تبلیغات
فرهنگ

فرهنگ
اگر شما فرهنگ را هدایت نکنید فرهنگ شما را هدایت می کند 
قالب وبلاگ
جستجوی مطالب وبلاگ
نظر سنجی
قرائت کدامیک از قاریان زیر را بیشتر میپسندید(امکان انتخاب بیش از یک گزینه وجود دارد)











توكل، همان دلبستگی و اعتماد كامل به پروردگار است كه پس از كمال معرفت حاصل می‌شود، زیرا آدمی هر اندازه خدا را بهتر بشناسد و از قدرت و حكمت او بیشتر آگاه شود، توكل و دلبستگی او به آن ذات بی‌همتا بیشتر می‌شود. همچنین، توكل آن است كه از آنچه در دست مردم است، مأیوس باشی. پس هرگاه بنده به چنین معرفتی دست یابد، كارش را تنها برای خدا انجام می‌دهد و جز خدا در كسی امید نمی‌بندد. پس، این است معنای توكل. این معنا از توكل آثاری با خود به همراه دارد كه می‌توان به موارد زیر اشاره كرد:

۱) آرامش روحی و روانی: از میان آن كسان كه پس از زخم ‏خوردن باز هم فرمان خدا و رسولش را اجابت كردند، آنان كه نیكوكار باشند و از خداى بترسند، پاداشی بزرگ دارند (آل عمران ۱۷۲). آن مومنانی كه وقتی مردم (منافق) به آنها گفتند لشكری بسیار علیه شما مومنان فراهم شده، از آنها بترسید، و این سخن بر ایمانشان بیفزود و گفتند: خدا ما را بسنده است و چه نیكو یاورى است (آل عمران ۱۷۳).

۲) از دیگر آثار آن می‌توان به افزایش انگیزه و حركت و تحرك اشاره كرد؛ زیرا شخصی كه خداوند خالق و پروردگار هستی را به عنوان تكیه‌گاه و پشتوانه خویش می‌بیند، بی‌هیچ ترسی از آینده و نرسیدن به مقصد و مقصود و اندوهی از گذشته گام برمی‌دارد و می‌داند كه به هدف خواهد رسید و اگر به ظاهر به امری نرسید در حقیقت به چیز دیگری دست یافته كه از مقصد و مقصود مهم‌تر است و آن ارتباط تنگاتنگ با خدا و تقرب و نزدیكی به اوست. از این رو اشخاص متوكل، دارای اعتماد به نفس بیشتر برای اقدام و كار هستند و هرگز خسته نمی‌شوند و از راهی كه می‌روند بازنمی‌گردند و كوتاه نمی‌آیند (اعراف آیات ۸۸ و ۸۹ و یونس آیات ۸۴ و ۸۶). در سوره اعراف خداوند حضرت شعیب و پیروان ایشان را به صبر و استقامت در راه خدا و در برابر كافران دعوت می‌كند. بنابراین استقامت و پایداری در برابر مخالفت‌ها و سختی‌ها امری طبیعی در این دسته از انسان‌هاست.

۳) از صفات ایشان می‌توان به پایداری اشاره كرد، به گونه‌ای كه در برابر شكست‌ها كوتاه نمی‌آیند و هرگاه دچار شكستی شدند با گام‌های استوارتر حركت خویش را از سر می‌گیرند (آل عمران آیات ۱۲۱ و ۱۲۲ و ۱۷۲ و ۱۷۳).

۴) آنان در كارهای خویش از امدادهای غیبی خداوند بهره‌مند می‌شوند و خداوند از جایی كه امید و روزنه‌ای به آن نبود به ایشان یاری می‌رساند (آل‌عمران آیه ۱۶۰ و مائده آیه ۱۱ و انفال آیات ۶۲ و ۶۴).

۵) انسان متوكل از فضل خدا و محبت او بهره‌مند می‌شود و چون كارهایش مبتنی بر خلوص و اخلاص و وجه الهی است، رضایت و خشنودی خدا را نیز به دست می‌آورد.

۶) در هر حال، پیروزی از آن او خواهد بود، چه به ظاهر شكست بخورد و چه پیروز شود چون به رضای خدا عمل كرده است و لذا موفق و پیروز خواهد بود (آل عمران آیات ۱۲۲ و ۱۲۳ و انفال آیات ۴۸ و ۴۹).

۷) از دیگر آثار توكل و اعتماد به نفس اسلامی و قرآنی می‌توان به شجاعت و شهامت در برابر مخالفان و دشمنان (یونس آیات ۷۱ و ۸۳)، صبر در برابر شكست‌ها و اذیت و آزار‌ها و مقاومت‌ها اشاره کرد.

۸) سلامت روحی و روانی و جانی در دنیا و آخرت (آل عمران آیات ۱۷۳ و ۱۷۴) و برخورداری از روحیه بالا (آل عمران آیه ۱۲۲) از موارد دیگر است؛ زیرا خداوند را كفیل خود می‌داند و همه امور خویش از ریز و درشت را به او تفویض و واگذار كرده است (آل‌عمران آیه ۱۷۳) ابراهیم آیه ۱۲ و نحل آیات ۴۱ و ۴۲).

از امام رضا (ع) پرسیدند: حد توكل چیست؟ حضرت فرمودند: اینكه با وجود خدا از هیچ كس نترسی (جهاد النفس، ح ۲۹۲). این‌گونه است كه در پناه خداوند از مصونیت خاصی برخوردار می‌شود و هرگز آسیبی از سوی دشمان انسی و جنی به وی نمی‌رسد و از ضرر و زیان وآسیب‌های شیطان در امان و محفوظ می‌ماند (حجر آیه ۶۵ و نحل آیات ۹۸ و ۹۹) و اینكه: «هر كه بر خداوند توكل كند، خداوند ـ به تنهایی ـ او را بس است» (طلاق: ۳).

حقیقت توكل

حقیقت امر در مساله توكل، این است كه به كرسى نشستن اراده انسان و دست یافتن به هدف و مقصد در این عالم (كه عالم ماده است) احتیاج به اسبابى طبیعى و اسبابى روحى دارد و چنان نیست كه اسباب طبیعى تمام تاثیر را داشته باشد، پس اگر انسان بخواهد وارد در امرى شود كه بسیار مورد اهتمام او است و همه اسباب طبیعى آن را كه آن امر نیازمند به آن اسباب است فراهم كند و با این حال به هدف خود نرسد، قطعا اسباب روحى و معنوى (كه گفتیم دخالت دارند) تمام نبوده و همین تمام نبودن آن اسباب نگذاشته است كه وى به هدف خود برسد، مثلا اراده‌‏اش سست بوده، یا مى‌‏ترسیده یا اندوه و غم مانعش شده یا شدت عمل یا حرص یا سفاهت به خرج داده یا سوءظن داشته یا چیز دیگرى از این قبیل مانع به هدف رسیدنش شده است و این‌گونه امور بسیار مهم و عمومى است و اگر همین انسان در هنگام ورود در آن امر، به خدا توكل كند در حقیقت به سببى متصل شده كه شكست‏‌ناپذیر است، سببى است فوق هر سبب دیگر و در نتیجه تمسك به چنین سببى، اراده‏اش نیز قوى مى‏‌شود، دیگر هیچ یك از اسباب ناسازگار روحى، بر اراده او غالب نمى‌آید و همین است موفقیت و سعادت (ترجمه المیزان، ج‏۴، ص: ۱۰۲).




طبقه بندی: اخلاق،
[ چهارشنبه 25 فروردین 1395 ] [ 02:48 ب.ظ ] [ سید وحید حسینی ]
دنیای نت و فضای برآمده از آن حالا دیگر یکی از الزامات بدیهی و غیرقابل انکار زندگی بشر امروزی و بخصوص از نوع شهرنشین اش شده است. دیگر انکار تاثیر فضای مجازی بر زندگی اقشار مختلف جامعه، نوعی چشم بستن بر واقعیات مبرهن و به تعبیری بهتر، پاک کردن صورت مساله به جای ارائه راهکار و راه حل است. مساله اصلی و موضوع این گفت وگو، واکاوی ورود و حضور در فضای مجازی نیست که از قضا این فضا پتانسیل ها و قابلیت های مکشوف و شناخته شده و البته مغفول فراوانی دارد. چالش اصلی چگونگی استفاده از آن و باز به تعبیر بهتر، نحوه مدیریت زمان در بهره گیری از خدمات و مزایای این فضاست.
بسیار مشاهده می شود ارتباط کاربر و فضای مجازی به یک رابطه عاشقانه پهلوزده است و چه بسا به وابستگی و دلبستگی هم می رسد. کاربر چنان دل به این فضا می بازد که عمده ساعات مفید شبانه روزش را در آن سپری می کند و از مناسبات اصلی زندگی اش وامی ماند. بررسی دلایل و چرایی وابستگی بیش از حد برخی کاربران به فضای مجازی و راهکارهای تنظیم زمان در بهره گیری از این فضا، بهانه این گفت وگو با دکتر داوود صفایی، استاد و مدرس ارتباطات است.
**چه عواملی در بروز وابستگی و دلبستگی به فضای مجازی در میان برخی کاربران دخیل هستند ؟
همه چیز شاید به جذابیت های فضای مجازی بازگردد. این فضا بسیار جذاب و متنوع است و همین، کاربر را به خود جذب می کند. در عین حال، سرعت در فضای مجازی هم بسیار بالاست. برای مثال، زمان صرف شده برای خرید یک لباس شاید به ساعت ها برسد در حالی که در فضای مجازی می توان در کوتاه ترین زمان آخرین مدل ها را دید و حتی به صورت آنلاین خرید کرد.
همچنین می توان در کوتا ه ترین زمان ممکن به آخرین اخبار و حوادث دسترسی پیدا کرد و با عقاید و اظهارنظرهای متفاوت آشنا شد. همین جذابیت ها و البته سرعت بالای فضای مجازی، این فضا را اینچنین برای کاربرانش جذاب و گیرا کرده است. اصولا کاربر در فضای مجازی چیزی را تجربه می کند که با تجربه های قبلی اش قابل مقایسه نیست. در یک نگاه جامع تر، هر رسانه ای که دارای سرعت بالاتری باشد، بیشتر با اقبال کاربران مواجه شده و مورد استفاده قرار می گیرد.
کاربر در فضای مجازی علاوه بر برخورداری از سرعت بالا در عین حال هیچ مانع و محدودیتی را سر راه خود نمی بیند. در کنار این عوامل باید ارزان بودن استفاده از این فضا را هم در نظر گرفت. فضای مجازی در قیاس با بسیاری از رسانه ها مثلا سینما ارزان است. این فضا حتی می تواند جایگزین تفریحات واقعی دیگری مانند مسافرت هم شود. یک کاربر که شاید توان رفتن به یک مسافرت خارج از کشور را نداشته باشد، می تواند از طریق فضای مجازی به همه دنیا سرک بکشد و جذابیت ها و زیبایی هایش را ببیند، آن هم با هزینه ای بسیار اندک و جزئی.
فضای مجازی گاهی اختیارات و امتیازاتی فراتر از یک امپراتور را به یک انسان معمولی می بخشد. کمتر کسی حاضر است از این اختیارات و امکانات چشم پوشی کند. معتقد هستم هنوز بخش هایی از اقشار جامعه و از جمله میانسالان و سالمندان با قابلیت های فضای مجازی آشنا نشده اند و به علت سرعت پایین اینترنت در کشور ما هنوز بسیاری از کارکردهای فضای مجازی برای این اقشار مغفول و پنهان مانده است.
**پس به نظر شما به استفاده بی رویه و بی هدف از فضای مجازی که اتفاقا این روزها به شدت رایج شده و تقریبا همه اقشار جامعه با آن درگیر هستند، باید اصطلاح اعتیاد اطلاق کرد؟
بله، زیرا اعتیاد به نوعی یک رفتار پرتکرار است که اجتناب از آن غیرممکن به نظر می رسد. اگر هر رفتاری فارغ از ماهیتش تکرار شود، نوعی اعتیاد است. البته اعتیاد، به رفتارهای پرتکراری اطلاق می شود که آسیب زا هم باشد. برای نمونه، عادت به پرخوری را نمی توان مشمول واژه اعتیاد دانست، چرا که با وجود تکراری و اجتناب ناپذیربودنش بار مثبت هم دارد و به ادامه حیات آدمی کمک می کند.
در عین حال، اگر رفتاری باشد که در آن ضرورتی نباشد، تکرارش نوعی اعتیاد است. برای مثال، علاقه افراطی به جمع آوری اقلامی مانند تمبر و تشکیل کلکسیون، با وجود این که بی آزار به نظر می رسد اما از آنجا که معمول نبوده و در شرایط طبیعی و در راستای زیست انسان نیست، مشمول واژه اعتیاد می شود. اعتیاد به رفتار پرتکراری اطلاق می شود که بار منفی دارد. استفاده پرتکرار از فضای مجازی هم شامل این قاعده شده و زیانبار است. از سوی دیگر، فضای مجازی یک پدیده گسترده است که میزان استفاده از آن روز به روز بیشتر می شود. کاربر این فضا وقتی به سمت آن می رود، با یک زمان محدود مثلا نیم ساعته در روز ارضا نمی شود.
حتی این حضور و بهره از فضای مجازی، شکل افراطی به خود گرفته و به 9 ـ 8 ساعت در روز می رسد. در برخی مواقع کار به جایی می رسد که کاربر حتی از امور اولیه زندگی روزمره اش هم ساقط می شود و حتی از غذاخوردن هم می افتد. در حالتی دیگر، کاربر خود می پندارد که زمان زیادی را صرف حضور در فضای مجازی نمی کند، در حالی که در عالم واقعیت برای ساعت ها در این فضا مشغول است.
این تجربه برای خود من پیش آمده که گاهی برای تحقیق و پیگیری یک موضوع قرار است خیلی کوتاه در این فضا حضور داشته باشم، اما ناخودآگاه غرق این فضا شده و ساعت ها در آن می مانم. در هر صورت، اعتیاد به فضای مجازی یک اعتیاد مدرن و به روز است که در سطح جامعه و بخصوص نسل جوان شیوع پیدا کرده و آنها را تحت تاثیر قرار می دهد.
**نشانه های این اعتیاد چه می تواند باشد و چه نشانه هایی در کاربر باید رویت شود تا بتوان نگران شد که او به نوعی به فضای مجازی اعتیاد پیدا کرده است؟
طبیعی است که استفاده بی رویه از این فضا می تواند اختلالاتی را به همراه داشته باشد؛ مثل خلل در غذاخوردن و در خواب. کاربر حتی در زمان تناول غذا هم با گوشی اش سرگرم است و به آن توجه دارد. در مواقعی دیگر ممکن است حضور در فضای مجازی جایگزین فعالیت های پیشین مانند ورزش کردن یا فیلم دیدن و گردش و تفریح باشد. گاه حتی ممکن است روابط فردی و اجتماعی اش هم تحت تاثیر قرار گرفته و ارتباطش با اطرافیان و اعضای خانواده و اقوام درجه یکش هم دچار خلل و تغییر شود. اینها همه نشانه هایی است که از آغاز و شروع اعتیاد به فضای مجازی خبر می دهد.
**به عنوان یک کارشناس حوزه ارتباطات و رسانه چه راهکارهایی را برای مواجهه و مقابله با پدیده اعتیاد مجازی پیشنهاد می کنید؟
نقش اصلی را در وهله اول خانواده و والدین بازی می کنند که باید با آگاهی کامل و برنامه ریزی مشخص، رفتار فرزند خود را به گونه ای تنظیم کنند تا همه چیز در نهایت به فضای مجازی ختم نشود. باید با چینش برنامه های جذاب، فضا و بستری را فراهم آورد برای فعالیت های دیگر به دور از اینترنت. فعالیت های بدنی می تواند به لحاظ فکری هم کاری کند که وابستگی به فضای مجازی کمتر شود. خود کاربران هم باید مراعات برخی مسائل را کرده و با یک زمان بندی مناسب در ساعات مشخص و محدود سراغ فضای مجازی بروند.
در روزگار نه چندان دور شاید همه اعضای خانواده به شکل بی هدف و بی برنامه تلویزیون تماشا می کردند و این فرآیند حالا به فضای مجازی منتقل شده است. باید یک انضباط کاری برای استفاده و بهره از فضای مجازی پیش بینی کرد. اگر فرهنگ استفاده درست از این فضا از خانواده در افراد نهادینه شود، برای همیشه تاثیراتش را حفظ خواهد کرد. بعد از خانواده هم باید نهادهای آموزشی مانند مدارس و دانشگا ه ها در این زمینه ورود کنند و مدیریت زمان در فضای مجازی لحاظ شود. یک موضوع دیگر را هم باید در نظر گرفت و آن تب استفاده از یک ابزار جدید است که پس از مدتی فروکش خواهد کرد. معمولا با گذشت زمان، بخشی از جامعه خود را پیدا کرده و رفتارهای افراطی شکل اعتدال به خود گرفته و همه چیز عادی می شود. حتی شاید جانشینان جدیدی هم برای ابزار مورد نظر پیدا شود.
**افراط ، آسیب زا می شود
پیش بینی ام این است که با بالارفتن سرعت اینترنت در ایران گرایش به فضای مجازی افزایش پیدا خواهد کرد و این تمایل، روابط خانوادگی و حتی نظام آموزشی کشور را تحت تاثیر قرار خواهد داد. بسیاری از جذابیت های فضای مجازی، کاربردی و قابل دفاع است؛ مشکل از آنجا آغاز می شود و حتی به مرحله آسیب زایی می رسد که وابستگی زیاد و افراطی به این فضا به وجود بیاید که همان اعتیاد خوانده می شود.
*منبع: روزنامه جام جم



طبقه بندی: فرهنگی،
[ سه شنبه 17 فروردین 1395 ] [ 11:06 ب.ظ ] [ سید وحید حسینی ]
آیه 10 سوره تحریم «ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلًا لِلَّذینَ كَفَرُوا امرَأَتَ نوحٍ وَامرَأَتَ لوطٍ ...، خداوند برای کسانی که کافر شده‌اند به همسر نوح و همسر لوط مثَل زده است،...»، آیه 11 سوره تحریم «وَضَرَبَ اللَّهُ مَثَلًا لِلَّذینَ آمَنُوا امرَأَتَ فِرعَونَ....، و خداوند برای مؤمنان، به همسر فرعون مثَل زده است،...»، آیه 12 سوره تحریم «وَمَریَمَ ابنَتَ عِمرانَ الَّتی أَحصَنَت فَرجَها...، و همچنین به مریم دختر عمران که دامان خود را پاک نگه داشت،...» و آیه 42 سوره آل‌عمران «وَإِذ قالَتِ المَلائِكَةُ یا مَریَمُ إِنَّ اللَّهَ اصطَفاكِ وَطَهَّرَكِ وَاصطَفاكِ عَلى نِساءِ العالَمینَ، ای مریم! خدا تو را برگزیده و پاک ساخته و بر تمام زنان جهان، برتری داده است.» نشان می‌دهد که خداوند متعال زنان را به عنوان الگوی بدان و نیکان در قرآن معرفی کرده است.
زن به عنوان مظهر جمال الهی، مربی انسان و زمینه‌ساز رشد فضائل و مکارم اخلاق یا بر عکس مشکلات اخلاقی و ناهنجاری‌های اجتماعی است.
نقش مادران در تعالی، تکامل و سعادت انسان‌ها به قدری حیاتی و سرنوشت‌ساز است که پیامبر اعظم(ص) فرمودند: «الجنه تحت اقدام الامهات، بهشت زیر پای مادران است.» و یا امام خمینی(ره) فرمود: «از دامن زن، مرد به معراج می‌رود.»
در روایتی دیگری از خاتم‌الانبیاء حضرت محمد(ص) آمده است که ایشان در پاسخ شخصی که درباره نیکی به پدر و مادر سؤال می‌کرد، سه بار فرمودند اَبْرر امّک، به مادرت نیکی کن، به مادرت نیکی کن، به مادرت نیکی کن و در مرتبه چهارم فرمودند، به پدرت نیکی کن.
نقش و جایگاه والای زنان در تحکیم خانواده
همه این سخنان و روایات، نقش و جایگاه والای زنان به عنوان همسران و مادران را در تحکیم خانواده به عنوان رکن اصلی جامعه و بنیادی‌ترین نهاد اجتماعی نشان می‌دهد.
در حقیقت، زنان با نقش مهم الگویی و تربیتی خود تاثیر مهم و بی‌بدیلی در ساختن شخصیت فرزندان خود به عنوان آینده‌سازان جامعه بر عهده دارند، به گونه‌ای که قرآن کریم در میان سه نقش طبیعی دختری، همسری و مادری زنان، بیشترین تاکید و ستایش را از نقش مادری داشته است.
قرآن کریم با بیان الگوهای قرآنی همچون مادر مریم، مادر عیسی(ع) و مادر موسی(ع)، نقش سرنوشت‌ساز تربیت فرزندان و نسل آینده اجتماع را به مادران می‌سپارد.
آیه 233 سوره بقره «وَالْوَالِدَاتُ یُرْضِعْنَ أَوْلاَدَهُنَّ....، و مادران [باید] فرزندان خود را دو سال تمام شیر دهند» و همچنین تاکیدات فراوانی که امروزه بر تغذیه کودک با شیر مادر می‌شود، به درستی ثابت می‌کند کارکردهای زنان در نقش مادری از همان آغاز تولد کودک و حتی قبل از آن شروع می‌شود و این مادر است که می‌تواند با بهره‌گرفتن از مهر و عاطفه ذاتی خود، ارتباط مستحکم و صمیمانه‌ای را با فرزند ایجاد کرده و با ظرافت‌های وجود خود، علاوه بر ایجاد بستر مناسب رشد توانایی‌های فرزند در خانواده، با رفتار و عمل مناسب و الگویی خود، روح کودک را که در ابتدا همچون لوح سفیدی، آمادگی پذیرش هر نقشی دارد را به سوی فضائل اخلاقی و ارزش‌های دینی و اجتماعی هدایت کند.
خانواده یکی از نهادهای بنیادین حفظ، تربیت و فراگیری ارزش‌ها و هنجارهای دینی و اجتماعی انسان است که مادر به عنوان معمار خانواده، مهم‌ترین نقش را در این محیط بر عهده دارد، چراکه کودک برای اولین بار در آغوش مادر قرار می‌گیرد و آداب و رسوم اجتماعی را از او می‌آموزد.
از طرفی افزایش آسیب‌ها و ناهنجاری‌های اجتماعی در سطح جامعه همچون طلاق، اعتیاد و ... نشان‌دهنده کاهش مسؤلیت‌پذیری و تاثیر مثبت مادران در تربیت فرزندان است.
در این بین شاید یکی از مهم‌ترین راهکارهای عملی بازگشت زن امروز به ماهیت انسانی و الهی‌اش، عینیت بخشیدن به مصداق‌های خانواده برتر با الگوپذیری از نمونه‌های عملی تربیت در سبک زندگی اسلامی است و چه الگویی در این راه بهتر و مناسب‌تر از دختر، همسر و مادر نمونه دو عالم، سیده‌ نساء‌العالمین، حضرت فاطمه زهرا(س) که در عبودیت و بندگی، معرفت و حکمت، ایثار، علم و دانش، ولایت‌پذیری، شوهرداری و تربیت فرزند بی‌نظیر و بی‌همتا است.
دلیل نامگذاری«ام‌ابیها، مادر پدرش»
یکی از ویژگی‌های بارز حضرت فاطمه(س) به عنوان دختر، نحوه رفتار با والدین و احترام به پدر توسط ایشان بود؛ فاطمه هشت سال در مکه پا به پای پدر در اعتلا و پیشرفت اسلام کوشید و در آزار کفار و مشرکان و منافقان یار و مددکار پدر بود، در دره و شعب ابوطالب، سه سال درکنار پدر تحمل کرد و زمانی که مشرکان، پیامبر(ص) را آزار و اذیت و زخمی کرده و یا جسارتی می‌کردند، پیامبر(ص) را دلداری می‌داد، زخم‌هایش را مداوا می‌کرد و این‌گونه بود که پیامبر(ص) ایشان را «ام‌ابیها، مادر پدرش» نامید.
از جمله نکات مهم زندگی حضرت فاطمه(س) ازدواج آن حضرت بود، ایشان خواستگارانی بسیار در میان صحابه داشت که از نظر مالی در رتبه‌های بالایی قرار داشتند اما رسول خدا همچنان مسئله را به نظر خداوند موکول می‌کرد تا سرانجام جبرئیل بر پیامبر(ص) نازل شد و گفت: ای محمد، خدا بر تو سلام می‌رساند و می‌فرماید: «فاطمه را به عقد علی درآور، خداوند علی را برای فاطمه و فاطمه را برای علی پسندیده است.»
جهیزیه ساده، اندک و بی‌تکلف از دیگر ویژگی‌های زندگی حضرت زهرا(س) بود که پیامبر(ص) چون سادگی بیش از حد اشیاء را نگریست، دست به دعا بلند کرده و فرمود: «خدا به اهل بیت برکت دهد.»، که البته خدا نیز چنین کرد چرا که آیه تطهیر «انما یریدالله لیذهب عنکم الرجس اهل البیت و یطهرکم تطهیرا» در حق هیچ کسی به جز این خاندان نازل نشد.
همسرداری حضرت فاطمه زهرا(س)
همسرداری حضرت فاطمه(س) نیز بهترین الگو برای زنان مسلمان است، طوری که امیرالمومنان علی(ع) می‌فرماید: «جهاد زن، خوب شوهرداری کردن است.»
فاطمه(س) هیچ‌گاه حتی اموری را که احتمال می‌داد علی(ع) قادر به تدارک آن‌ها نباشد، از او طلب نمی‌کرد، تا آنجا که از علی(ع) در رابطه با فاطمه(س) نقل شده است: «بخدا سوگند که او را به خشم نیاوردم و تا هنگامی که زنده بود، او را وادار به کاری که خوشش نیاید نکردم، او نیز مرا به خشم نیاورد و نافرمانی هم نکرد.»
الگوی حضرت فاطمه(س) در تربیت و رفتار با فرزندان
تربیت فرزندانی که هر کدام الگوی بشریت هستند، حضرت زینب(س)، اسوه صبر، امام حسین(ع) اسوه ایثار و امام حسن(ع) اسوه کرامت، نشان می‌دهد که سیره رفتار فاطمه(س) با فرزندان خود، سرمشقی مناسب برای تربیت صحیح فرزندان است. ایشان به فرزندان احترام می‌گذاشتند، آن‌ها را با احترام خطاب می‌کردند و همیشه سعی در آموزش و تربیت دینی و اخلاقی آن‌ها داشتند.
علاوه بر عدالت در توجه به کودکان، سبک عملی تشویق به عبادت از نکات بارز سیره تربیتی حضرت زهرا(س) در تربیت فرزندان بود، یعنی فضای تربیتی خانه را با رفتارهای خود آماده می‌کردند، چراکه مسلما وقتی والدین الگوی عملی کودکان برای عبادت پروردگار و سایر رفتارها باشند، آن‌ها در آینده راه والدین را در پیش خواهند گرفت.
ساده زیستی و قناعت در زندگی حضرت زهرا(س)
ساده زیستی، قناعت و پرهیز از تجمل، مهریه کم، جهیزیه مختصر، اکتفا به غذای اندک و معاش کم و استفاده از حداقل امکانات برای زندگی از دیگر ویژگی‌های زندگی حضرت فاطمه زهرا(س) است.
همچنین از عبادت، حجاب و عفاف، مشارکت در مسائل سیاسی و اجتماعی و دفاع از حریم ولایت می‌توان به عنوان دیگر ویژگی‌های مهم سیاسی اجتماعی این بانوی بزرگوار یاد کرد.
به امید روزی که با انتقال و ترویج درست فرهنگ و معارف اهل‌بیت بویژه حضرت زهرا(س)، بانوان به عنوان نیمی از اقشار جامعه با الگوپذیری از ام‌ابیها(س)، نقش‌های دختری، مادری و همسری خود را به خوبی و بر اساس تعالیم و آموزه‌های دینی ایفا کنند که یقینا این امر موجب آرامش، انسجام، صمیمیت، عشق و محبت توام با احترام در زندگی و کاهش آسیب‌ها و ناهنجاری‌های اجتماعی در جامعه خواهد شد.



طبقه بندی: مذهبی،
[ چهارشنبه 11 فروردین 1395 ] [ 12:01 ب.ظ ] [ سید وحید حسینی ]

به گزارش خبرگزاری بین‌المللی قرآن(ایکنا) پس از حدود شش سال انتظار (از سال 89 تا 94) بالاخره در سال گذشته آیین‌نامه «شناسایی و پشتیبانی از برگزیدگان قرآنی‌ كشور» با هدف شناسایی اجتماعات نخبگانی در زمینه‌های مرتبط با گفتمان قرآنی شامل: حفظ، قرائت، تفسیر، تربیت منابع انسانی، آموزش، پژوهش، تبلیغ، فرهنگ‌سازی و ترویج قرآن و معارف اهل بیت علیهم‌السلام از سوی بنیاد ملی نخبگان خردادماه سال 94 به تصویب رسید.

بر اساس اعلام بنیاد نخبگان این آیین‌نامه ‌كه به منظور ترویج فرهنگ انس با قرآن، معارف عترت علیهم‌السلام و اصول و ارزش‌های انقلاب اسلامی در بین اجتماع نخبگانی تدوین شده است، در مرحله اجرایی شدن قرار دارد.

این اتفاق در حالی رخ می‌دهد که تا قبل از سال 89 در میان استعدادهای برتر کشور هیچ خبری از دارندگان رتبه‌های برتر مسابقات بین‌المللی قرآن و یا فعالان قرآنی نبود تا اینکه از نیمه دوم سال ۸۹ بنیاد نخبگان استان قم به موضوع نخبگان قرآنی ورود و اقدام به جمع‌آوری اطلاعات نخبگان قرآنی بر اساس آئین نامه وقت کرد. در این مقطع زمانی ۱۵۷ نخبه قرآنی شناسایی شد اما پس از شناسایی، اقدامی در جهت ارائه خدمات ویژه نخبگان به این افراد صورت نگرفت.

البته در سال 93 نیز آیین­ نامه‌های «شناسایی و پشتیبانی از برگزیدگان قرآنی» و «شناسایی و پشتیبانی از برگزیدگان حوزوی‌ كشور» به تصویب بنیاد نخبگان رسید اما پس از چندی اعلام شد که مقرر شده است آیین نامه مورد بازبینی مجدد قرار گیرد.

و حال پس از گذشت سال ها انتظار باید منتظر ماند و دید آیا به راستی در سال جاری شاهد شناسایی و اعطای تسهیلات به نخبگان قرآنی خواهیم بود؟




طبقه بندی: اخبار ،
[ چهارشنبه 4 فروردین 1395 ] [ 11:51 ق.ظ ] [ سید وحید حسینی ]
نوروز، آیینی است که ما ایرانیان هرساله آن را به عنوان بزرگترین و مهمترین اتفاق سال، جشن می‌گیریم اما به سبب دیرینگی آن، اغلب نمی‌دانیم چه زمان و چرا پایه‌گذاری شده و چرا تا به امروز زنده مانده‌است.
 
بدیهی است برای چنین رخدادهای کهنی نمی‌توان مستندات تاریخی پیدا کرد اما نباید فراموش کرد که ملل متمدن همیشه راه­های دیگری برای روایت کردن تاریخ چند هزارساله خود می‌یابند که به ویژه در ایران، اساس این روایت‌های نمادگونه، واقعیات تاریخی هستند.
 
در باور ایرانیان و بر اساس آثار بازمانده در ادبیات فارسی برپایی جشن نوروز به مناسبت پیروزی جمشید بر دیوان بوده‌است.
 
دیوان، سرمایه دارانی بودند که به مردم ستم می‌کردند، جمشید سال‌ها با آنان جنگید تا سرانجام بر آنان پیروز شد، آنگاه داد و برابری را در میان مردم برپا ساخت؛ روز اعلام حکومتِ دادمحور را نخستین روز فروردین قرار داد و آن را نوروز نامید؛ زیرا از آن روز به بعد آیینی نو در میان مردم بر قرار می‌شد.
 
پیروزی جمشید، پی‌آمد پیروزی پدران تاریخی او یعنی هوشنگ و تهمورث علیه دیوسالاری بود که این دیوسالاری در واقع نماد جامعه فئودالی است که پیش از جمشید نیز وجود داشته و شاهان پیش از او نیز با این نظام مبارزات زیادی کردند.
 
دیوان، مردم را وا می‌داشتند تا برای آنها کار کنند؛ بنابراین مردم بهره‌ای از آزادی نداشتند و دسترنج آنها را دیوان می‌بردند.
 
جمشید پس از جنگ‌های پی‌درپی دیوان را ناکار کرد و حکومتی تازه بر مبنای آموزش‌ها و دیدگاه‌های نیاکان خود که نخستین آموزگاران داد و مساوات بودند بنیاد نهاد.
 
در حکومت نوبنیاد جمشید همه مردم از جهت حقوق اجتماعی مساوی بودند. همچنین هرکس که کار می‌کرد حاصل آن برای خودش بود، دزدی و ستمگری از میان رفت و روزگاری خوش فرارسید.
 
سبب این که نوروز را در فروردین ماه قرار دادند این بود که ماه فروردین از سال‌ها پیش قداست داشت و ماهی محترم بود؛ آیین‌های مذهبی دیگری نیز در این ماه انجام می‌شد و اساساً ماه فروهرها و روان‌پاک مقدسان بود.
 
ناگفته نماند که در اندیشه ایرانی، میان گسترش عدالت از سوی جمشید که در نوروز رخ داد و اعتدال طبیعت که ویژۀ نوروز است، ارتباط مستقیمی وجود دارد.
 
همان طور که گفته شد در نوروز جشن برقراری عدالت اجتماعی و اعلام «آیین داد» برگزار می‌شد که پس از جمشید، مهرپرستان نیز آن را گرامی داشته و هر سال در این زمان جشن می‌گرفتند.
 
مهرپرستان خورشید را نماد دادگستری و مساوات می‌دانستند؛ همه جهان در برابر خورشید برابر و یکسان بود. هیچ‌گونه تبعیض و استثنایی در نهاد خورشید نیست. بر خشک و تر یکسان می‌تابد.
 
در زمانی که جمشید خدای هفت کشور بود، جشن نوروز را در جایگاهی برگزار می‌کرد که راویان، آن را تخت جمشید یا همان «میدان عید» خوانده‌اند و ساخت کاخ باشکوه تخت جمشید که محل اصلی برگزاری آیین نوروز در دوره هخامنشی بوده با الهام از همان جایگاه اسطوره‌ای ساخته شده است.
 
آن گونه که از آثار زبان و ادبیات فارسی بر می‌آید در چند جای ایران نشان از ساختن کاخ‌هایی داده شده که همه آنها مانند تخت‌جمشید در ارتباط با برگزاری مراسم و آیین‌های پرشکوه نوروز و یافتن اعتدال بهاری بوده‌است.
 
از مجموعه توضیحاتی که درباره تخت‌جمشید در کتاب‌های تاریخ و فرهنگ سنتی ایران داده شده و کاوش‌های باستان‌شناسی که به عمل آمده چنین می‌توان برداشت کرد که در این کاخ‌ها اتاق ویژه‌ای در نظر گرفته شده بود که در سقف آن روزنی ساخته و در میان آن «سنگ نشانی» تعبیه کرده بودند که هنگام طلوع آفتاب در نخستین ساعات اولیه روز فروردین، همین که پرتو خورشید از آن روزن روی سنگ نشان می‌تابید، نشانه تحویل سال بود. پس از آن بلافاصله کوس و دهل می‌نواختند و جشن نوروز را آغاز می‌کردند.
 
در تخت جمشید پیکره‌های افرادی کنده‌کاری شده‌است که هر کدام چیزی با خود همراه دارند. بسیاری از کارشناسان معتقدند که اینها نمایندگان ملل مختلف هستند که برای پادشاه ایران هدیه و باج آورده‌اند اما در مقابل، نظر دیگری نیز وجود دارد که می‌گوید این افراد مردم نقاط مختلف ایران بزرگ هستند که نیازها و هزینه‌های عید را به بارگاه می‌بردند تا مراسم را برگزار کنند؛ زیرا جشن نوروز آیینی مردمی و مقدس بوده و این مردم بودند که باید هزینه آن را به عهده می‌گرفتند.
 
آنطور که از آثار پیداست ساختار تخت‌جمشید به گونه‌ای نبوده که بتواند هزینه و نیازهای این جشن بزرگ را انبار کند. بنابراین لوازم این جشن از سوی مردم تأمین و میان خودشان نیز پخش می‌شده‌است.
 
از ویژگی‌های دوره پادشاهی جمشید این است که در آن دوران آرامش وجود داشته و نعمت فراوان بوده است. نه بادِ گرم بود، نه بادِ سرد، نه مرگ، نه درد. کسی پیر و فرتوت نمی‌شد و پدر و فرزند هر دو چون جوان پانزده ساله به نظر می‌رسیدند. جهان سرشار از سعادت و آبادانی بود.
 
اگرچه جمشید بعدها در برخی از متون زرتشتی گناهکار شتاخته شد؛ زیرا خوردن گوشت گاو را به مردم آموخت، اما آیین دادگستری او هرگز از خاطره کسی نرفت و یاد نیک او را در ذهن و دل ایرانیان مکدر نشد.
 
از مجموع آنچه گفته شد می‌توان نتیجه گرفت که چون در باورهای کهن ایرانیان، دوران پادشاهی جمشید مطلوب‌ترین دوران جهان باستان بوده، بهترین رخدادهای تاریخ را به این دوره نسبت می‌‌دادند و چه چیز بهتر و ارزنده‌تر از روزی که در آن آیین داد برقرار شد.
 
دادخواهی و عدالت، آرزوی همیشگی بشر بوده و هست و بی‌شک آیینی که ریشه در روزگار برقراری مساوات دارد هرگز از ذهن و زندگی آدمی پاک نمی‌شود حتی اگر پس از گذر هزاران سال، گاه قادر به توضیح این ریشه‌ها نباشد.
 
به هر روی نوروز در ایران برای همیشه پایدار خواهد ماند.
 
سیمین دخت گوودرزی

[ چهارشنبه 4 فروردین 1395 ] [ 11:43 ق.ظ ] [ سید وحید حسینی ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

تعداد کل صفحات : 2 :: 1 2

درباره وبلاگ

از میان مقولاتی مانند فرهنگ، امنیت، اقتصاد و سیاست، کدامیک اولویت دارد؟ برای جامعه ای که قرار است با نظام حکومتی دینی اداره شود بسیار مهم است. این پاسخ است که می تواند نقشه راه را برای هر حکومتی ترسیم کند و البته برای یک نظام اسلامی نقش و اهمیت بیشتری دارد.
بدون آنکه با بررسی تعاریف گوناگون فرهنگ وقت گذرانی کنیم، مستقیماً به سراغ نقش فرهنگ در زندگی فردی و اجتماعی می رویم. در این وادی، مجموعه بینش ها و کنش ها را می توان فرهنگ نامید، مجموعه ای که بستری می شود برای رشد آگاهی عمومی و التزام عملی آحاد مردم به مقررات اجتماعی.

با این تعریف، راحت می توان گفت فرهنگ برای جامعه همانند خونی است که در رگ های بدن جریان دارد. همانگونه که خون، اندام ها را به تحرک وامی دارد و چگونگی خون در چگونگی کارکرد بدن نقش مستقیم دارد، فرهنگ نیز اندام های جامعه را به تحرک وامیدارد و ضعف و قوت آن در ضعف و قوت اقتصاد، امنیت، سیاست و اخلاق جامعه اثرگذار است. بدین ترتیب، پاسخ سؤال مورد نظر اینست که فرهنگ باید در اولویت باشد.

هدف از آوردن این مقدمه، یادآوری این واقعیت تلخ است که جامعه اسلامی و انقلابی ما علیرغم اینکه از یک نظام حکومتی دینی برخوردار است، متأسفانه هیچگاه برای فرهنگ اولویت قائل نشده و مقوله فرهنگ همواره مورد غفلت بوده است. از صبح پیروزی انقلاب اسلامی، تعابیری مانند "انقلاب ارزش ها" و "انقلاب فرهنگی" از زبان امام و سایر بزرگان در توصیف انقلاب اسلامی شنیده ایم، اما هرگز در عمل برای مقوله "فرهنگ" اولویت قائل نشده ایم. اگر فرهنگ در اولویت قرار گیرد، اقتصادی سالم، امنیتی پایدار و سیاستی مبتنی بر اصول خواهیم داشت. زیرا فرهنگ برای سایر مقولات بسترسازی می کند و راه را برای جریان یافتن سالم آنها هموار می نماید.

شاید در قالب دیگری بتوان یک جامعه با فرهنگ را جامعه ای مقرراتی، قانون گرا و اخلاق مدار معرفی کرد. به عبارت روشن تر، اگر مردم یک جامعه با فرهنگ باشند، در برخوردهای اقتصادی بر مبنای قانون و اخلاق عمل می کنند و مفاسد اخلاقی از آن جامعه رخت برمی بندد، در بخش های امنیت و سیاست نیز همه چیز برمبنای صداقت به پیش خواهد رفت و همواره اخلاق، محور رفتارها خواهد بود. قضاوت نیز از فرهنگ تأثیر می گیرد و در یک جامعه با فرهنگ علاوه بر اینکه قضات، وظیفه قانونی خود را به درستی انجام می دهند، اصولاً خصومت ها کاهش می یابد و حتی خود مردم بدون نیاز به دستگاه قضائی به رفع خصومت اقدام می کنند.

بعد از پیروزی انقلاب اسلامی، متأسفانه هیچگاه فرهنگ در اولویت نبوده و دولت ها به سایر مقولات بیشتر توجه کردند. بعضی دولت ها به دلیل درگیر بودن با جنگ و بازسازی، فرصت و امکان توجه جدی به فرهنگ را نداشتند و بعضی دیگر به ویژه در سال های اخیر، بداخلاقی را جایگزین اخلاق و فرهنگ کردند و به همین جهت، بی قانونی، مفاسد اقتصادی و تفرقه و بی اعتمادی نسبت به همدیگر در جامعه افزایش یافته است. آنچه از اینها نگران کننده تر است، سوءاستفاده معاندان از فضای پدید آمده است که در قالب های مختلف بی بندوباری، پشت پا زدن به احکام دینی و زیر پا گذاشتن قوانین و مقررات جلوه گر می شود.

در بررسی عوامل پدید آمدن این وضعیت، علاوه بر اولویت قائل نشدن برای فرهنگ، ضعف سکان داران فرهنگ کشور را نیز باید عامل مهمی دانست. سوگمندانه باید اعتراف نمائیم که متولیان بخش های فرهنگی کشور عموماً از ضعیف ترین ها انتخاب شده اند. شاید دخالت داشتن گرایش های سیاسی و فقدان نگاه اولویت بخشی به فرهنگ از عوامل اصلی گماردن ضعفا بر عرصه فرهنگ باشد. فرهنگ اگر قرار باشد در اولویت قرار بگیرد، باید حداقل دو اقدام جدی صورت بگیرد؛ یکی تخصیص بودجه کافی و دیگری، که مهم تر است، گماردن متولیان قوی.

ضعف متولیان فرهنگ موجب می شود به امتیازخواهان باج و امتیاز بدهند و این اقدام را برای خود یک وجه مثبت به حساب آورند. در بخش هنر نیز متولیان ضعیف، بدون برنامه پیش می روند و هرگز به نقطه مطلوب نمی رسند. در بخش کتاب، یک روز ممیزی را لازم و ضروری می دانند، یک روز آن را رد می کنند و روز دیگر دچار بلاتکلیفی می شوند. جلب همکاران قوی چیزی است که هرگز نمی توان از متولیان ضعیف فرهنگ انتظار داشت. افراد ضعیف، در مقابل کسانی یا مجموعه هائی که می خواهند عوامل خود را به آنها تحمیل کنند منفعل می شوند و قدرت و جسارت "نه" گفتن به آنها را ندارند. اینها بخشی از عوارضی هستند که از ضعف مدیریت های فرهنگی ناشی می شوند و به فرهنگ کشور ضربه می زنند.

تعدد دستگاه هائی که خود را متولی فرهنگ می دانند نیز از مشکلات بخش فرهنگی و از عوامل رکود و گاهی عقبگرد فرهنگی است. فرهنگ در کشور ما فرماندهی واحدی ندارد و همین امر موجب دوباره کاری ها، خنثی کردن کار همدیگر و صرف بودجه های کلان بدون دستاورد قابل توجه می شود. این ضعف، بارها به مسئولان نظام یادآوری شده ولی نه تنها برطرف نگردیده بلکه همچنان شاهد افزوده شدن بر تعداد متولیان فرهنگی هستیم.

رسانه ملی، که رساترین صدا برای اشاعه فرهنگ می تواند باشد، در مواردی نقش خنثی کننده دستاوردهای فرهنگی را ایفا می کند. برخورد متولیان فرهنگی کشور با مطبوعات و سایر رسانه های نوشتاری، چه از نظر مادی و چه از نظر حمایت های معنوی نه تنها ضعیف بلکه بازدارنده است. تبعیض در پرداخت یارانه های قانونی و برخوردهای سیاسی و سلیقه ای با رسانه های مکتوب، زمینه ای برای رشد این رسانه ها باقی نگذاشته است. کوتاهی در انجام وظیفه قانونی که برخورد متولیان فرهنگی با مطبوعات بداخلاق، اتهام پراکن و قانون شکن را مقرر می دارد، یکی دیگر از عوارض ضعف مدیران فرهنگی است که موجب وارد شدن لطمات شدیدی به فرهنگ کشور شده است.

راه حل این مشکلات و آنچه موجب تقویت فرهنگ خواهد شد، عبارتند از تجمیع مراکز متعدد فرهنگی، ایجاد وحدت رویه در برخوردهای فرهنگی، بالا رفتن حساسیت مسئولین نظام نسبت به فرهنگ، اولویت بخشیدن به مقوله فرهنگ به عنوان اصل و پایه سایر مقولات و سپردن بخش فرهنگی به افراد قوی، مستقل و شجاع. اما آیا گوش شنوائی وجود دارد که این مرثیه را بشنود و آیا اراده قاطعی وجود دارد که درصدد نجات دادن فرهنگ از مظلومیت و انزوا باشد؟

برای ارتباط با ما جهت امور قرانی با این شماره تماس حاصل فرمایید:09131266381
سید وحید حسینی
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
كل مطالب : عدد