تبلیغات
فرهنگ

فرهنگ
اگر شما فرهنگ را هدایت نکنید فرهنگ شما را هدایت می کند 
قالب وبلاگ
جستجوی مطالب وبلاگ
نظر سنجی
قرائت کدامیک از قاریان زیر را بیشتر میپسندید(امکان انتخاب بیش از یک گزینه وجود دارد)











باتوجه‌به تغییر در سبک کار، و گسترش شبکه‌های اجتماعی به‌لطف فناوری‌های نوین، تعادل در کار و زندگیِ افراد در عصر حاضر به یکی از مسائل مهم تبدیل شده است. اگر خواهان برقراری تعادل بین زندگی روزمره و کار خود هستید، با عمل به چند توصیه که در ادامه به آنها می پردازیم، به‌سادگی می‌توانید تعادل مناسبی بین کار و زندگی خود ایجاد کنید.



فقط بگویید «نه»

اگر جزو آن دسته از افرادی هستید که هفت روز هفته و ۲۴ساعته در دسترس هستید و شرکت، فشار کاری زیادی به شما وارد می‌کند، کافی است قدرت «نه‌گفتن» را در خود تقویت کنید. کارشناسان معتقدند اگر بدون فکرکردن به تبعاتِ بله‌گفتن، از اوامر رئیس خود تبعیت کنید، درنتیجه او کار بیشتری به شما می‌سپرد؛ پس هیچ‌گاه پاسخ مستقیم و صریحی به رئیس خود ندهید، به‌عنوان‌مثال می‌توانید بگویید پس از فکرکردن درمورد آن مسئله پاسخ او را را به‌زودی خواهید داد و پس از تفکر دقیق درباره‌ی تبعات بله یا خیر گفتن، درنهایت در وقت دیگری پاسخ او را بدهید. حتی اگر جواب شما مثبت است هم مشکلی نیست، اما اگر جواب‌تان منفی است، بدون هیچ استرسی با قاطعیت نه بگویید و به‌دنبال توجیه یا بهانه‌تراشی برای آن نباشید. دلیلی ندارد که پاسخی که می‌دهید، تند و زننده باشد؛ خیلی محترمانه می‌توانید پاسخ‌تان را به رئیس منتقل کنید.

هوشمند کار کنید و نه سخت‌تر

برخی عقیده دارند برای دستیابی به موفقیت باید بیشتر کار کرد و کمتر خوابید. بهره‌وری در کار به این معناست که کارها را اولویت‌بندی کنید، مقدار زمان مشخصی برای انجام هر کار تخصیص دهید و از انجام امور بیهوده مثل شرکت در جلسات غیرمهم و وقت‌گیر اجتناب کنید. همه‌ ما تابه‌حال در چنین شرایطی قرار گرفته‌ایم و مثلا دوست داشته‌ایم در برخی جلسات خاص، حتی در صورت بی‌اهمیت‌بودن شرکت کنیم، جلساتی که همکاران ما به‌مدت طولانی و با صدای بلند و آزادانه در آن درمورد مسائل خود سخنرانی می‌کنند. اما حضور در این جلسات برای ما چه منفعتی دارد؟به‌طور مشخص می‌توان گفت بسیاری از ما هوشمندانه کار نمی‌کنیم، اما راه روشنی نیز برای ترک این عادت وجود ندارد.

کارها را صرفا در محل کارتان انجام دهید

تصور کنید در حال ترک دفتر کار خود برای ناهار یا امر دیگری هستید؛ بهترین کار این است که موقع ترک دفتر، فهرست کارهای انجام‌نشده‌‌تان را روی کاغذ بنویسید و آن را روی میزتان قرار دهید. سپس با فراموش‌کردن خاطرات آن روز کاری، کامپیوتر خود را خاموش و اتاق را ترک کنید.روان‌شناسان در این زمینه می‌گویند هر روز، تصویری از فراموش‌کردنِ خاطرات یک روز کاری، تهیه‌ فهرست کارهای انجام‌نشده و خاموش‌کردن کامپیوتر دفتر کار را در ذهن خود ایجاد کنید و پیوسته آن را مرور کنید. اگر این راه نیز به نتیجه نرسید، از شگرد نگهداری نفَس استفاده کنید. تکنیک نگهداری نفس به این صورت است که دَم کوتاهی داشته باشید و در ذهن‌تان تأیید کنید که کار تمام است. اگر قادر به انجام این کار در دفتر محل کار خود نیستید، اشکالی ندارد، چراکه می‌توانید وقتی سوار بر مترو و اتوبوس هستید و درِ آنها بسته می شود، این کار را انجام دهید و در ذهن خود تصور کنید که این صدای پایان یک روز کاری بود. یا حتی اگر سوار خودروِ خود هستید، قبل از اینکه آن را روشن کنید، چند لحظه‌ای آرام پشت فرمان بنشینید و پایان روز کاری را در ذهن خود تصور کنید.مفهوم «بسته‌شدن» موضوعی مهم برای ایجاد تعادل کار و زندگی روزمره است.

جانتان را پای کار نگذارید

حتما این حرف ها را شنیده‌اید که برخی در محل کار مدعی می‌شوند همه کارهای شرکت بر دوش آنهاست. یکی از روان‌شناسان خبره در این زمینه معتقد است برای اینکه فردی را اصطلاحا غرق در کار کنید و وظایف زیادی به او واگذار کنید، کافی است قدرت و مسئولیت زیادی به او بدهید.

ترشح آدرنالین خون را کم کنید

آیا وقتی مشغول انجام فعالیت‌های ورزشی یا کارهای هیجان‌انگیز هستید، به تأثیر ترشح آدرنالین در بدن‌تان توجه کرده‌اید؟ آدرنالین به‌واسطه‌ هیجان یا استرس زیاد در بدن تولید می‌شود. همواره باید به این نکته توجه داشته باشید که چطور می‌توانید زندگی شادتری داشته باشید. باید بدانید به‌جای اینکه همواره در عجله و استرس باشید و کارها را یکی پس از دیگری با عجله انجام دهید، می‌توانید اوقات خود را با آرامش در کنار خانواده بگذرانید. این هیجان کاذب و اغلب منفی، روی خانواده و دوستان‌تان نیز اثر می‌گذارد، چراکه ناخوداگاه باعث می‌شود تصمیم‌های اشتباهی بگیرید. گاهی هم ممکن است به پرخاشگری با اطرافیان منجر شود که بسیار ناخوشایند است.

به بازنشستگی فکر کنید

برخی افراد با کار خود ازدواج کرده‌اند و حتی اگرخویش‌فرما هم باشند، دست از کار نمی‌کشند. اما آنها باید این سؤال را از خود بپرسند که اگر کسب‌وکارشان نباشد یا با شکست روبه‌رو شود، چه خواهند کرد؟ نمی‌توان تأثیر کار و درآمد را در زندگی افراد نادیده گرفت، اما همواره باید به این نکته توجه کرد که برای همه‌ افراد، خلأها و مشکلاتی در کار به وجود می‌آید؛ در این مواقع چه باید کرد؟ اگر بازنشسته شوید، چه می‌کنید؟ شاید بهتر باشد در کارهای پاره‌وقت حضور پیدا کنید تا طعم شیرین زندگی را بیشتر احساس کنید.هر فردی علایقی دارد و کار نیز ممکن است جزو علایق بسیاری از افراد باشد، اما اینجا از علاقه به جمع‌آوری تمبر یا علاقه به شکلات یا فست‌فود صحبت نمی‌کنیم، چراکه همه این علاقه‌ها گذرا هستند. با روش‌هایی مثل ورزش استرس خود را تا حد امکان پایین آورند.

بگذارید منتظر باشند

یکی از راه‌هایی که می‌توانید به خود وقت بیشتری بدهید، این است که بلافاصله جواب ایمیل‌ها یا پیام‌های همکاران خود را ندهید و بعد از ۲۴ تا ۴۸ ساعت به آنها جواب دهید. به‌طورکلی تا زمانی که دیر جواب‌دادن باعث تخریب وجهه کاری و شخصیتی شما نزد دیگران نمی‌شود، این کار را به‌تعویق بیندازید. بعد از مدتی متوجه می‌شوید که همین تمرین کوچک چقدر برای دیگران آزاردهنده است. درعین‌حال در پاسخ‌دادن به پیام کوتاه اطرافیان درنگ نکنید و تاحدممکن در اسرع وقت پاسخ دهید، اما از نه‌گفتن به آنها نیز نهراسید. باید این موضوع را برای دیگران مشخص کنید، در خارج ساعت کاری برای امور کاری در دسترس نیستید.

قوانین خود را وضع کنید

شما باید به قانون خاص خود برای برقراری تعادل در کار و زندگی خود برسید که البته در برخی موارد برای این کار به کمک دیگران نیز نیاز دارید. در وضع این قوانین از استفاده از بایدهای بی‌جهت بپرهیزید، چراکه بایدها درواقع نشئت‌گرفته از ذهنیت اطرافیان درباره‌ شماست. شما باید برپایه آسایش خود، قوانین خاص خود را وضع کنید.




طبقه بندی: اخلاق،
[ چهارشنبه 8 شهریور 1396 ] [ 06:51 ب.ظ ] [ سید وحید حسینی ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

از میان مقولاتی مانند فرهنگ، امنیت، اقتصاد و سیاست، کدامیک اولویت دارد؟ برای جامعه ای که قرار است با نظام حکومتی دینی اداره شود بسیار مهم است. این پاسخ است که می تواند نقشه راه را برای هر حکومتی ترسیم کند و البته برای یک نظام اسلامی نقش و اهمیت بیشتری دارد.
بدون آنکه با بررسی تعاریف گوناگون فرهنگ وقت گذرانی کنیم، مستقیماً به سراغ نقش فرهنگ در زندگی فردی و اجتماعی می رویم. در این وادی، مجموعه بینش ها و کنش ها را می توان فرهنگ نامید، مجموعه ای که بستری می شود برای رشد آگاهی عمومی و التزام عملی آحاد مردم به مقررات اجتماعی.

با این تعریف، راحت می توان گفت فرهنگ برای جامعه همانند خونی است که در رگ های بدن جریان دارد. همانگونه که خون، اندام ها را به تحرک وامی دارد و چگونگی خون در چگونگی کارکرد بدن نقش مستقیم دارد، فرهنگ نیز اندام های جامعه را به تحرک وامیدارد و ضعف و قوت آن در ضعف و قوت اقتصاد، امنیت، سیاست و اخلاق جامعه اثرگذار است. بدین ترتیب، پاسخ سؤال مورد نظر اینست که فرهنگ باید در اولویت باشد.

هدف از آوردن این مقدمه، یادآوری این واقعیت تلخ است که جامعه اسلامی و انقلابی ما علیرغم اینکه از یک نظام حکومتی دینی برخوردار است، متأسفانه هیچگاه برای فرهنگ اولویت قائل نشده و مقوله فرهنگ همواره مورد غفلت بوده است. از صبح پیروزی انقلاب اسلامی، تعابیری مانند "انقلاب ارزش ها" و "انقلاب فرهنگی" از زبان امام و سایر بزرگان در توصیف انقلاب اسلامی شنیده ایم، اما هرگز در عمل برای مقوله "فرهنگ" اولویت قائل نشده ایم. اگر فرهنگ در اولویت قرار گیرد، اقتصادی سالم، امنیتی پایدار و سیاستی مبتنی بر اصول خواهیم داشت. زیرا فرهنگ برای سایر مقولات بسترسازی می کند و راه را برای جریان یافتن سالم آنها هموار می نماید.

شاید در قالب دیگری بتوان یک جامعه با فرهنگ را جامعه ای مقرراتی، قانون گرا و اخلاق مدار معرفی کرد. به عبارت روشن تر، اگر مردم یک جامعه با فرهنگ باشند، در برخوردهای اقتصادی بر مبنای قانون و اخلاق عمل می کنند و مفاسد اخلاقی از آن جامعه رخت برمی بندد، در بخش های امنیت و سیاست نیز همه چیز برمبنای صداقت به پیش خواهد رفت و همواره اخلاق، محور رفتارها خواهد بود. قضاوت نیز از فرهنگ تأثیر می گیرد و در یک جامعه با فرهنگ علاوه بر اینکه قضات، وظیفه قانونی خود را به درستی انجام می دهند، اصولاً خصومت ها کاهش می یابد و حتی خود مردم بدون نیاز به دستگاه قضائی به رفع خصومت اقدام می کنند.

بعد از پیروزی انقلاب اسلامی، متأسفانه هیچگاه فرهنگ در اولویت نبوده و دولت ها به سایر مقولات بیشتر توجه کردند. بعضی دولت ها به دلیل درگیر بودن با جنگ و بازسازی، فرصت و امکان توجه جدی به فرهنگ را نداشتند و بعضی دیگر به ویژه در سال های اخیر، بداخلاقی را جایگزین اخلاق و فرهنگ کردند و به همین جهت، بی قانونی، مفاسد اقتصادی و تفرقه و بی اعتمادی نسبت به همدیگر در جامعه افزایش یافته است. آنچه از اینها نگران کننده تر است، سوءاستفاده معاندان از فضای پدید آمده است که در قالب های مختلف بی بندوباری، پشت پا زدن به احکام دینی و زیر پا گذاشتن قوانین و مقررات جلوه گر می شود.

در بررسی عوامل پدید آمدن این وضعیت، علاوه بر اولویت قائل نشدن برای فرهنگ، ضعف سکان داران فرهنگ کشور را نیز باید عامل مهمی دانست. سوگمندانه باید اعتراف نمائیم که متولیان بخش های فرهنگی کشور عموماً از ضعیف ترین ها انتخاب شده اند. شاید دخالت داشتن گرایش های سیاسی و فقدان نگاه اولویت بخشی به فرهنگ از عوامل اصلی گماردن ضعفا بر عرصه فرهنگ باشد. فرهنگ اگر قرار باشد در اولویت قرار بگیرد، باید حداقل دو اقدام جدی صورت بگیرد؛ یکی تخصیص بودجه کافی و دیگری، که مهم تر است، گماردن متولیان قوی.

ضعف متولیان فرهنگ موجب می شود به امتیازخواهان باج و امتیاز بدهند و این اقدام را برای خود یک وجه مثبت به حساب آورند. در بخش هنر نیز متولیان ضعیف، بدون برنامه پیش می روند و هرگز به نقطه مطلوب نمی رسند. در بخش کتاب، یک روز ممیزی را لازم و ضروری می دانند، یک روز آن را رد می کنند و روز دیگر دچار بلاتکلیفی می شوند. جلب همکاران قوی چیزی است که هرگز نمی توان از متولیان ضعیف فرهنگ انتظار داشت. افراد ضعیف، در مقابل کسانی یا مجموعه هائی که می خواهند عوامل خود را به آنها تحمیل کنند منفعل می شوند و قدرت و جسارت "نه" گفتن به آنها را ندارند. اینها بخشی از عوارضی هستند که از ضعف مدیریت های فرهنگی ناشی می شوند و به فرهنگ کشور ضربه می زنند.

تعدد دستگاه هائی که خود را متولی فرهنگ می دانند نیز از مشکلات بخش فرهنگی و از عوامل رکود و گاهی عقبگرد فرهنگی است. فرهنگ در کشور ما فرماندهی واحدی ندارد و همین امر موجب دوباره کاری ها، خنثی کردن کار همدیگر و صرف بودجه های کلان بدون دستاورد قابل توجه می شود. این ضعف، بارها به مسئولان نظام یادآوری شده ولی نه تنها برطرف نگردیده بلکه همچنان شاهد افزوده شدن بر تعداد متولیان فرهنگی هستیم.

رسانه ملی، که رساترین صدا برای اشاعه فرهنگ می تواند باشد، در مواردی نقش خنثی کننده دستاوردهای فرهنگی را ایفا می کند. برخورد متولیان فرهنگی کشور با مطبوعات و سایر رسانه های نوشتاری، چه از نظر مادی و چه از نظر حمایت های معنوی نه تنها ضعیف بلکه بازدارنده است. تبعیض در پرداخت یارانه های قانونی و برخوردهای سیاسی و سلیقه ای با رسانه های مکتوب، زمینه ای برای رشد این رسانه ها باقی نگذاشته است. کوتاهی در انجام وظیفه قانونی که برخورد متولیان فرهنگی با مطبوعات بداخلاق، اتهام پراکن و قانون شکن را مقرر می دارد، یکی دیگر از عوارض ضعف مدیران فرهنگی است که موجب وارد شدن لطمات شدیدی به فرهنگ کشور شده است.

راه حل این مشکلات و آنچه موجب تقویت فرهنگ خواهد شد، عبارتند از تجمیع مراکز متعدد فرهنگی، ایجاد وحدت رویه در برخوردهای فرهنگی، بالا رفتن حساسیت مسئولین نظام نسبت به فرهنگ، اولویت بخشیدن به مقوله فرهنگ به عنوان اصل و پایه سایر مقولات و سپردن بخش فرهنگی به افراد قوی، مستقل و شجاع. اما آیا گوش شنوائی وجود دارد که این مرثیه را بشنود و آیا اراده قاطعی وجود دارد که درصدد نجات دادن فرهنگ از مظلومیت و انزوا باشد؟

برای ارتباط با ما جهت امور قرانی با این شماره تماس حاصل فرمایید:09131266381
سید وحید حسینی
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
كل مطالب : عدد