تبلیغات
فرهنگ

فرهنگ
اگر شما فرهنگ را هدایت نکنید فرهنگ شما را هدایت می کند 
قالب وبلاگ
جستجوی مطالب وبلاگ
نظر سنجی
قرائت کدامیک از قاریان زیر را بیشتر میپسندید(امکان انتخاب بیش از یک گزینه وجود دارد)











همیشه از خود می پرسیدم آیا عملی هست که انسان آن را انجام دهد تا به‌وسیله آن بتواند بسیاری از خوبی‌ها را به‌دست آورد؟ این سوال در ذهنم بود تا یک روز که در حال خواندن قرآن بودن به این آیه رسیدم که می‌فرمود: «هرگز به (حقیقت) نیكوكارى نمى رسید مگر اینكه از آنچه دوست مى دارید، (در راه خدا) انفاق كنید و آنچه انفاق مى كنید، خداوند از آن آگاه است». (آل عمران: ۹۲).از لحن آیه خوشم آمد همانجا به تفسیر آن مراجعه کردم. در تفسیر بر آمده بود که بر «ایمان به خدا، و روز جزا، پیامبران، كمك به نیازمندان، نماز و روزه، وفاى به عهد و استقامت در برابر مشكلات و حوادث همه از شعب بر محسوب مى شوند». (تفسیر نمونه، ج ۳، ص ۳) این دقیقا جواب همان سوالی است که در ذهن من بود. پس نتیجه اش این می شود که انسان زمانی که انفاق کند به بسیاری از نیکی‌ها و خیرها خواهد رسید. حال یکی از مصادیق بر و نیکی کمک به نیازمندان است.

بهترین داشته ام را به نیازمندان می دهم

ابوطلحه انصاری یکی از یاران پیامبر(ص) بود. او در مدینه نخلستان با صفایی داشت که زبانزد مردم بود. چشمه زلالی داشت كه هر موقع پیامبر (ص) به آن باغ مى‌رفت از آن آب میل مى‌كرد و وضو مى‌گرفت. علاوه بر این‌ها این باغ برای طلحه درآمد زا هم بود. طلحه خدمت پیامبر(ص) رسید و عرض كرد: مى دانى كه محبوب ترین اموال من همین باغ است، من مى خواهم آن را در راه خدا انفاق كنم تا ذخیره اى براى رستاخیز من باشد، پیامبر (ص) فرمود: «بخ بخ ذلك مال رابح لك »: آفرین بر تو، آفرین بر تو، این ثروتى است كه براى تو سودمند خواهد بود، سپس فرمود: من صلاح مى دانم كه آن را به خویشاوندان نیازمند خود بدهى، ابوطلحه دستور پیامبر (ص) را عمل كرد و آن را در میان بستگان خود تقسیم كرد (تفسیر نمونه، ج ۳، ص: ۴). توجه پیامبر بر عطای مال به نیازمندان آن هم نیازمندان خویشاوند، نشان دهنده ضرورت توجه به این مطلب است.امام زین العابدین (ع) برای فرد سائل و نیازمند حقوقی را بیان می کند و می فرماید: «حق سائل و خواهنده این است که اگر صدقه‌ای فراهم شد و می توانی نیازش را برطرف کنی، به او صدقه داده و برای رفع مشکلش دعا نموده، کمکش کنی (رساله حقوق امام سجاد (ع) ص ۵۳۹). انسان باید تا زمانی که زنده است و مالش در اختیارش است از آن انفاق کند و سنگی از جلوی پای نیازمندی بردارد. امام علی (ع) می‌فرمایند: «ای فرزند آدم! خودت وصی مال خویش باش، امروز به گونه‌ای عمل کن که دوست داری پس از مرگت عمل کنند.» (نهج البلاغه، حکمت ۲۵۴).

چرا باید کمک کنم؟

بسیار اتفاق افتاده است که برای بسیاری از کارهایی که ارزش چندانی ندارد بدون چون و چرا مبلغی را پرداخته ایم یا برای آن هزینه های گزافی می کنیم، اما زمانی که نوبت کمک کردن به نیازمندان و تهیدستان می‌رسد بهانه می‌آوریم تا از کمک با آنان شانه خالی کنیم.با خود می گوییم؛ خدا خواسته که این ها فقیر باشند. اگر خدا بخواهد به آنها هم مثل ما نعمت‌های فراوان می‌دهد. ببینید خدا خواسته و به ما داده است. پس کمک من چه دردی از نیازمند دوا می کند؟ او همیشه فقیر و ندار خواهد بود چون خدا خواسته که او فقیر بماند.خداوند در قرآن می فرماید: «و هنگامى كه به آنان گفته شود: «از آنچه خدا به شما روزى كرده انفاق كنید!»، كافران به مؤمنان مىگویند: «آیا ما كسى را اطعام كنیم كه اگر خدا مى خواست او را اطعام مى كرد؟! (پس خدا خواسته است او گرسنه باشد)، شما فقط در گمراهى آشكارید». اینکه می‌فرماید: انفاق كنید از آنچه خداوند به شما روزى داده، اشاره به این است كه در حقیقت مالك اصلى خداست هر چند این امانت چند روزى به دست ما و شما سپرده شده است، و چقدر بخیلند كسانى كه حاضر نیستند حتى مال كسى را به دیگرى به فرمان او بدهند؟! (تفسیر نمونه، ج ۱۸، ص: ۴۰۳). امام کاظم (ع) می فرمایند: خدا می فرماید من پولدار را به جهت شأن و کرامتی که بر من دارد پولدار نکردم، و بینوا را به سبب اهانتی که بر من کرده بینوا نکردم، بلکه من سرمایه داران را به وسیله بینوایان آزمایش می کنم، و اگر بینوایان نمی‌بودند سرمایه‌داران هرگز مستوجب بهشت نمی گردیدند (نمونه معارف اسلام، ج ۱۳، ص ۴۱۷). در بیانی امام صادق (ع) می‌فرمایند: خداوند عز و جل روز قیامت به فقرا و مسلمانان مانند یك عذرخواه توجه کرده و به عزت و جلالش سوگند می خورد و می فرماید: من براى خوار کردن شما در دنیا نیازمندتان نكردم. امروز خواهید دید كه با شما چه مى كنم، هر كه در دار دنیا احسانى به شما كرده است، دست او را بگیرید و او را به بهشت ببرید (أصول الكافی، ترجمه كمره اى، ج ۵، ص: ۱۰۳).تأسی ما باید به مولای متقیان علی (ع) باشد که در این باره می فرمود: چگونه من شبى سیر بخوابم و در اطرافم شكم‌هاى گرسنه باشند؟! (أصول الكافی، ترجمه مصطفوى، ج ۲، ص: ۲۷۰).

کلام آخر

کم کم به روزهای آخر سال نزدیک می شویم و در آستانه ی سال جدید شور و نشاط بهاری در ما زنده می شود. به دنبال این هستیم که برای شب عیدمان امکاناتی را فراهم کنیم تا بیشتر از لحظاتمان لذت ببریم؛ در این گیر و دار، به یاد کسانی باشیم که در آرزوی لباسی نو هستند، اما کسی را ندارند که برایشان لباسی بخرد. گرسنه اند و کسی نیست تا آنها را سیر کند و... بیاییم با پیروی از مولایمان علی (ع) لذت هایمان را با دیگران تقسیم کنیم و واسطه‌ای شویم بین خدا و مستمندان و افتخار کمک‌رسانی به ایشان را نصیب خود کنیم.




طبقه بندی: اخلاق،
[ جمعه 28 اسفند 1394 ] [ 01:38 ب.ظ ] [ سید وحید حسینی ]
اسفند که از راه می‌رسد، آرام آرام بوی بهار از هر کوی و برزنی به مشام می‌رسد و جانی دوباره در ریشه‌های یخ‌زده دمیده می‌شود، یخ‌های دل ما هم باید آب شود، زنگارها و غبارها باید از خانه دل و خانه گل بشوییم و همه جا را از فضای دل‌انگیز بهاری سرمست کنیم تا سال پیش‌رو را با دلی آماده و خانه‌ای پاکیزه به استقبال رویم. بهار همین نزدیکی‌هاست، پنجره دل را باز کن تا عطر دل‌انگیز بهاری ریه‌های یخ‌زده ات را پر کند. بهار هم‌اینک در راه است، دیده بگشا و به هوش باش تا فرصت پیش رو را از دست ندهی.
هنوز رنگ قرمزی که از شستن فرش دستباف زمینه لاکی موزائیک‌های حیاط را پر می‌کرد، به خاطر دارم، سوز و سرمایی که در آفتاب بهمن ماه دست و پای ضعیف‌مان را شلاق می‌زد به شیرینی اسفند ماه و شوق رسیدن بهار گره می‌زدیم و بی‌خیال یخ کردن و سرخ شدن دست‌ها و نوک دماغمان می‌شدیم. فقط ذوق و شوق خانه‌تکانی داشتیم، همه اسباب و اثاثیه از اتاق‌ها به حیاط آورده می‌شد، پیدا کردن یک اسکناس ده تومانی از زیر فرش چنان ما را به وجد می‌آورد که روی پا آرام و قرار نداشتیم. خلاصه همه چیز باید تمیز و نظیف می‌شد.
زنگارها را دور بریزید
اسفند ماه از راه می‌رسد و مردم کم‌کم خود را برای نوروز و خیر مقدم به بهار آماده می‌کنند تا با دلی شاد و خاطری بانشاط پا به سال جدید بگذارند و در این میان خانه‌تکانی جایگاه ویژه‌ای دارد تا زنگارهای یک ساله خانه‌های خود را به دور ریخته و سال جدید را با جوانه‌های امید و شکوفه‌های زندگی آغاز کنند.
دل آدمی، آیینه جمال الهی است؛ اما چه بسا، «غبار روزگار» بر آن می‌نشیند و صفحه تابناک و روشنش به سیاهی و تیرگی می‌گراید. باید دست «صفای طهارت» را به «صلوات سلامت» پیچید و به لطافت و نرمی بر آن کشید تا هیچ خشی بر شیشه جان نیفتد و «آب دانش» را از آبشخور «وحدت» برداشت و بر آن پاشید تا دوباره تابه‌های مهتاب وجود بر آن بتابد.
گاه هست که زنگاری بر دل می‌نشیند و رایانه‌های موریانه فریب و ریا با یاری و یاوری یارانه‌های «وسوسه تبلیس ابلیس» این زرین جام سیمین الهی را چنان تار می‌سازد که آفتاب خدا بر «شب دیجور فجور» نمی‌خواهد چیره شود. اینجاست که باید دستان صیقل‌گر خداوندگار را به خدمت گرفت تا از «قطران سرخ بلا» بر آن ریزد و در «کوره فتنه»، سره از ناسره بازشناسد و جان و روان به دیده سرشک دیدگان توبه، باز شوید.
حجت‌الاسلام خلیل منصوری پژوهشگر و محقق مسائل دینی در گفت‌وگو با گزارشگر کیهان به ویژگی خانه‌تکانی دل با زبانی ادبی و عرفان سخن می‌گوید و توضیحاتی در این مبحث می‌دهد.
وی می‌گوید: «گاه هست که طبع سرشت طبیعت الهی، به طبیعت دنیوی چنان دگرگونه شده که تصاویر واژگونه از حقیقت بر جان می‌تاباند و عدسی چشمانش، دوگانه به جای یگانه بیند و دو دیده بر این جهان سیه بازگشاید و دل به دنیای دنی مشغول سازد و از ماورا غافل ماند. چنین دل متغیر و طبع مطبوع به طبیعت دنیا را باید با آهنی تیز و تندتر از عقل و خرد یعنی «وحی برآمده از انذار خطر»، شیار کرد تا «گنجینه فطرت مدفون» به «دسیسه وسواس خناس» را بیرون آورد.»
وی در تکمیل توضیحاتش می‌گوید: «گاه هست که فتیله‌های این «چراغ فروزان فطرت مفطور به توحید وحدت یکتایی و یگانگی» و این «آیینه جلال و جمال کبریایی» را چنان دسیسه و فروکشیده‌اند که گویی تبدیل در آن راه یافته و گوهر الهی جان، به سنگ سیاه کبر و غرور و تفاخر بشکسته یا دشمن غدار و کینه‌توز بر آن قفلی نهاده و ممهور به مهر بطلان کرده و آه از نهاد ملک و فلک برآمده که این جان از دست برفته و چاره بر هر کس بسته است.»
رستاخیز درون
به اعتقاد این استاد و پژوهشگر: «اما هماره تا دنیا هست و عمری باقی، رستاخیزی برای روان و جان آدمی است. هر شام و بام، زمان رستاخیزی برای هر کسی است. آن گاه که شام رسد، در توفیق توبه به دستان رحمت رحمانی و رحیمی بازگشوده شود و فرصت بی‌بدیل، ناله‌های شبانه فراهم آید و هر بام که آید، این ندای دردمندان در راه مانده «رب ارجعون لعلی اعمل صالحا فیما ترکت» پاسخی مثبت، به ارسال روان به تن به حکم «و یرسل الاخری الی اجل مسمی» یابد و خداوندگار پروردگار، فرصت توبه و بازگشت به روان آدمی دهد تا به فضل و مهر الهی، خانه دل و روان را به صفای صمیمیت اشک و «آب توبه» ساری و جاری بر روان گونه‌های آدمی، به «رستاخیز هر روزه» مهمان کند.
حجت‌الاسلام منصوری در ادامه برایمان از چگونگی خانه‌تکانی دل می‌گوید و می‌افزاید: «از آن جایی که رحمت الهی بر غضب و خشمش پیشی گرفته و پیمانه روان آدمی را به فرصت عمر به تکرار روزانه پر و خالی کند و به تنبیه و توبه راه بازگشت بنمایاند، گیاه روان آدمی را چنان اجازه دهد تا هفتاد ساله عمر خویش، هفتاد مرگ و رستاخیز را در کنار هزاران مرگ و رستاخیز خواب و بیداری تجربه کند. این‌گونه است که دانه آدمی را به خاک اسفل سافلین فرود آورده تا با آب مهر و محبت چون بذری از خاک برآورد و مرده جامد را زندگی و جانی بخشد تا در بهاری سبز شود؛ اما حیف و صد حیف و هزاران حیف که آدمی در تابستان فتنه‌ها در میان حق و باطل و خیر و شر و خوبی و بدی چنان ناتوان گردد که میوه نارس را به پاییز خزان می‌سپارد و به وسوسه ابلیس دنیا را آخرت بپندارد و ریشه از خاک برآورد و در تندباد گناه خود را به خطر افکند و به سوز سیاه‌مهرگان پژمرده روان شود و دل مرده و چرکین دامن بر خاک افتد و در زمستان مرگ و نیستی روان  امانی را به خاک سپارد و گنجینه الهی فطرت را به فجور و فسق گناه دفن و دسیسه کند؛ اما باز این لطف الهی است که هر ساله دوباره اجازه می‌دهد تا خانه تکانی نماید و این مرده شور روان فجوری را به باران توبه و عنایت و فضل دوباره بپروراند و جانی تازه بخشد؛ اما چه بدسرشت آدمی که دوباره پس از پاسخ مثبت پروردگارش به ندای «رب ارجعون» در بهار عمر چون به گذرگاه بلوغ و عقل و  تکلیف و  اختیار و قدرت رسید، در فتنه تابستان خود را به دستان ابلیس تدلیس و تلبیس و تزیین سپارد و خام جوانی و شادابی شود و دست از دوگانه‌گزاری برای آن یگانه بردارد و راه طغیان در پیش گیرد و دوباره در خزان پژمرده و در زمستان به خاک فرو افتد.»
حجت‌الاسلام منصوری می‌گوید: «ای آدمی بنگر! اینک در کجا ایستاده‌ای؟ در بهار یا تابستان یا پاییز یا زمستان؟ اگر در زمستان «اجل معلق» گرفتاری و هنوز «اجل مسمی» بر تو نرسیده است، فرصت غنیمت شمار و در فرصت تکرار رستاخیز جان و روان در بهار طبیعت و روان، خود را بتکان و آیینه از غبار بروب و خانه از اغیار برون!
آدمی همان طوری که در هر دوره‌ای از عمر گرفتار تزیینی فریبا است، می‌بایست هوشیار بداند که در فتنه‌ باز، و کوره خسران فروزان است. چنان که نمی‌بایست نومید شود و بداند که در امید باز و آب توبه فراهم و باد نفحات الهی در بهار رستاخیر هر بامداد و بهار در وزیدن است. پس چون بامدادان و بهاران رسد، خود را در معرض رحمت قرار دهد و در توبه بگشاید و اشک و سرشک بازگشت بر دیدگان روان سازد و روان به شیطان نسپارد.»
رعایت حق‌الناس در روزهای پایانی سال
یکی از رسم‌هایی که نزدیک عید مرسوم است نظافت و پاکیزگی است، به‌‌گونه‌ای که نزدیک سال جدید و نوروز همه در پی خانه‌ تکانی می‌روند و چه رسم نیکویی است که باید تقویت شود و به آن اهمیت و بهای بیشتری دهیم و آن رسمی نیست جز خانه تکانی دل. که آن هم آداب و رسوم خاص خود را دارد و موارد خاص و متعددی را شامل می‌شود.
حجت‌الاسلام کمال معلی کارشناس امور فرهنگی در گفت‌وگو با گزارشگر روزنامه کیهان ضمن بیان این حدیث معروف از پیامبر اعظم(ص) در مورد حسابرسی انسان از خود می‌گوید: «حضرت رسول می‌فرماید: به حساب خودتان برسید پیش از آن که به حسابتان برسند» این حدیث در واقع بیانگر این نکته است که الان وقت رسیدگی به حساب و کتاب و کارهای یک ساله ما انسان‌هاست که روز به روز باید بر واکنش‌های گفتاری و رفتاری خود رسیدگی کنیم تا اگر حق‌الناسی نسبت به خانواده و جامعه خود داریم ادا کنیم.» حجت‌الاسلام معلی در تکمیل صحبت‌هایش با اشاره به اینکه الان هنگامه تغییر نگرش‌ها می‌باشد، خاطرنشان می‌کند: «انسان‌ها باید با تأسی به روایات ائمه اطهار و معصومین(ع) رذیلت‌ها را از خود دور کرده و به فضائل دست یابند. همان‌طور که حضرت علی(ع) در نهج‌البلاغه می‌فرمایند: فضیلت انسان از فطرت او و رذالت او از غرایز وجودی است، ما هم باید سعی کنیم با پاسخ به ندای فطرت درونی  و دور کردن رذایل، به فضائل اخلاقی نائل آییم.»
این کارشناس فرهنگی در ادامه با تاکید بر این  نکته که انسان در مرحله عمل نهایت دقت را به خرج دهد، می‌گوید: «در عمل به آموزه‌های دینی است که ذات وجودی انسان به منصه ظهور می‌رسد، بنابراین تفکر در رفتار و گفتار در روزهای پایانی سال که به منزله خانه تکانی دل می‌باشد نتایج مثبتی در کسب فضائل اخلاقی دارد.»
حجت‌الاسلام معلی دلجویی از دل‌شکستگان چه در فضای خانواده و چه در محیط اطراف  و اطرافیان را یکی از راه‌های خانه تکانی دل برمی‌شمرد و در توضیحات بیشتری می‌گوید: «در روزهای پایانی سال باید تلاش کنیم تا کوچک‌ترین حق‌الناسی بر گردن‌مان نباشد، اگر همه چنین نگاهی داشته باشیم که رعایت حق‌الناس را ابتدا از خانواده خود آغاز کنیم بی‌تردید جامعه رو به اصلاح و تربیت بهتری پیش می‌رود.»
از حجت‌الاسلام معلی می‌پرسم چه عواملی باعث تیرگی و زنگار دل و جان می‌شود که پاسخ این سؤالم را این طور می‌دهد: «بندگانی که با رفتار و واکنش‌های کلامی و رفتاری از قرب الی‌الله فاصله بگیرند آرام آرام گوش‌ها و دل‌ها و چشمهایشان از یاد پروردگار غافل می‌شود و کارشان به جایی می‌رسد که حتی در مورد رفتار و گفتارش تعمق و تفکری ندارند.»
وی با ذکر مثالی از ابن سینا در کتاب شفا می‌گوید: «ابن سینا می‌گوید انسان لحظاتی به نام لحظات حیرت دارد و در چنین مواقعی به تفکر و تعمق می‌پردازد که این تفکر باعث سازندگی رفتاری عمیق در او می‌شود. از این روست که می‌گویند یک لحظه تفکر بهتر از یک سال عبادت است، پس غفلت سر منشأ تمام گناهان کبیره است، بنابراین باید سعی کنیم از خواب غفلت تا فرصت داریم بیدار شویم.»
تغییر و تحول در عالم طبیعت و عالم انسان
در ادبیات عرفانی انسان را عالم کبیر و عالم را انسان صغیر نام نهاده‌اند، هر چه در عالم بیرون است در انسان وجود دارد و به مراتب بالاتر، عظیم‌تر و دقیق است، لذا جهان بیرون، ذره‌ای از وجود انسان را به تصویر می‌کشد و اتفاقاتی که در جهان خارج و طبیعت می‌افتد، تذکری است برای  اینکه ما بدانیم عالم کبیر و انسانی هم دارای یک سیر تطور و تحول است و تغییر فصل‌ها، رویش‌ها، زایش و نوآوری‌ها که در عالم بیرون است باید در عالم  انسانی هم باشد و الا مفهوم واقعی انسان در انسان صدق نمی‌کند.
دکتر محمدرضا کرمی پژوهشگر و استاد دانشگاه در گفت‌وگو با گزارشگر کیهان با بیان مقدمه فوق به اهمیت و ضرورت خانه تکانی دل در همه ایام به خصوص در این روزهای پایانی سال اشاره می‌کند و در تکمیل صحبت‌هایش می‌گوید: «آنچه وجه تمایز  انسان از سایر موجودات و حیوانات است توان فهم تغییر است، به عبارت دیگر وقتی ما تغییر را در عالم طبیعت می‌بینیم و به آنها بها می‌‌دهیم و برای آن ارزش قائل هستیم، به میزان بهره‌مندی از روح بزرگ انسانی باید به درون هم بها دهیم و این تغییرات و نو شدن را در درون هم اعمال کنیم.»
دکتر کرمی در ادامه می‌افزاید: «همان‌طور که می‌بینیم در فصل بهار رویشی به وجود می‌آید، جوانه‌ها در درختان و تغییرات دیگر را می‌بینیم، بنابراین باید این توان را داشته باشیم در بهار انسانی رویش ایجاد کنیم تا تطابق بین عالم و انسان را داشته باشیم، در غیر این صورت بهره ما از عالم طبیعت و تغییر عالم طبیعت به عنوان یک انسان، بهره بسیار محدودی است و تفاوت عمده‌ای بین انسان و طبیعت کم بهره از شعور انسانی نخواهد بود.
این استاد دانشگاه در ادامه خاطرنشان می‌کند: «اگر قرار است که منطبق بر نظمی که خداوند در عالم ایجاد کرده حرکت کنیم باید با تغییرات طبیعت و کمالی که طبیعت پیدا می‌کند ما هم کمال پیدا کنیم و در خودمان تغییر ایجاد نمائیم، همان طور که در هر سال برگ‌های کهنه از درختان می‌ریزد و در هر بهار شکوفه‌های جدید بر درختان می‌روید، انسان باید صفت و رذایل اخلاقی بد را از خود دور کند و صفات نیکوی اخلاقی را جایگزین کند و یک بهار جدید برای روح و زندگی جدید انسانی خود رقم بزند این حداقل تطابق روح انسان با طبیعتی است که خداوند خلق کرده است.»
از دکتر کرمی سؤال می‌کنم اگر این تغییرات ایجاد نشود چه می‌شود؟ وی پاسخم را این طور می‌دهد: «اگر این تغییرات ایجاد نشود انسان در مرور زمان به یک علف هرز تبدیل می‌شود، علف هرزی که در مقابل همه تغییرات مقاوم است، اما نه میوه‌ای دارد و نه طراوتی و نه جذابیتی خواهد داشت و فقط موجوداتی می‌‌شوند که بدون هیچ بهره‌ای به اطرافیان می‌رویند.» وی می‌افزاید: افرادی که تغییرات در خود ایجاد نکنند به مرور زمان ماهیت انسانی‌شان دچار خدشه می‌شود و تبدیل به ماشین و ابزار می‌شوند به جای آنکه ا نسان باشند. شاید مهم‌ترین ویژگی که انسان را از سایر موجودات متمایز می‌‌کند اراده و اختیار و توان تغییر است و انسانی که این ویژگی را قدر نداند، هر روز بیشتر از قبل از دایره انسانیت فاصله می‌گیرد.»

برگرفته از کیهان

[ چهارشنبه 12 اسفند 1394 ] [ 09:04 ب.ظ ] [ سید وحید حسینی ]

یكی از شاخصه‌های تاثیرگذار در شخصیت انسانها، داشتن ادب است. دین مبین اسلام بر داشتن ادب در همه جنبه‌های زندگی آدمی تاكید دارد. البته آن ادب و مرامی كه در راستای توجه به معنویت و جنبه‌های انسان مدارانه باشد، نه رعایت ادب مثلا به خاطر كسب شهرت و غیره.

معنای ادب

ادب در لغت به معنی ظرف و حسن تناول است. به تعبیر بعضی به معنای نیك گفتاری و نیك كرداری است، و بعضی ادب را در فارسی به فرهنگ ترجمه كرده و گفته‌اند: ادب یا فرهنگ به معنی دانش است و با علم چندان فرقی ندارد. همین منبع درباره معنای اصطلاحی ادب می‌نویسد: در معنای اصطلاحی ادب اختلافاتی بین اهل لغت هست، بعضی ادب را به معنای ملكه‌ای كه انسان را از خطا و اشتباه حفظ می‌كند؛ گرفته‌اند و... سپس از قول علامه طباطبایی استفاده نموده و می‌نویسد: حاصل معنای ادب آن است كه ادب هیأت نیكو و پسندیده‌ای است كه سزاوار است رفتار مشروع دینی یا عقلایی بر مبنای آن شكل گیرد؛ مانند آداب دعا و آداب دیدار دوستان. علامه از زیبایی به عنوان بن مایه معنای ادب یاد می‌كند و مرز آداب و اخلاق را از یكدیگر جدا می‌داند؛ یعنی اخلاق عبارت است از ملكه‌های راسخ در روح كه در حقیقت وصفی از اوصاف روح است، ولی آداب عبارت است از هیأت زیبایی كه رفتارهای آدمی بدان متصف می‌شود و چگونگی صدور اعمال آدمی به صفات گوناگون روحی بستگی دارد. بنابراین، فرق است میان اتصاف روح به امور اخلاقی و اتصاف عمل به آداب. خواسته نهایی انسان در زندگی همان چیزی است كه ادب او را در رفتارش مشخص می‌كند و برایش خط مشی‌ای ترسیم می‌كند كه در كارهایی كه برای رسیدن به آن مطلوب انجام می‌دهد، از آن خط مشی تجاوز نمی‌كند.

ادب در عرف مردم

در عرف مردم، معمولا ادب را به معنی اخلاق می‌گیرند. وقتی می‌گویند: فلانی با ادب است یعنی خود را به سجایای اخلاقی آراسته است. اتفاقا حدیثی از مولا امیر المومنین علی(ع) داریم كه ادب را به معنای اخلاق دانسته است: « دوستی با انسان بی ادب، صمیمانه نخواهد بود». ممكن است این اصل عقلایی هم مثل سایر اصول و ارزش‌های انسانی خدشه‌دار شده باشد. گاهی انسان در جامعه دوستانی را مشاهده می‌كند كه شاید در دید اول به دوستی و صمیمیت آنها غبطه بخورد، ولی با اندك تاملی متوجه می‌شود كه این دوستان با كوچك‌ترین سوءتفاهمی بین خودشان، به راحتی اخلاقیات و حریم‌ها را دور می‌زنند، چون به اخلاق اسلامی پایبند نیستند. در حدیثی از پیامبر اسلام (ص) این اخلاق اسلامی و معنوی، مورد تاكید قرار گرفته است: « من ادب آموخته خدا هستم و علی(ع) ادب آموخته من، خدا مرا امر نموده به بخشش و نیكویی و نهی نموده از بخل و ستم، و هیچ چیزی نزد خدا منفورتر از بخل و اخلاق بد نیست و اخلاق بد عمل (نیك) را خراب می‌نماید همچنان كه سركه عسل را»این حدیث نیاز به بحث دارد كه از حوصله این مقاله بیرون است، ولی این را باید بدانیم که ادب و اخلاق آنگونه كه خدا و پیامبر و اهل بیت(ع) می‌گویند، باید باشد.

باارزش‌تر از طلا و نقره

حضرت علی(ع) درباره میزان نیاز افراد به ادب نیكو می‌فرماید: « یقینا مردم به ادب شایسته، بیشتر از طلا و نقره نیازمندند». در حقیقت هم همین است. ادب و اخلاق و كردار شایسته است كه انسانیت انسان را مشخص می‌كند تا مسائل دیگر، ادب شایسته، در حقیقت زیربنای شخصیت و منش انسان است. اگر ادب را به معنای فرهنگ و دانش بگیریم؛ خواهیم فهمید كه حضرت در این حدیث بر خردورزی تاكید نموده است. ولی با تاكید بر جنبه اخلاق و راست كرداری... در حدیثی از امام صادق(ع) بر همراهی ادب شایسته و دانش تاكید شده است: «شخص مومن همواره خانواده خود را از دانش و ادب شایسته بهره مند می‌سازد تا همه آنها را وارد بهشت گرداند.» واضح است كه علم و دانشی كه با ادب و اخلاق و راست كرداری همراه نباشد؛ آسیب‌های بسیاری را به همراه دارد.

بهترین میراث

حضرت علی(ع) ادب را بهترین میراث می‌داند: «هیچ میراثی مانند ادب نیست». وجود این سرمایه ارزشمند و میراث پربها است كه انسانها را شخصیت می‌دهد. روابط بین جامعه را به سمت صلح و صفا پیش برده و از تنش‌های بی‌مورد بازمی‌دارد.




طبقه بندی: اخلاق،
[ چهارشنبه 12 اسفند 1394 ] [ 03:08 ب.ظ ] [ سید وحید حسینی ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

از میان مقولاتی مانند فرهنگ، امنیت، اقتصاد و سیاست، کدامیک اولویت دارد؟ برای جامعه ای که قرار است با نظام حکومتی دینی اداره شود بسیار مهم است. این پاسخ است که می تواند نقشه راه را برای هر حکومتی ترسیم کند و البته برای یک نظام اسلامی نقش و اهمیت بیشتری دارد.
بدون آنکه با بررسی تعاریف گوناگون فرهنگ وقت گذرانی کنیم، مستقیماً به سراغ نقش فرهنگ در زندگی فردی و اجتماعی می رویم. در این وادی، مجموعه بینش ها و کنش ها را می توان فرهنگ نامید، مجموعه ای که بستری می شود برای رشد آگاهی عمومی و التزام عملی آحاد مردم به مقررات اجتماعی.

با این تعریف، راحت می توان گفت فرهنگ برای جامعه همانند خونی است که در رگ های بدن جریان دارد. همانگونه که خون، اندام ها را به تحرک وامی دارد و چگونگی خون در چگونگی کارکرد بدن نقش مستقیم دارد، فرهنگ نیز اندام های جامعه را به تحرک وامیدارد و ضعف و قوت آن در ضعف و قوت اقتصاد، امنیت، سیاست و اخلاق جامعه اثرگذار است. بدین ترتیب، پاسخ سؤال مورد نظر اینست که فرهنگ باید در اولویت باشد.

هدف از آوردن این مقدمه، یادآوری این واقعیت تلخ است که جامعه اسلامی و انقلابی ما علیرغم اینکه از یک نظام حکومتی دینی برخوردار است، متأسفانه هیچگاه برای فرهنگ اولویت قائل نشده و مقوله فرهنگ همواره مورد غفلت بوده است. از صبح پیروزی انقلاب اسلامی، تعابیری مانند "انقلاب ارزش ها" و "انقلاب فرهنگی" از زبان امام و سایر بزرگان در توصیف انقلاب اسلامی شنیده ایم، اما هرگز در عمل برای مقوله "فرهنگ" اولویت قائل نشده ایم. اگر فرهنگ در اولویت قرار گیرد، اقتصادی سالم، امنیتی پایدار و سیاستی مبتنی بر اصول خواهیم داشت. زیرا فرهنگ برای سایر مقولات بسترسازی می کند و راه را برای جریان یافتن سالم آنها هموار می نماید.

شاید در قالب دیگری بتوان یک جامعه با فرهنگ را جامعه ای مقرراتی، قانون گرا و اخلاق مدار معرفی کرد. به عبارت روشن تر، اگر مردم یک جامعه با فرهنگ باشند، در برخوردهای اقتصادی بر مبنای قانون و اخلاق عمل می کنند و مفاسد اخلاقی از آن جامعه رخت برمی بندد، در بخش های امنیت و سیاست نیز همه چیز برمبنای صداقت به پیش خواهد رفت و همواره اخلاق، محور رفتارها خواهد بود. قضاوت نیز از فرهنگ تأثیر می گیرد و در یک جامعه با فرهنگ علاوه بر اینکه قضات، وظیفه قانونی خود را به درستی انجام می دهند، اصولاً خصومت ها کاهش می یابد و حتی خود مردم بدون نیاز به دستگاه قضائی به رفع خصومت اقدام می کنند.

بعد از پیروزی انقلاب اسلامی، متأسفانه هیچگاه فرهنگ در اولویت نبوده و دولت ها به سایر مقولات بیشتر توجه کردند. بعضی دولت ها به دلیل درگیر بودن با جنگ و بازسازی، فرصت و امکان توجه جدی به فرهنگ را نداشتند و بعضی دیگر به ویژه در سال های اخیر، بداخلاقی را جایگزین اخلاق و فرهنگ کردند و به همین جهت، بی قانونی، مفاسد اقتصادی و تفرقه و بی اعتمادی نسبت به همدیگر در جامعه افزایش یافته است. آنچه از اینها نگران کننده تر است، سوءاستفاده معاندان از فضای پدید آمده است که در قالب های مختلف بی بندوباری، پشت پا زدن به احکام دینی و زیر پا گذاشتن قوانین و مقررات جلوه گر می شود.

در بررسی عوامل پدید آمدن این وضعیت، علاوه بر اولویت قائل نشدن برای فرهنگ، ضعف سکان داران فرهنگ کشور را نیز باید عامل مهمی دانست. سوگمندانه باید اعتراف نمائیم که متولیان بخش های فرهنگی کشور عموماً از ضعیف ترین ها انتخاب شده اند. شاید دخالت داشتن گرایش های سیاسی و فقدان نگاه اولویت بخشی به فرهنگ از عوامل اصلی گماردن ضعفا بر عرصه فرهنگ باشد. فرهنگ اگر قرار باشد در اولویت قرار بگیرد، باید حداقل دو اقدام جدی صورت بگیرد؛ یکی تخصیص بودجه کافی و دیگری، که مهم تر است، گماردن متولیان قوی.

ضعف متولیان فرهنگ موجب می شود به امتیازخواهان باج و امتیاز بدهند و این اقدام را برای خود یک وجه مثبت به حساب آورند. در بخش هنر نیز متولیان ضعیف، بدون برنامه پیش می روند و هرگز به نقطه مطلوب نمی رسند. در بخش کتاب، یک روز ممیزی را لازم و ضروری می دانند، یک روز آن را رد می کنند و روز دیگر دچار بلاتکلیفی می شوند. جلب همکاران قوی چیزی است که هرگز نمی توان از متولیان ضعیف فرهنگ انتظار داشت. افراد ضعیف، در مقابل کسانی یا مجموعه هائی که می خواهند عوامل خود را به آنها تحمیل کنند منفعل می شوند و قدرت و جسارت "نه" گفتن به آنها را ندارند. اینها بخشی از عوارضی هستند که از ضعف مدیریت های فرهنگی ناشی می شوند و به فرهنگ کشور ضربه می زنند.

تعدد دستگاه هائی که خود را متولی فرهنگ می دانند نیز از مشکلات بخش فرهنگی و از عوامل رکود و گاهی عقبگرد فرهنگی است. فرهنگ در کشور ما فرماندهی واحدی ندارد و همین امر موجب دوباره کاری ها، خنثی کردن کار همدیگر و صرف بودجه های کلان بدون دستاورد قابل توجه می شود. این ضعف، بارها به مسئولان نظام یادآوری شده ولی نه تنها برطرف نگردیده بلکه همچنان شاهد افزوده شدن بر تعداد متولیان فرهنگی هستیم.

رسانه ملی، که رساترین صدا برای اشاعه فرهنگ می تواند باشد، در مواردی نقش خنثی کننده دستاوردهای فرهنگی را ایفا می کند. برخورد متولیان فرهنگی کشور با مطبوعات و سایر رسانه های نوشتاری، چه از نظر مادی و چه از نظر حمایت های معنوی نه تنها ضعیف بلکه بازدارنده است. تبعیض در پرداخت یارانه های قانونی و برخوردهای سیاسی و سلیقه ای با رسانه های مکتوب، زمینه ای برای رشد این رسانه ها باقی نگذاشته است. کوتاهی در انجام وظیفه قانونی که برخورد متولیان فرهنگی با مطبوعات بداخلاق، اتهام پراکن و قانون شکن را مقرر می دارد، یکی دیگر از عوارض ضعف مدیران فرهنگی است که موجب وارد شدن لطمات شدیدی به فرهنگ کشور شده است.

راه حل این مشکلات و آنچه موجب تقویت فرهنگ خواهد شد، عبارتند از تجمیع مراکز متعدد فرهنگی، ایجاد وحدت رویه در برخوردهای فرهنگی، بالا رفتن حساسیت مسئولین نظام نسبت به فرهنگ، اولویت بخشیدن به مقوله فرهنگ به عنوان اصل و پایه سایر مقولات و سپردن بخش فرهنگی به افراد قوی، مستقل و شجاع. اما آیا گوش شنوائی وجود دارد که این مرثیه را بشنود و آیا اراده قاطعی وجود دارد که درصدد نجات دادن فرهنگ از مظلومیت و انزوا باشد؟

برای ارتباط با ما جهت امور قرانی با این شماره تماس حاصل فرمایید:09131266381
سید وحید حسینی
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
كل مطالب : عدد