تبلیغات
فرهنگ

فرهنگ
اگر شما فرهنگ را هدایت نکنید فرهنگ شما را هدایت می کند 
قالب وبلاگ
جستجوی مطالب وبلاگ
نظر سنجی
قرائت کدامیک از قاریان زیر را بیشتر میپسندید(امکان انتخاب بیش از یک گزینه وجود دارد)











یکی از چیزهایی که خانواده راتحت تاثیر منفی خود قرار می‌دهد، خلق و خوی افسرده است که می‌تواند آسایش دیگران را مختل کند، پس اگر افسرده هستید برای تغییر رفتار خودتان اقدام کنید.افسردگی شدید را باید جدی گرفت. افسردگی شدید یعنی بی اشتهایی، بی حالی، بی تفاوتی و ناامیدی؛ در این وضعیت فرد مدت مدیدی خلق درستی ندارد: گریه می‌کند، در جمع ظاهر نمی‌شود، حساس است، بی تفاوت است، منفی باف است و.... متاسفانه این افراد به دنبال درمان نمی‌روند، در حالی که افسردگی یکی از درمان پذیر ترین بیماری‌هاست. اگر افسردگی‌تان شدید است بدون فوت وقت به روانپزشک مراجعه کنید. این نوع افسردگی احتمالا علل ارثی، هورمونی و شیمیایی دارد که با حوادث و افکار بد و هرگونه تنش فعال می‌شود. در غیر این صورت می‌توانید از روش‌های خود امدادی استفاده کنید:

رفتار

با افزایش تفریح، اجتناب از موقعیت‌های ناراحت کننده، استراحت، ورزش، توقف فکر، کاهش نگرانی‌ها، جبران خطاها وجلب حمایت می‌توانید افسردگی را از خود دور کنید.

مشاهده

آدم‌های افسرده دوست دارند وقایع را منفی ببینند. به خلق خود از یک تا ده نمره بدهید و دفتری برای ثبت وقایع مثبت و منفی روزمره داشته باشید. باید هر اتفاق مثبت را هر چند که بسیار هم کوچک باشد ثبت کنید. باید دوباره دیدن زیبایی را یاد گرفت. مسائل عادی مثل یک استکان چای، قدم زدن، کتاب خواندن، تماشای بچه‌هایی که در راه مدرسه هستند، خرید، دیدن همسایه‌ها، تلفن به یک دوست، اظهار نظر و... هم حتی نباید از قلم بیفتد. بعد از یک هفته نمره‌هایی که به خودتان داده اید و تعداد وقایع مثبت را در یک نمودار رسم کنید. ببینید خُلقتان چه قدر با کم و زیاد شدن وقایع مثبت بالا و پایین می‌رود. این کار نوع ساده ای از تجزیه و تحلیل رفتار است.

گام به گام حرکت کنید

باید برنامه داشت، باید هدف واقعی داشت. چند برنامه را برای اجرا در نظر بگیرید. رژیم غذایی، افزایش حضور بین مردم، دقیق‌تر نوشتن دفتر خاطرات روزانه و... بعد هر هدف را به اهداف کوچک‌تر تقسیم کنید که در عرض یک روز یا کمتر میسر می‌شوند.

ارزیابی

به این شیوه می‌توانید نقشتان را در موفقیت مشخص کنید و در شکست کاهش دهید: یک واقعیت مهم را که اخیرا رخ داده توضیح دهید. نقش دیگران، شانس یا سرنوشت در این ماجرا چه قدر بوده است؟ مسئولیت شما در این اتفاق چیست؟(تلاش، مهارت، توانایی، تجربه، ظاهر و...)به این نتیجه خواهید رسید که هوش، شخصیت و مهارت‌های تان مسئول وقایع مثبت هستند.

تقویت

بعضی فکر می‌کنند که دادن پاداش به خود،خود خواهی و خود ستایی است. این افکار مانع استفاده از ابزارهای ارزشمند مثل تقویت خود و تمجید از خود می‌شوند. پیشنهاد می‌شود فهرستی از صفات مثبت خود را بنویسید.

اقدام کنید

از خانه بیرون بزنید و کارهای مفید بکنید. به پیشرفت خود جایزه بدهید، به نحوه انجام هر کار و لذت حاصل از آن نمره بدهید. زندگی از آنی که فکر می‌کنیم جالب‌تر است. خودتان را وادار به فعالیت کنید.

دوری از موقعیت‌های ناخوشایند

روابط بین آدم‌ها روی افسردگی بسیار موثر است. غالبا افسردگی بعد از انزوا و تنهایی به وجود می‌آید، پس تا می‌توانید از این حالت‌ها دوری کنید.

محیط را عوض کنید

شرایط کار، روابط خانوادگی، روابط تنش زا و... خُلق انسان‌ها آیینه محیط شان است.

افکار منفی را کاهش دهید

این افکار مشخصه بیماران افسرده است: سختگیری، (من واقعا گند می‌زنم) منفی باف(من خوب شدنی نیستم)، عزت نفس پایین(من یعنی شکست) و نا امیدی(هیچ کاری نمی‌توانم بکنم).باید از توقف فکر، افکار متضاد و تنبیه استفاده کرد یا افکار غمناک را به زمان یا مکان خاصی محدود کرد. افکار مثبت را افزایش دهید: رضایت از زندگی(زندگی چیز شگفت انگیزی است)تمجید از خود(من آدم متفکری هستم) مثبت گرایی(همه چیز درست می‌شود) اعتماد به نفس(خودم مشکل را حل می‌کنم). این‌ها باید جزئی از فکر شما بشوند.




طبقه بندی: اخلاق،
[ چهارشنبه 4 بهمن 1396 ] [ 07:53 ب.ظ ] [ سید وحید حسینی ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

از میان مقولاتی مانند فرهنگ، امنیت، اقتصاد و سیاست، کدامیک اولویت دارد؟ برای جامعه ای که قرار است با نظام حکومتی دینی اداره شود بسیار مهم است. این پاسخ است که می تواند نقشه راه را برای هر حکومتی ترسیم کند و البته برای یک نظام اسلامی نقش و اهمیت بیشتری دارد.
بدون آنکه با بررسی تعاریف گوناگون فرهنگ وقت گذرانی کنیم، مستقیماً به سراغ نقش فرهنگ در زندگی فردی و اجتماعی می رویم. در این وادی، مجموعه بینش ها و کنش ها را می توان فرهنگ نامید، مجموعه ای که بستری می شود برای رشد آگاهی عمومی و التزام عملی آحاد مردم به مقررات اجتماعی.

با این تعریف، راحت می توان گفت فرهنگ برای جامعه همانند خونی است که در رگ های بدن جریان دارد. همانگونه که خون، اندام ها را به تحرک وامی دارد و چگونگی خون در چگونگی کارکرد بدن نقش مستقیم دارد، فرهنگ نیز اندام های جامعه را به تحرک وامیدارد و ضعف و قوت آن در ضعف و قوت اقتصاد، امنیت، سیاست و اخلاق جامعه اثرگذار است. بدین ترتیب، پاسخ سؤال مورد نظر اینست که فرهنگ باید در اولویت باشد.

هدف از آوردن این مقدمه، یادآوری این واقعیت تلخ است که جامعه اسلامی و انقلابی ما علیرغم اینکه از یک نظام حکومتی دینی برخوردار است، متأسفانه هیچگاه برای فرهنگ اولویت قائل نشده و مقوله فرهنگ همواره مورد غفلت بوده است. از صبح پیروزی انقلاب اسلامی، تعابیری مانند "انقلاب ارزش ها" و "انقلاب فرهنگی" از زبان امام و سایر بزرگان در توصیف انقلاب اسلامی شنیده ایم، اما هرگز در عمل برای مقوله "فرهنگ" اولویت قائل نشده ایم. اگر فرهنگ در اولویت قرار گیرد، اقتصادی سالم، امنیتی پایدار و سیاستی مبتنی بر اصول خواهیم داشت. زیرا فرهنگ برای سایر مقولات بسترسازی می کند و راه را برای جریان یافتن سالم آنها هموار می نماید.

شاید در قالب دیگری بتوان یک جامعه با فرهنگ را جامعه ای مقرراتی، قانون گرا و اخلاق مدار معرفی کرد. به عبارت روشن تر، اگر مردم یک جامعه با فرهنگ باشند، در برخوردهای اقتصادی بر مبنای قانون و اخلاق عمل می کنند و مفاسد اخلاقی از آن جامعه رخت برمی بندد، در بخش های امنیت و سیاست نیز همه چیز برمبنای صداقت به پیش خواهد رفت و همواره اخلاق، محور رفتارها خواهد بود. قضاوت نیز از فرهنگ تأثیر می گیرد و در یک جامعه با فرهنگ علاوه بر اینکه قضات، وظیفه قانونی خود را به درستی انجام می دهند، اصولاً خصومت ها کاهش می یابد و حتی خود مردم بدون نیاز به دستگاه قضائی به رفع خصومت اقدام می کنند.

بعد از پیروزی انقلاب اسلامی، متأسفانه هیچگاه فرهنگ در اولویت نبوده و دولت ها به سایر مقولات بیشتر توجه کردند. بعضی دولت ها به دلیل درگیر بودن با جنگ و بازسازی، فرصت و امکان توجه جدی به فرهنگ را نداشتند و بعضی دیگر به ویژه در سال های اخیر، بداخلاقی را جایگزین اخلاق و فرهنگ کردند و به همین جهت، بی قانونی، مفاسد اقتصادی و تفرقه و بی اعتمادی نسبت به همدیگر در جامعه افزایش یافته است. آنچه از اینها نگران کننده تر است، سوءاستفاده معاندان از فضای پدید آمده است که در قالب های مختلف بی بندوباری، پشت پا زدن به احکام دینی و زیر پا گذاشتن قوانین و مقررات جلوه گر می شود.

در بررسی عوامل پدید آمدن این وضعیت، علاوه بر اولویت قائل نشدن برای فرهنگ، ضعف سکان داران فرهنگ کشور را نیز باید عامل مهمی دانست. سوگمندانه باید اعتراف نمائیم که متولیان بخش های فرهنگی کشور عموماً از ضعیف ترین ها انتخاب شده اند. شاید دخالت داشتن گرایش های سیاسی و فقدان نگاه اولویت بخشی به فرهنگ از عوامل اصلی گماردن ضعفا بر عرصه فرهنگ باشد. فرهنگ اگر قرار باشد در اولویت قرار بگیرد، باید حداقل دو اقدام جدی صورت بگیرد؛ یکی تخصیص بودجه کافی و دیگری، که مهم تر است، گماردن متولیان قوی.

ضعف متولیان فرهنگ موجب می شود به امتیازخواهان باج و امتیاز بدهند و این اقدام را برای خود یک وجه مثبت به حساب آورند. در بخش هنر نیز متولیان ضعیف، بدون برنامه پیش می روند و هرگز به نقطه مطلوب نمی رسند. در بخش کتاب، یک روز ممیزی را لازم و ضروری می دانند، یک روز آن را رد می کنند و روز دیگر دچار بلاتکلیفی می شوند. جلب همکاران قوی چیزی است که هرگز نمی توان از متولیان ضعیف فرهنگ انتظار داشت. افراد ضعیف، در مقابل کسانی یا مجموعه هائی که می خواهند عوامل خود را به آنها تحمیل کنند منفعل می شوند و قدرت و جسارت "نه" گفتن به آنها را ندارند. اینها بخشی از عوارضی هستند که از ضعف مدیریت های فرهنگی ناشی می شوند و به فرهنگ کشور ضربه می زنند.

تعدد دستگاه هائی که خود را متولی فرهنگ می دانند نیز از مشکلات بخش فرهنگی و از عوامل رکود و گاهی عقبگرد فرهنگی است. فرهنگ در کشور ما فرماندهی واحدی ندارد و همین امر موجب دوباره کاری ها، خنثی کردن کار همدیگر و صرف بودجه های کلان بدون دستاورد قابل توجه می شود. این ضعف، بارها به مسئولان نظام یادآوری شده ولی نه تنها برطرف نگردیده بلکه همچنان شاهد افزوده شدن بر تعداد متولیان فرهنگی هستیم.

رسانه ملی، که رساترین صدا برای اشاعه فرهنگ می تواند باشد، در مواردی نقش خنثی کننده دستاوردهای فرهنگی را ایفا می کند. برخورد متولیان فرهنگی کشور با مطبوعات و سایر رسانه های نوشتاری، چه از نظر مادی و چه از نظر حمایت های معنوی نه تنها ضعیف بلکه بازدارنده است. تبعیض در پرداخت یارانه های قانونی و برخوردهای سیاسی و سلیقه ای با رسانه های مکتوب، زمینه ای برای رشد این رسانه ها باقی نگذاشته است. کوتاهی در انجام وظیفه قانونی که برخورد متولیان فرهنگی با مطبوعات بداخلاق، اتهام پراکن و قانون شکن را مقرر می دارد، یکی دیگر از عوارض ضعف مدیران فرهنگی است که موجب وارد شدن لطمات شدیدی به فرهنگ کشور شده است.

راه حل این مشکلات و آنچه موجب تقویت فرهنگ خواهد شد، عبارتند از تجمیع مراکز متعدد فرهنگی، ایجاد وحدت رویه در برخوردهای فرهنگی، بالا رفتن حساسیت مسئولین نظام نسبت به فرهنگ، اولویت بخشیدن به مقوله فرهنگ به عنوان اصل و پایه سایر مقولات و سپردن بخش فرهنگی به افراد قوی، مستقل و شجاع. اما آیا گوش شنوائی وجود دارد که این مرثیه را بشنود و آیا اراده قاطعی وجود دارد که درصدد نجات دادن فرهنگ از مظلومیت و انزوا باشد؟

برای ارتباط با ما جهت امور قرانی با این شماره تماس حاصل فرمایید:09131266381
سید وحید حسینی
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
كل مطالب : عدد