تبلیغات
فرهنگ

فرهنگ
اگر شما فرهنگ را هدایت نکنید فرهنگ شما را هدایت می کند 
قالب وبلاگ
جستجوی مطالب وبلاگ
نظر سنجی
قرائت کدامیک از قاریان زیر را بیشتر میپسندید(امکان انتخاب بیش از یک گزینه وجود دارد)











انسان‌ها از روش‌های مختلفی یاد می‌گیرند یکی از روش‌های یادگیری، یادگیری مشاهده ای است یعنی از طریق مشاهده یکدیگر رفتارها و تفکرات متفاوتی را یاد می‌گیرند، متاسفانه مشاهده صرف و به‌کار نبردن تفکر و قرار ندادن مرز مشخص می‌تواند صدماتی در پی داشته باشد. به‌عنوان مثال انواع مقایسه‌ها، که در ابعاد مختلف فردی و اجتماعی، رفتاری، عاطفی و هیجانی اتفاق می‌افتد مشکلات متعددی برای فرد به‌وجود می‌آورد. بنابراین نه تنها لازم است درباره مشاهدات فکر کنید، بلکه ضروری است مرزی برای خود داشته باشید. مرزها در شکل‌های مختلفی معنا پیدا می‌کند. مرز داشتن و تفکر کردن به شما کمک می‌کند تا تعادل و اعتدال را در رفتار خود حفظ کنید و از مشکلات متعدد آن در امان باشید.

گرداب مقایسه

مقایسه کردن مشکلات متعددی برای فرد دارد، زیرا افراد معمولا بدترین چیزهای خود را با بهترین چیزهای دیگران مقایسه می‌کنند در نتیجه حس حقارت و ناتوانی نسبت به دیگران در فرد ایجاد می‌شود، از سوی دیگر مقایسه خود با دیگران پایان و مرزی ندارد به‌دلیل اینکه امکانات، توانایی‌ها و شایستگی‌های افراد بسیار متنوع و گسترده است. بنابراین رضایت از زندگی را از بین می‌برد در حالی که زندگی جاده زیبایی است که افراد با تلاش و تفکر مناسب با نگرش و باورهای سالم می‌توانند زندگی خود را رقم زنند.

انواع مقایسه کردن

مقایسه در ابزار و وسایل: برخی افراد در خرید وسایل و داشتن آن مداوم در حال مقایسه کردن خود با دیگران هستند و صدمات اقتصادی و فشار مضاعف بر خانواده وارد می‌کنند و روحیه خود را شکننده‌تر می‌سازند.

مقایسه ظاهر

مثل فلانی لباس بپوش یا برو از فلانی یاد بگیر چنین مقایسه‌های بدون توجه به احساسات و عواطف همسر باعث آزردگی، لجاجت، سوءظن و تحقیر طرف مقابل خواهد شد.

می‌خواهم خودم باشم

یاد گرفتن از دیگران محاسن بسیار زیادی دارد از جمله اینکه زمان زیادی را صرف برخی یادگیری‌های تکراری نمی‌کنید و از این طریق آموزش‌های مناسبی می‌بینید و در معرض ایده‌ها و پیشرفت‌های بیشتری قرار می‌گیرید. اما جنبه‌های منفی آن زمانی است که به مقایسه کردن ناسودمند گرفتار می‌شوید در حالی که توجه به توانایی‌ها و قابلیت‌ها در جهت توانمندتر شدن و برطرف کردن نکات ضعف می‌تواند شما در بهره گیری از آموخته‌های درست یاری رساند.

هدف در زندگی

هدف مسیر زندگی را روشن می‌کند تا از پیشرفت‌های خود خشنود باشید و رضایت خاطر شما بدست آید و می‌دانید از دیگران چه چیزهای بیاموزید تا کمک کننده باشد نه صدمه زننده.

برنامه‌ریزی

داشتن برنامه منظم برای رسیدن به هدف فرد را امیدوارتر می‌کند و او را از مقایسه‌های نادرست دور می‌کند. در یادگیری‌ها ضروری است تفکر کردن را سرلوحه خود قرار دهید تا از مشکلات و مصیبت‌های آن دور بمانید و همیشه به این مساله توجه داشته باشید انسان موجودی منحصر به فردی است. مقایسه توانایی و شایستگی خود با گذشته خود و توجه به پیشرفت و موفقیت تدریجی کمک می‌کند تا اعتماد به نفس بالاتری برخوردار شوید. قدردان و سپاسگزار داشته‌های خود باشید تا رضایت خاطر و آرامش بیشتری به‌دست آورید و به نقاط ضعف خود نیز توجه کنید تا برای بهتر شدن آنها تلاش کنید و در عین حال بدانید هیچ کسی بی عیب و نقض نیست.




طبقه بندی: اخلاق،
[ پنجشنبه 22 تیر 1396 ] [ 01:13 ق.ظ ] [ سید وحید حسینی ]

یکی از دستورات اخلاقیِ آموزه‌های دینی، ارتباط اجتماعی مناسب و مطلوب با خویشاوندان می‌باشد. متاسفانه باید اذعان داشت که امروزه توسعه زندگی شهری در کنار پیچیدگی‌های زندگی صنعتی، این ارتباط را با آفت‌ها و مشکلاتی روبه‌رو ساخته است به گونه ای که برخی از خانواده‌ها به علت ناتوانی در مقابله با این گونه مشکلات به بی تفاوتی یا قطع روابط خویشاوندی روی آورده اند.خویشاوندی، شیوه ای است که از طریق آن افراد با گذشته و آینده خود، رابطه برقرار می‌کنند و به تاریخچه خانوادگیِ خود پی می‌برند. از اینرو همین پیوندهای خویشاوندی است که مبنای توقعات، الزامات و تعهدات واقع می‌شود و در هویت بخشیدن به افراد نیز نقش موثری ایفا می‌کند.[1]از نظر دین مبین اسلام، حفظ و استمرار روابط خویشاوندی جزئی از دستورات الهی است. به عنوان نمونه در قرآن مجید اینگونه بیان شده است وَ اتَقُوا ا...َ الَذی تَسائَلُونَ بِهِ وَ الْاَرْحامَ إِنَ ا...َ کانَ عَلَیکمْ رَقیبا[2] «و از خدایی که به نام او از یکدیگر درخواست می‌کنید و از [بریدن و قطع رابطه با] خویشاوندان پروا کنید که همانا خداوند پیوسته بر شما مراقب و نگهبان است.»از آنجا که کلمه «رَحِم» به معنای نزدیک و «ارحام» به معنای نزدیکان انسان است؛[3] معنای آیه این می‌شود که: «حُرمت خدایی را که یکدیگر را به او سوگند می‌دهید پاس بدارید و حُرمت نزدیکان و خویشان را هم نگه دارید.»[4] در برخی از روایات نیز، پاسداشت حُرمت خویشاوندان در زمره بالاترین مراتب رفتارهای دینی پس از ایمان به خداوند متعال ذکر شده است.[5]

آثار روابط خویشاوندی

حفظ روابط خویشاوندی و تحکیم آن، آثار بسیاری بر زندگی انسان در دنیا و همچنین بر زندگی پس از مرگ دارد که در متون دینی به آن اشاره شده است؛ از جمله: طولانی شدن عمر، دفع بلا، جلوگیری از مرگ ناخوشایند، سلامتی بدن، رفع فقر، فزونی روزی، آبادی شهرها، اصلاح اخلاق، آرامش و شادکامی، آسانی حساب قیامت، فرونشاندن خشم خداوند، قُرب الهی، عبور آسان از پُل صراط، صیانت از گناهان و...که حصول هر یک از آنها عامل مهمی در رفع مشکلات خانواده‌ها و دفع ناهنجاری‌های جامعه خواهد بود.[6] بر همین اساس، برکات روحی و اجتماعی توجه به خویشاوندان و برقرای ارتباط سالم و مستمر با آنها را در دو بخش به شرح ذیل به بحث و بررسی می‌گذاریم:

سلامت و شادکامی

تحقیقات جامعه شناسان نشان می‌دهد که بین سلامت خانواده با روابط خویشاوندی، رابطه معناداری وجود دارد.[7]از منظر روان شناسی نیز، انس با دوستان، آشنایان و خویشان، از جمله عوامل دست یابی به سلامت روانی و شادکامی اعضای خانواده است. شادکامی به این معنا است که سه چیز در زندگی انسان وجود داشته باشد: شادی به همراه رضایت از زندگی و فقدان عواطف منفی[8]که بخش مهمی از این موارد در ارتباط افراد با دوستان و خویشاوندان به دست می‌آید. از این رو تجربه‌های متعدد و دانش نوین روان شناسی اجتماعی نیز نشان می‌دهد که یکی از عوامل نشاط آفرین برای روح انسان، ارتباطات اجتماعی اوست. آنها که پُررفت و آمد بوده و در روابط اجتماعی خود، گرم‌تر و صمیمی ترند، احساس شادی بیشتری دارند و علت برخی افسردگی‌ها، تنهایی و دوری از برقراری روابط اجتماعی است.[9]روایت پیامبر اکرم(ص) را نیز در همین راستا باید دانست که می‌فرماید: «إِنَ صِلَهَ الرَحِمِ مَثْرَاهٌ فِی الْمَالِ وَ مَحَبَهٌ فِی الْاَهْلِ وَ مَنْسَاَهٌ فِی الْاَجَل؛[10]برقراری رابطه خویشاوندی، افزایش مال و محبت در میان خانواده‌ها را به دنبال داشته، مرگ را به تاخیر انداخته و موجب طول عمر می‌گردد.»همچنین امام صادق و امام رضا(علیهما السلام) فرمودند: «إِنَ الرَجُلَ یکونُ اَجَلُهُ ثَلَاثَ سِنِینَ فَیکونُ وَصُولًا لِلرَحِمِ فَیزِیدُ ا...ُ فِی عُمُرِهِ ثَلَاثِینَ سَنَهً فَیجْعَلُهَا ثَلَاثا وَ ثَلَاثِینَ سَنَهً وَ یکونُ اَجَلُهُ ثَلَاثا وَ ثَلَاثِینَ سَنَه[11]کسی که سه سال از عمرش باقی مانده صله رحم می‌کند، خدا عمرش را 30 سال قرار می‌دهد در نتیجه عمر او به 33 سال افزایش می‌یابد.»آیا می‌توان این سخن امام علی(ع) را که فرمود: «صُحْبَهُ الْوَلِی اللَبِیبِ حَیاهُ الرُوح»[12] نادیده گرفت؟ پیام آشکار این حدیث آن است که: همراهی و ارتباط با دوستان خردمند و همنشینان صالح، روح انسان را زنده می‌کند و به جان آدمی طراوت می‌بخشد. آن کس که جانش تازه و زنده و باطراوت باشد، حتی اگر پیکری ضعیف داشته و از کم ترین امکانات زندگی برخوردار باشد، در زندگی سعادتمند بوده و به کامیابی رسیده و از تیرگی رهیده است. به همین دلیل است که پیامبر اکرم(ص) فرمود:«اَسْعَدُ النَاسِ مَنْ خَالَطَ کرَامَ النَاس؛ [13]خوشبخت ترینِ مردم کسی است که با مردمان بزرگ و بزرگوار بجوشد.»

حمایت اجتماعی

در حوزه علوم اجتماعی، از موضوعی با عنوان «سرمایه اجتماعی»، سخن به میان می‌آید که به معنای چهارچوب اجتماعی است که موجب تسهیل روابط میان افراد می‌گردد.[14]این تعریف در بردارنده مفاهیمی همچون نظم، اعتماد، همکاری و روابط متقابل بین اعضای یک گروه در جامعه به سمت دستیابی به هدفی مشترک است. از نظر جامعه شناسان، شبکه خویشاوندی، منشا سرمایه اجتماعی برای خانواده است که می‌تواند در حل مشکلات خانواده موثر باشد. یک خانواده سالم به روابط عاطفی، مسکن، کار، پول، خدمات و حمایت‌های دیگر نیاز دارد، این مسائل در روابط خویشاوندی بهتر حل می‌شود. با دید و بازدید خویشاوندان، خانواده‌ها مسائل و مشکلات زندگی خود را مطرح می‌کنند که این مرتبه، کمترین حد حمایت عاطفی است که افسردگی‌ها و تنیدگی‌ها را تا حدی کاهش می‌دهد. مشورت و نظرخواهی در امور و استفاده از تجارب و کسب اطلاعات مفید برای زندگی خانوادگی، از فوایدشناخته شده این ملاقات‌ها ست. مهمانی و اطعام نیز مرتبه ای از صله رحم است. قرض دادن به خویشاوندان و حل مشکلات مالی آنها نیز نمونه بالایی از برکات برقراری روابط خویشاوندی است.




طبقه بندی: اخلاق،
[ جمعه 9 تیر 1396 ] [ 02:26 ب.ظ ] [ سید وحید حسینی ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

از میان مقولاتی مانند فرهنگ، امنیت، اقتصاد و سیاست، کدامیک اولویت دارد؟ برای جامعه ای که قرار است با نظام حکومتی دینی اداره شود بسیار مهم است. این پاسخ است که می تواند نقشه راه را برای هر حکومتی ترسیم کند و البته برای یک نظام اسلامی نقش و اهمیت بیشتری دارد.
بدون آنکه با بررسی تعاریف گوناگون فرهنگ وقت گذرانی کنیم، مستقیماً به سراغ نقش فرهنگ در زندگی فردی و اجتماعی می رویم. در این وادی، مجموعه بینش ها و کنش ها را می توان فرهنگ نامید، مجموعه ای که بستری می شود برای رشد آگاهی عمومی و التزام عملی آحاد مردم به مقررات اجتماعی.

با این تعریف، راحت می توان گفت فرهنگ برای جامعه همانند خونی است که در رگ های بدن جریان دارد. همانگونه که خون، اندام ها را به تحرک وامی دارد و چگونگی خون در چگونگی کارکرد بدن نقش مستقیم دارد، فرهنگ نیز اندام های جامعه را به تحرک وامیدارد و ضعف و قوت آن در ضعف و قوت اقتصاد، امنیت، سیاست و اخلاق جامعه اثرگذار است. بدین ترتیب، پاسخ سؤال مورد نظر اینست که فرهنگ باید در اولویت باشد.

هدف از آوردن این مقدمه، یادآوری این واقعیت تلخ است که جامعه اسلامی و انقلابی ما علیرغم اینکه از یک نظام حکومتی دینی برخوردار است، متأسفانه هیچگاه برای فرهنگ اولویت قائل نشده و مقوله فرهنگ همواره مورد غفلت بوده است. از صبح پیروزی انقلاب اسلامی، تعابیری مانند "انقلاب ارزش ها" و "انقلاب فرهنگی" از زبان امام و سایر بزرگان در توصیف انقلاب اسلامی شنیده ایم، اما هرگز در عمل برای مقوله "فرهنگ" اولویت قائل نشده ایم. اگر فرهنگ در اولویت قرار گیرد، اقتصادی سالم، امنیتی پایدار و سیاستی مبتنی بر اصول خواهیم داشت. زیرا فرهنگ برای سایر مقولات بسترسازی می کند و راه را برای جریان یافتن سالم آنها هموار می نماید.

شاید در قالب دیگری بتوان یک جامعه با فرهنگ را جامعه ای مقرراتی، قانون گرا و اخلاق مدار معرفی کرد. به عبارت روشن تر، اگر مردم یک جامعه با فرهنگ باشند، در برخوردهای اقتصادی بر مبنای قانون و اخلاق عمل می کنند و مفاسد اخلاقی از آن جامعه رخت برمی بندد، در بخش های امنیت و سیاست نیز همه چیز برمبنای صداقت به پیش خواهد رفت و همواره اخلاق، محور رفتارها خواهد بود. قضاوت نیز از فرهنگ تأثیر می گیرد و در یک جامعه با فرهنگ علاوه بر اینکه قضات، وظیفه قانونی خود را به درستی انجام می دهند، اصولاً خصومت ها کاهش می یابد و حتی خود مردم بدون نیاز به دستگاه قضائی به رفع خصومت اقدام می کنند.

بعد از پیروزی انقلاب اسلامی، متأسفانه هیچگاه فرهنگ در اولویت نبوده و دولت ها به سایر مقولات بیشتر توجه کردند. بعضی دولت ها به دلیل درگیر بودن با جنگ و بازسازی، فرصت و امکان توجه جدی به فرهنگ را نداشتند و بعضی دیگر به ویژه در سال های اخیر، بداخلاقی را جایگزین اخلاق و فرهنگ کردند و به همین جهت، بی قانونی، مفاسد اقتصادی و تفرقه و بی اعتمادی نسبت به همدیگر در جامعه افزایش یافته است. آنچه از اینها نگران کننده تر است، سوءاستفاده معاندان از فضای پدید آمده است که در قالب های مختلف بی بندوباری، پشت پا زدن به احکام دینی و زیر پا گذاشتن قوانین و مقررات جلوه گر می شود.

در بررسی عوامل پدید آمدن این وضعیت، علاوه بر اولویت قائل نشدن برای فرهنگ، ضعف سکان داران فرهنگ کشور را نیز باید عامل مهمی دانست. سوگمندانه باید اعتراف نمائیم که متولیان بخش های فرهنگی کشور عموماً از ضعیف ترین ها انتخاب شده اند. شاید دخالت داشتن گرایش های سیاسی و فقدان نگاه اولویت بخشی به فرهنگ از عوامل اصلی گماردن ضعفا بر عرصه فرهنگ باشد. فرهنگ اگر قرار باشد در اولویت قرار بگیرد، باید حداقل دو اقدام جدی صورت بگیرد؛ یکی تخصیص بودجه کافی و دیگری، که مهم تر است، گماردن متولیان قوی.

ضعف متولیان فرهنگ موجب می شود به امتیازخواهان باج و امتیاز بدهند و این اقدام را برای خود یک وجه مثبت به حساب آورند. در بخش هنر نیز متولیان ضعیف، بدون برنامه پیش می روند و هرگز به نقطه مطلوب نمی رسند. در بخش کتاب، یک روز ممیزی را لازم و ضروری می دانند، یک روز آن را رد می کنند و روز دیگر دچار بلاتکلیفی می شوند. جلب همکاران قوی چیزی است که هرگز نمی توان از متولیان ضعیف فرهنگ انتظار داشت. افراد ضعیف، در مقابل کسانی یا مجموعه هائی که می خواهند عوامل خود را به آنها تحمیل کنند منفعل می شوند و قدرت و جسارت "نه" گفتن به آنها را ندارند. اینها بخشی از عوارضی هستند که از ضعف مدیریت های فرهنگی ناشی می شوند و به فرهنگ کشور ضربه می زنند.

تعدد دستگاه هائی که خود را متولی فرهنگ می دانند نیز از مشکلات بخش فرهنگی و از عوامل رکود و گاهی عقبگرد فرهنگی است. فرهنگ در کشور ما فرماندهی واحدی ندارد و همین امر موجب دوباره کاری ها، خنثی کردن کار همدیگر و صرف بودجه های کلان بدون دستاورد قابل توجه می شود. این ضعف، بارها به مسئولان نظام یادآوری شده ولی نه تنها برطرف نگردیده بلکه همچنان شاهد افزوده شدن بر تعداد متولیان فرهنگی هستیم.

رسانه ملی، که رساترین صدا برای اشاعه فرهنگ می تواند باشد، در مواردی نقش خنثی کننده دستاوردهای فرهنگی را ایفا می کند. برخورد متولیان فرهنگی کشور با مطبوعات و سایر رسانه های نوشتاری، چه از نظر مادی و چه از نظر حمایت های معنوی نه تنها ضعیف بلکه بازدارنده است. تبعیض در پرداخت یارانه های قانونی و برخوردهای سیاسی و سلیقه ای با رسانه های مکتوب، زمینه ای برای رشد این رسانه ها باقی نگذاشته است. کوتاهی در انجام وظیفه قانونی که برخورد متولیان فرهنگی با مطبوعات بداخلاق، اتهام پراکن و قانون شکن را مقرر می دارد، یکی دیگر از عوارض ضعف مدیران فرهنگی است که موجب وارد شدن لطمات شدیدی به فرهنگ کشور شده است.

راه حل این مشکلات و آنچه موجب تقویت فرهنگ خواهد شد، عبارتند از تجمیع مراکز متعدد فرهنگی، ایجاد وحدت رویه در برخوردهای فرهنگی، بالا رفتن حساسیت مسئولین نظام نسبت به فرهنگ، اولویت بخشیدن به مقوله فرهنگ به عنوان اصل و پایه سایر مقولات و سپردن بخش فرهنگی به افراد قوی، مستقل و شجاع. اما آیا گوش شنوائی وجود دارد که این مرثیه را بشنود و آیا اراده قاطعی وجود دارد که درصدد نجات دادن فرهنگ از مظلومیت و انزوا باشد؟

برای ارتباط با ما جهت امور قرانی با این شماره تماس حاصل فرمایید:09131266381
سید وحید حسینی
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
كل مطالب : عدد