن کریم از صدر اسلام تاکنون

حاجی شریف در پاسخ این استاد لبنانی با اشاره به اینکه قرآن تا قرن سوم هجری با خط کوفی نوشته می‌شد، گفت: پس از قرن سوم این روند متحول و قرآن‌ها به خطوط نسخ، نسخ ریحان و نسخ محقق و اغلب به شیوه رسم‌الاملاء (استفاده از الف بلند در کلمه‌ای مانند عالمین) ‌و در کنارش به شیوه رسم‌المصحف (نوشتن همین کلمه به صورت علمین) نوشته ‌می‌شد؛ تا اینکه در سال ۱۳۳۷ هجری قمری، گروهی ۹ نفره در مصر تشکیل شد تا در رابطه با شیوه‌ای واحد در نگارش قرآن کریم با هم به توافق برسند.

حاجی‌شریف با اشاره به اینکه تا قبل از توافق صورت گرفته در این گروه ۹ نفره، قرآن کریم به هردو شیوه مذکور نوشته می‌شد، گفت: اکثر قرآن‌های نگارش شده بین قرن سوم تا سال ۱۳۳۷ هجری قمری به شیوه رسم‌الاملاء نگارش ‌شده است.

اولین قرآن چاپ شده در پی توافق ۹ استاد مصری

معاونت نظارت بر چاپ و نشر قرآن کریم سازمان دارالقرآن در ادامه پاسخ خود به این استاد لبنانی افزود: اولین قرآنی که بعد از توافق در این گروه ۹ نفره چاپ شد، در چاپخانه‌ای به نام «امیری» حروف‌چینی و بعدها هم این قرآن به نام «‌قرآن امیری» مصر معروف و شناخته شد.

وی از شیخ «خلف‌الحسینی» رئیس قاریان آن زمان کشور مصر به عنوان اولین خوشنویس قرآن به سبک توافقی آن گروه ۹ نفره نام برد و گفت: مصحفی که وی نگارش کرد، تمام خصوصیات قرآن «عثمان طه» را دارد یعنی از نظر کتابت، علامتگذاری، تعداد سطرهای موجود در یک صفحه، ختم صفحه به آیه و رعایت قواعد علم قرائت، پیش از اینکه عثمان‌طه بخواهد نوآوری در این زمینه به خرج دهد، خلف‌الحسینی این کارها را انجام داده بود.

حاجی‌شریف در این باره افزود: وی در زمان ملک فؤاد اول در مصر این قرآن را نوشته است و در سال ۱۳۳۷ یعنی ۹۷ سال پیش، قرآن او به چاپ رسید در صورتی که عثمان‌طه در سال ۱۴۰۵ هجری قرآنش را نگاشت و پس از چاپ توسط دولت سعودی در تیراژهای بالا، به سراسر جهان اسلام ارسال شد.

حاجی شریف با اشاره به اینکه «علی‌طه» برادر شیعه «عثمان طه» نیز قرآنی نوشته که برخلاف شیوه برادرش در آن از الف‌های بلند استفاده شده و قواعد علم قرائت نیز مانند شیوه عثمان‌طه در آن لحاظ نشده است، گفت: اکنون در ایران قرآن‌ها با استفاده از هر دو شیوه چاپ می‌شود، یعنی هم قرآن‌هایی داریم که به شیوه رسم‌الاملاء به چاپ می‌رسد و هم قرآن‌هایی داریم که شیوه نگارش آنها رسم‌المصحف و استفاده از الف کوتاه است



طبقه بندی: قرانی،
[ جمعه 24 شهریور 1396 ] [ 01:12 ق.ظ ] [ سید وحید حسینی ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

تعداد کل صفحات : 205 :: 1 2 3 4 5 6 7 ...

درباره وبلاگ

از میان مقولاتی مانند فرهنگ، امنیت، اقتصاد و سیاست، کدامیک اولویت دارد؟ برای جامعه ای که قرار است با نظام حکومتی دینی اداره شود بسیار مهم است. این پاسخ است که می تواند نقشه راه را برای هر حکومتی ترسیم کند و البته برای یک نظام اسلامی نقش و اهمیت بیشتری دارد.
بدون آنکه با بررسی تعاریف گوناگون فرهنگ وقت گذرانی کنیم، مستقیماً به سراغ نقش فرهنگ در زندگی فردی و اجتماعی می رویم. در این وادی، مجموعه بینش ها و کنش ها را می توان فرهنگ نامید، مجموعه ای که بستری می شود برای رشد آگاهی عمومی و التزام عملی آحاد مردم به مقررات اجتماعی.

با این تعریف، راحت می توان گفت فرهنگ برای جامعه همانند خونی است که در رگ های بدن جریان دارد. همانگونه که خون، اندام ها را به تحرک وامی دارد و چگونگی خون در چگونگی کارکرد بدن نقش مستقیم دارد، فرهنگ نیز اندام های جامعه را به تحرک وامیدارد و ضعف و قوت آن در ضعف و قوت اقتصاد، امنیت، سیاست و اخلاق جامعه اثرگذار است. بدین ترتیب، پاسخ سؤال مورد نظر اینست که فرهنگ باید در اولویت باشد.

هدف از آوردن این مقدمه، یادآوری این واقعیت تلخ است که جامعه اسلامی و انقلابی ما علیرغم اینکه از یک نظام حکومتی دینی برخوردار است، متأسفانه هیچگاه برای فرهنگ اولویت قائل نشده و مقوله فرهنگ همواره مورد غفلت بوده است. از صبح پیروزی انقلاب اسلامی، تعابیری مانند "انقلاب ارزش ها" و "انقلاب فرهنگی" از زبان امام و سایر بزرگان در توصیف انقلاب اسلامی شنیده ایم، اما هرگز در عمل برای مقوله "فرهنگ" اولویت قائل نشده ایم. اگر فرهنگ در اولویت قرار گیرد، اقتصادی سالم، امنیتی پایدار و سیاستی مبتنی بر اصول خواهیم داشت. زیرا فرهنگ برای سایر مقولات بسترسازی می کند و راه را برای جریان یافتن سالم آنها هموار می نماید.

شاید در قالب دیگری بتوان یک جامعه با فرهنگ را جامعه ای مقرراتی، قانون گرا و اخلاق مدار معرفی کرد. به عبارت روشن تر، اگر مردم یک جامعه با فرهنگ باشند، در برخوردهای اقتصادی بر مبنای قانون و اخلاق عمل می کنند و مفاسد اخلاقی از آن جامعه رخت برمی بندد، در بخش های امنیت و سیاست نیز همه چیز برمبنای صداقت به پیش خواهد رفت و همواره اخلاق، محور رفتارها خواهد بود. قضاوت نیز از فرهنگ تأثیر می گیرد و در یک جامعه با فرهنگ علاوه بر اینکه قضات، وظیفه قانونی خود را به درستی انجام می دهند، اصولاً خصومت ها کاهش می یابد و حتی خود مردم بدون نیاز به دستگاه قضائی به رفع خصومت اقدام می کنند.

بعد از پیروزی انقلاب اسلامی، متأسفانه هیچگاه فرهنگ در اولویت نبوده و دولت ها به سایر مقولات بیشتر توجه کردند. بعضی دولت ها به دلیل درگیر بودن با جنگ و بازسازی، فرصت و امکان توجه جدی به فرهنگ را نداشتند و بعضی دیگر به ویژه در سال های اخیر، بداخلاقی را جایگزین اخلاق و فرهنگ کردند و به همین جهت، بی قانونی، مفاسد اقتصادی و تفرقه و بی اعتمادی نسبت به همدیگر در جامعه افزایش یافته است. آنچه از اینها نگران کننده تر است، سوءاستفاده معاندان از فضای پدید آمده است که در قالب های مختلف بی بندوباری، پشت پا زدن به احکام دینی و زیر پا گذاشتن قوانین و مقررات جلوه گر می شود.

در بررسی عوامل پدید آمدن این وضعیت، علاوه بر اولویت قائل نشدن برای فرهنگ، ضعف سکان داران فرهنگ کشور را نیز باید عامل مهمی دانست. سوگمندانه باید اعتراف نمائیم که متولیان بخش های فرهنگی کشور عموماً از ضعیف ترین ها انتخاب شده اند. شاید دخالت داشتن گرایش های سیاسی و فقدان نگاه اولویت بخشی به فرهنگ از عوامل اصلی گماردن ضعفا بر عرصه فرهنگ باشد. فرهنگ اگر قرار باشد در اولویت قرار بگیرد، باید حداقل دو اقدام جدی صورت بگیرد؛ یکی تخصیص بودجه کافی و دیگری، که مهم تر است، گماردن متولیان قوی.

ضعف متولیان فرهنگ موجب می شود به امتیازخواهان باج و امتیاز بدهند و این اقدام را برای خود یک وجه مثبت به حساب آورند. در بخش هنر نیز متولیان ضعیف، بدون برنامه پیش می روند و هرگز به نقطه مطلوب نمی رسند. در بخش کتاب، یک روز ممیزی را لازم و ضروری می دانند، یک روز آن را رد می کنند و روز دیگر دچار بلاتکلیفی می شوند. جلب همکاران قوی چیزی است که هرگز نمی توان از متولیان ضعیف فرهنگ انتظار داشت. افراد ضعیف، در مقابل کسانی یا مجموعه هائی که می خواهند عوامل خود را به آنها تحمیل کنند منفعل می شوند و قدرت و جسارت "نه" گفتن به آنها را ندارند. اینها بخشی از عوارضی هستند که از ضعف مدیریت های فرهنگی ناشی می شوند و به فرهنگ کشور ضربه می زنند.

تعدد دستگاه هائی که خود را متولی فرهنگ می دانند نیز از مشکلات بخش فرهنگی و از عوامل رکود و گاهی عقبگرد فرهنگی است. فرهنگ در کشور ما فرماندهی واحدی ندارد و همین امر موجب دوباره کاری ها، خنثی کردن کار همدیگر و صرف بودجه های کلان بدون دستاورد قابل توجه می شود. این ضعف، بارها به مسئولان نظام یادآوری شده ولی نه تنها برطرف نگردیده بلکه همچنان شاهد افزوده شدن بر تعداد متولیان فرهنگی هستیم.

رسانه ملی، که رساترین صدا برای اشاعه فرهنگ می تواند باشد، در مواردی نقش خنثی کننده دستاوردهای فرهنگی را ایفا می کند. برخورد متولیان فرهنگی کشور با مطبوعات و سایر رسانه های نوشتاری، چه از نظر مادی و چه از نظر حمایت های معنوی نه تنها ضعیف بلکه بازدارنده است. تبعیض در پرداخت یارانه های قانونی و برخوردهای سیاسی و سلیقه ای با رسانه های مکتوب، زمینه ای برای رشد این رسانه ها باقی نگذاشته است. کوتاهی در انجام وظیفه قانونی که برخورد متولیان فرهنگی با مطبوعات بداخلاق، اتهام پراکن و قانون شکن را مقرر می دارد، یکی دیگر از عوارض ضعف مدیران فرهنگی است که موجب وارد شدن لطمات شدیدی به فرهنگ کشور شده است.

راه حل این مشکلات و آنچه موجب تقویت فرهنگ خواهد شد، عبارتند از تجمیع مراکز متعدد فرهنگی، ایجاد وحدت رویه در برخوردهای فرهنگی، بالا رفتن حساسیت مسئولین نظام نسبت به فرهنگ، اولویت بخشیدن به مقوله فرهنگ به عنوان اصل و پایه سایر مقولات و سپردن بخش فرهنگی به افراد قوی، مستقل و شجاع. اما آیا گوش شنوائی وجود دارد که این مرثیه را بشنود و آیا اراده قاطعی وجود دارد که درصدد نجات دادن فرهنگ از مظلومیت و انزوا باشد؟

برای ارتباط با ما جهت امور قرانی با این شماره تماس حاصل فرمایید:09131266381
سید وحید حسینی
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
كل مطالب : عدد