تبلیغات
فرهنگ

فرهنگ
اگر شما فرهنگ را هدایت نکنید فرهنگ شما را هدایت می کند 
قالب وبلاگ
جستجوی مطالب وبلاگ
نظر سنجی
قرائت کدامیک از قاریان زیر را بیشتر میپسندید(امکان انتخاب بیش از یک گزینه وجود دارد)











همه ما آدم‌ها فكر می‌كنیم كه اگر یك سری از كارهایی را در گذشته انجام می‌دادیم یا برعكس، زندگی امروزمان چه تفاوتی می‌كرد اما می‌دانیم كه چنین حسرت خوردنی بی‌فایده و پوچ است. مهم و ارزشمند این است كه یاد بگیریم چگونه ادامه مسیر زندگی را به گونه ای برویم كه پشیمانی برایمان نداشته باشد. اگر چنین شرایطی برایتان رخ داده، نگران نباشید، در ادامه مسیر زندگی هر ازگاهی نگاهی بازنگرانه به زندگی مان داشته باشیم تا اطمینان یابیم كه مسیر زندگی را درست طی می‌كنیم. در بیانی امام جواد (ع) دستور العملی برای ما دارند كه با اجرای این اصول در زندگی پشیمانی در ما راه نخواهد یافت: سه چیز است كه هر كس آن را مراعات كند، پشیمان نگردد: 1 - اجتناب از عجله 2 - مشورت كردن 3 - توكل بر خدا در هنگام تصمیم‌گیری. (مسند الامام الجواد، ص 247)

عجله نكردن و صبور بودن

درباره عجله در حدیث داریم كه: «الْعجله بِالْأُمُورِ قبْل أوانِها». عجله موضوعش آن جایی است كه زمان كار نرسیده است و كار آمادگی و پختگی لازم را پیدا نكرده تا فرد آن را دنبال كند. «عجله و شتاب» در كارها مخصوصا عجله در قضاوت و داوری مایه سرافكندگی و ایجاد مشكلات در زندگی فردی و اجتماعی است.

تذكر

حواسمان باشد عجله ممكن است ممدوح باشد یا مذموم، یادمان باشد سرعت و جدیت در كارها، آرى؛ اما عجله و شتابزدگى، هرگز. عجله مذموم آن است كه، بررسى و مطالعه در جوانب كار و شناخت صورت نگیرد اما سرعت و عجله ممدوح آن است كه، بعد از تصمیم‌گیرى لازم، در اجرا درنگ نشود، و لذا در روایات مى خوانیم: «در كار خیر عجله كنید» یعنى بعد از آن كه خیر بودن كارى ثابت شد دیگر جاى مسامحه نیست.

مشورت

كسانی كه در كارهایشان از این توانمندی استفاده می‌كنند و از دیگران نظر خواهی می‌كنند چنان است كه گویا عقول دیگران را به استخدام خویش در آورده‌اند. به عبارتی مشورت یعنی گران دیگران را ارزان خریدن؛ گرانی كه با مدت‌ها صرف عمر آن را به دست آورده و ما می‌توانیم از آن بهره مند شویم. در قرآن كریم خداوند به پیامبرش می‌فرماید: (فبِما رحْمهٍ مِن‌ا... لِنْت لهُمْ و لوْ كنْت فظًّا غلیظ الْقلْبِ لانْفضُّوا مِنْ حوْلِك فاعْفُ عنْهُمْ و اسْتغْفِرْ لهُمْ و شاوِرْهُمْ فِی الْأمْرِ فإِذا عزمْت فتوكلْ علی‌ا... إِنّ‌ا... یحِبُّ الْمُتوكلین) (آل عمران، 159) «پس به [بركت] رحمت الهی، با آنان نرمخو [و پر مِهر] شدی، و اگر تندخو و سخت دل بودی قطعا از پیرامون تو پراكنده می‌شدند. پس، از آنان در گذر و برایشان آمرزش بخواه، و در كار[ها] با آنان مشورت كن، و چون تصمیم گرفتی، بر خدا توكل كن، زیرا خداوند توكل‌كنندگان را دوست می‌دارد.» امام علی (ع) درباره افرادی كه با دیگران مشورت می‌كنند و بهره ای كه در زندگی از آن می‌برند می‌فرماید: هر كس كه از آرای مختلف استقبال كند مواقع خطا و اشتباه را می‌یابد و هر كس بدون عاقبت اندیشی وارد امور شود خودش را در معرض مشكلات و حوادث قرار خواهد داد. عاقبت اندیشی قبل از عمل، تو را از پشیمانی در امان می‌دارد. (نهج‌البلاغه، قصار 164) امام علی(ع) همواره بر این باورند كه: «منْ لمْ یسْتشِرْ ینْدم» (نهج البلاغه، قصار/152) كسی كه مشورت نمی‌كند پشیمان می‌شود. در بیانی پیامبر اكرم (ص) نیز می‌فرماید: «الْمُشاورهُ حِرْزٌ مِن النّدامهِ، و أمْنٌ مِن الْملامهِ» (نهج الفصاحه، ص 781) «مشورت موجب پیشگیری از پشیمانی و ایمنی از سرزنش است». تكبر و خود را مصون از خطا دانستن از عوامل مخربی است كه باعث می‌شود انسان به دنبال مشورت و كمك خواهی فكری با دیگران نرود! لذا همواره همه اشتباهات را تجربه می‌كند و چه بسا اشتباهی را مرتكب شود كه راهی برای جبران ندارد. یكی از راه حل های ساده برای مصون ماندن از خطاها مشورت است.

بر خدا توكل داشته باشیم

توكل به معنای تنبلی كردن نیست، ... مهم این است كه دل را از دیگران ببریم و تنها و تنها به خود خدا توكل كنیم... در حقیقت معنای توكل این است كه من بنده، بندگی كنم... توكل كردن به معنای دنبال كارها نرفتن نیست... توكل یعنی شخص وظیفه‌اش را انجام دهد، بعد از انجام وظیفه، نتیجه را به خدا بسپارد. چنانچه در این زمینه امام علی(ع) می‌فرمایند: علیك بسعی و لیس به نجح. بر تو باد سعی، ولی نتیجه بر تو نیست. به امید آنكه با رعایت كردن این نكات هیچگاه با نگاه كردن به گذشته‌مان دچار پشیمانی و یأس و ناامیدی نشویم.




طبقه بندی: اخلاق،
[ چهارشنبه 24 خرداد 1396 ] [ 11:51 ق.ظ ] [ سید وحید حسینی ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

از میان مقولاتی مانند فرهنگ، امنیت، اقتصاد و سیاست، کدامیک اولویت دارد؟ برای جامعه ای که قرار است با نظام حکومتی دینی اداره شود بسیار مهم است. این پاسخ است که می تواند نقشه راه را برای هر حکومتی ترسیم کند و البته برای یک نظام اسلامی نقش و اهمیت بیشتری دارد.
بدون آنکه با بررسی تعاریف گوناگون فرهنگ وقت گذرانی کنیم، مستقیماً به سراغ نقش فرهنگ در زندگی فردی و اجتماعی می رویم. در این وادی، مجموعه بینش ها و کنش ها را می توان فرهنگ نامید، مجموعه ای که بستری می شود برای رشد آگاهی عمومی و التزام عملی آحاد مردم به مقررات اجتماعی.

با این تعریف، راحت می توان گفت فرهنگ برای جامعه همانند خونی است که در رگ های بدن جریان دارد. همانگونه که خون، اندام ها را به تحرک وامی دارد و چگونگی خون در چگونگی کارکرد بدن نقش مستقیم دارد، فرهنگ نیز اندام های جامعه را به تحرک وامیدارد و ضعف و قوت آن در ضعف و قوت اقتصاد، امنیت، سیاست و اخلاق جامعه اثرگذار است. بدین ترتیب، پاسخ سؤال مورد نظر اینست که فرهنگ باید در اولویت باشد.

هدف از آوردن این مقدمه، یادآوری این واقعیت تلخ است که جامعه اسلامی و انقلابی ما علیرغم اینکه از یک نظام حکومتی دینی برخوردار است، متأسفانه هیچگاه برای فرهنگ اولویت قائل نشده و مقوله فرهنگ همواره مورد غفلت بوده است. از صبح پیروزی انقلاب اسلامی، تعابیری مانند "انقلاب ارزش ها" و "انقلاب فرهنگی" از زبان امام و سایر بزرگان در توصیف انقلاب اسلامی شنیده ایم، اما هرگز در عمل برای مقوله "فرهنگ" اولویت قائل نشده ایم. اگر فرهنگ در اولویت قرار گیرد، اقتصادی سالم، امنیتی پایدار و سیاستی مبتنی بر اصول خواهیم داشت. زیرا فرهنگ برای سایر مقولات بسترسازی می کند و راه را برای جریان یافتن سالم آنها هموار می نماید.

شاید در قالب دیگری بتوان یک جامعه با فرهنگ را جامعه ای مقرراتی، قانون گرا و اخلاق مدار معرفی کرد. به عبارت روشن تر، اگر مردم یک جامعه با فرهنگ باشند، در برخوردهای اقتصادی بر مبنای قانون و اخلاق عمل می کنند و مفاسد اخلاقی از آن جامعه رخت برمی بندد، در بخش های امنیت و سیاست نیز همه چیز برمبنای صداقت به پیش خواهد رفت و همواره اخلاق، محور رفتارها خواهد بود. قضاوت نیز از فرهنگ تأثیر می گیرد و در یک جامعه با فرهنگ علاوه بر اینکه قضات، وظیفه قانونی خود را به درستی انجام می دهند، اصولاً خصومت ها کاهش می یابد و حتی خود مردم بدون نیاز به دستگاه قضائی به رفع خصومت اقدام می کنند.

بعد از پیروزی انقلاب اسلامی، متأسفانه هیچگاه فرهنگ در اولویت نبوده و دولت ها به سایر مقولات بیشتر توجه کردند. بعضی دولت ها به دلیل درگیر بودن با جنگ و بازسازی، فرصت و امکان توجه جدی به فرهنگ را نداشتند و بعضی دیگر به ویژه در سال های اخیر، بداخلاقی را جایگزین اخلاق و فرهنگ کردند و به همین جهت، بی قانونی، مفاسد اقتصادی و تفرقه و بی اعتمادی نسبت به همدیگر در جامعه افزایش یافته است. آنچه از اینها نگران کننده تر است، سوءاستفاده معاندان از فضای پدید آمده است که در قالب های مختلف بی بندوباری، پشت پا زدن به احکام دینی و زیر پا گذاشتن قوانین و مقررات جلوه گر می شود.

در بررسی عوامل پدید آمدن این وضعیت، علاوه بر اولویت قائل نشدن برای فرهنگ، ضعف سکان داران فرهنگ کشور را نیز باید عامل مهمی دانست. سوگمندانه باید اعتراف نمائیم که متولیان بخش های فرهنگی کشور عموماً از ضعیف ترین ها انتخاب شده اند. شاید دخالت داشتن گرایش های سیاسی و فقدان نگاه اولویت بخشی به فرهنگ از عوامل اصلی گماردن ضعفا بر عرصه فرهنگ باشد. فرهنگ اگر قرار باشد در اولویت قرار بگیرد، باید حداقل دو اقدام جدی صورت بگیرد؛ یکی تخصیص بودجه کافی و دیگری، که مهم تر است، گماردن متولیان قوی.

ضعف متولیان فرهنگ موجب می شود به امتیازخواهان باج و امتیاز بدهند و این اقدام را برای خود یک وجه مثبت به حساب آورند. در بخش هنر نیز متولیان ضعیف، بدون برنامه پیش می روند و هرگز به نقطه مطلوب نمی رسند. در بخش کتاب، یک روز ممیزی را لازم و ضروری می دانند، یک روز آن را رد می کنند و روز دیگر دچار بلاتکلیفی می شوند. جلب همکاران قوی چیزی است که هرگز نمی توان از متولیان ضعیف فرهنگ انتظار داشت. افراد ضعیف، در مقابل کسانی یا مجموعه هائی که می خواهند عوامل خود را به آنها تحمیل کنند منفعل می شوند و قدرت و جسارت "نه" گفتن به آنها را ندارند. اینها بخشی از عوارضی هستند که از ضعف مدیریت های فرهنگی ناشی می شوند و به فرهنگ کشور ضربه می زنند.

تعدد دستگاه هائی که خود را متولی فرهنگ می دانند نیز از مشکلات بخش فرهنگی و از عوامل رکود و گاهی عقبگرد فرهنگی است. فرهنگ در کشور ما فرماندهی واحدی ندارد و همین امر موجب دوباره کاری ها، خنثی کردن کار همدیگر و صرف بودجه های کلان بدون دستاورد قابل توجه می شود. این ضعف، بارها به مسئولان نظام یادآوری شده ولی نه تنها برطرف نگردیده بلکه همچنان شاهد افزوده شدن بر تعداد متولیان فرهنگی هستیم.

رسانه ملی، که رساترین صدا برای اشاعه فرهنگ می تواند باشد، در مواردی نقش خنثی کننده دستاوردهای فرهنگی را ایفا می کند. برخورد متولیان فرهنگی کشور با مطبوعات و سایر رسانه های نوشتاری، چه از نظر مادی و چه از نظر حمایت های معنوی نه تنها ضعیف بلکه بازدارنده است. تبعیض در پرداخت یارانه های قانونی و برخوردهای سیاسی و سلیقه ای با رسانه های مکتوب، زمینه ای برای رشد این رسانه ها باقی نگذاشته است. کوتاهی در انجام وظیفه قانونی که برخورد متولیان فرهنگی با مطبوعات بداخلاق، اتهام پراکن و قانون شکن را مقرر می دارد، یکی دیگر از عوارض ضعف مدیران فرهنگی است که موجب وارد شدن لطمات شدیدی به فرهنگ کشور شده است.

راه حل این مشکلات و آنچه موجب تقویت فرهنگ خواهد شد، عبارتند از تجمیع مراکز متعدد فرهنگی، ایجاد وحدت رویه در برخوردهای فرهنگی، بالا رفتن حساسیت مسئولین نظام نسبت به فرهنگ، اولویت بخشیدن به مقوله فرهنگ به عنوان اصل و پایه سایر مقولات و سپردن بخش فرهنگی به افراد قوی، مستقل و شجاع. اما آیا گوش شنوائی وجود دارد که این مرثیه را بشنود و آیا اراده قاطعی وجود دارد که درصدد نجات دادن فرهنگ از مظلومیت و انزوا باشد؟

برای ارتباط با ما جهت امور قرانی با این شماره تماس حاصل فرمایید:09131266381
سید وحید حسینی
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
كل مطالب : عدد