تبلیغات
فرهنگ

فرهنگ
اگر شما فرهنگ را هدایت نکنید فرهنگ شما را هدایت می کند 
قالب وبلاگ
جستجوی مطالب وبلاگ
نظر سنجی
قرائت کدامیک از قاریان زیر را بیشتر میپسندید(امکان انتخاب بیش از یک گزینه وجود دارد)











یک اتفاق خیلی خیلی بد افتاده و فقط هم تقصیر شماست. حالا باید تاوان کارتان را بپردازید. ممکن است یک مشتری پروپاقرص شرکت را از دست داده باشید. شاید به کسی که واقعا به شما نیاز داشته قول داده‌اید که کمکش می‌کنید ولی زیر قولتان زده‌اید. شاید هم یک قسمت خیلی مهم از پروژه‌تان را فراموش کرده‌اید. هرچه بوده، یک نفر به شما اعتماد کرده که کاری را انجام دهید و ناامیدش کرده‌اید.

اشتباهی پیش آمده

بیشتر مردم سعی می‌کنند از اشتباهات‌شان شانه خالی کنند. یعنی سعی می‌کنند حواس دیگران را از خودشان پرت کنند، موضوع را بی‌اهمیت جلوه دهند یا حتی اصلا انکار کنند که مشکلی پیش آمده. همیشه برای اینکه زیر بار تقصیر نروند می‌گویند «اشتباهی پیش آمده». ولی معلوم نیست چه کسی این اشتباه را مرتکب شده، فقط مهم این است که کار من نبوده. خیلی نگران چیزی نباشید، همه اشتباه می‌کنند، اصلا کدام اشتباه؟

من اشتباه کردم

اگر موفق شوید حواس همه را پرت کنید تا کسی متوجه اشتباه نشود، باعث شده‌اید هیچکس به فکر جبران آن نباشد و بعدها آسیب جدی‌تری به کار شما وارد کند.اما اگر به اشتباهتان اقرار کنید، یک قدم به رویارویی با آن نزدیک می‌شوید که می‌تواند به معنی عوض کردن اوضاع و تبدیل شکست به یک پیروزی باشد. حداقل نشان داده‌اید که شهامت دارید عواقب فاجعه را بپذیرید. یادتان باشد اینکه ما را به چشم آدمی ترسو ببینند که نمی‌تواند اشتباهاتش را به عهده بگیرد یا انتقادات را بپذیرد، از همه چیز بدتر است.می‌توانید اول با چیزهای کوچک تمرین کنید. مثلا به جای گفتن «بشقاب شکست» بگویید «بشقاب را شکستم». برای اینکه راحت‌تر اشتباهاتتان را بپذیرید و با آنها مواجه شوید، این چند نکته به دردتان می‌خورد: اول از همه با خودتان صادق باشید. اگر نتوانید به خودتان بگویید که اشتباه کرده‌اید، هرچقدر هم عذرخواهی کنید چندان صادقانه نیست. وقتی که با خودتان کنار بیایید، توضیح دادن برای بقیه هم آسان‌تر می‌شود. به خودتان بگویید که همه اشتباه می‌کنند و اصلا اشکالی ندارد.همه چیز را از دیدگاه شخص مقابل‌تان ببینید. اگر قولی داده‌اید و زیر قول‌تان زدید، خودتان را جای آن شخص بگذارید و ببینید چه حسی خواهید داشت؟ چطور با این موضوع برخورد می‌کنید؟ و با چه کارهایی می‌تواند رضایت شما را به دست بیاورد؟ دلسوز باشید. بدانید که ممکن است اشتباهات شما روی افراد دیگر هم تاثیر بگذارد و سعی کنید درک کنید که باعث ایجاد چه رنج‌ها یا مشکلاتی برای دیگران می‌شود. اگر کمی دلسوزی داشته باشید، احساس می‌کنید که حتما باید جبران کنید. مسئولیت کارتان را قبول کنید. شانه خالی نکنید و دنبال اشخاصی نباشید که تقصیر را گردنشان بیندازید. حتی اگر به این خاطر شکست خورده‌اید که یک نفر دیگر بدقولی کرده، در نهایت شما مسئول پروژه تحت اختیارتان هستید. عواقب کارتان را بپذیرید. سخت است، اما تقصیر را به گردن بگیرید و تاوانش را بپردازید. آماده باشید هر اتفاقی که در نتیجه اشتباهتان می‌افتد را بپذیرید. برنامه داشته باشید. مسئولیت‌پذیری به این معنی است که آماده باشید تا جبران کنید، یعنی باید برنامه داشته باشید. باید دقیقا بدانید کجا اشتباه کرده‌اید، چطوری می‌توانید جبران کنید و چطوری می‌توانید اجازه ندهید در آینده دوباره اتفاق بیفتد. با جزئیات برای دیگران توضیح بدهید که چه برنامه‌ای دارید و چطور می‌خواهید آب رفته را به جوی بازگردانید.صادق باشید. وانمود نکنید که احساس همدردی می‌کنید یا طوری فیلم بازی نکنید که انگار واقعا برایتان خیلی مهم است. صداقت اولین قدم برای به دست آوردن اعتماد از دست رفته است.عذرخواهی کنید. جدی! خیلی از افراد برای جبران یا مخفی کردن اشتباهشان زحمت زیادی می‌کشند، در حالی که یک عذرخواهی ساده کافی است و از خیلی سوءتفاهمات جلوگیری می‌کند.اگر مدیر جایی هستید، فرهنگی ایجاد کنید که کارمندان به راحتی به اشتباهاتشان اقرار کنند، چون کارمندان همیشه برای پیدا کردن رفتارها و آداب معاشرت‌های قابل قبول به کارفرمایشان نگاه می‌کنند. یکی از بهترین چیزهایی که مدیران می‌توانند به کارمندان یاد بدهند این است که بدانند امکان اشتباه وجود دارد، به خطاهایشان اعتراف کنند، به بازخوردهای سختگیرانه گوش دهند و سعی کنند در چالش‌های بعدی اشتباهاتشان را اصلاح کنند. یادتان باشد برای ایجاد چنین فرهنگی، باید خودتان پیش‌قدم باشید و آنها را اجرا کنید و کارمندانی که به شما می‌پیوندند را تشویق کنید.البته این نکات مانع اتفاقات بد نمی‌شوند. هنوز هم ممکن است شغل را از دست بدهید. اما با رعایت مواردی که در بالا مطرح شد، این اتفاق همراه با سربلندی خواهند بود. می‌توانید بعد از آن ماجرا باز هم سرتان را بالا بگیرید و به راهتان ادامه بدهید. در واقع با بر عهده گرفتن مسئولیت اشتباهاتتان، در مسیر «شکست موفقیت‌آمیز» قرار گرفته‌اید. یعنی یاد می‌گیرید که چه چیزهایی را باید از هر اشتباه یاد بگیرید و با وقار و سربلندی به راهتان ادامه بدهید.




طبقه بندی: اخلاق،
[ یکشنبه 10 بهمن 1395 ] [ 10:58 ق.ظ ] [ سید وحید حسینی ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

از میان مقولاتی مانند فرهنگ، امنیت، اقتصاد و سیاست، کدامیک اولویت دارد؟ برای جامعه ای که قرار است با نظام حکومتی دینی اداره شود بسیار مهم است. این پاسخ است که می تواند نقشه راه را برای هر حکومتی ترسیم کند و البته برای یک نظام اسلامی نقش و اهمیت بیشتری دارد.
بدون آنکه با بررسی تعاریف گوناگون فرهنگ وقت گذرانی کنیم، مستقیماً به سراغ نقش فرهنگ در زندگی فردی و اجتماعی می رویم. در این وادی، مجموعه بینش ها و کنش ها را می توان فرهنگ نامید، مجموعه ای که بستری می شود برای رشد آگاهی عمومی و التزام عملی آحاد مردم به مقررات اجتماعی.

با این تعریف، راحت می توان گفت فرهنگ برای جامعه همانند خونی است که در رگ های بدن جریان دارد. همانگونه که خون، اندام ها را به تحرک وامی دارد و چگونگی خون در چگونگی کارکرد بدن نقش مستقیم دارد، فرهنگ نیز اندام های جامعه را به تحرک وامیدارد و ضعف و قوت آن در ضعف و قوت اقتصاد، امنیت، سیاست و اخلاق جامعه اثرگذار است. بدین ترتیب، پاسخ سؤال مورد نظر اینست که فرهنگ باید در اولویت باشد.

هدف از آوردن این مقدمه، یادآوری این واقعیت تلخ است که جامعه اسلامی و انقلابی ما علیرغم اینکه از یک نظام حکومتی دینی برخوردار است، متأسفانه هیچگاه برای فرهنگ اولویت قائل نشده و مقوله فرهنگ همواره مورد غفلت بوده است. از صبح پیروزی انقلاب اسلامی، تعابیری مانند "انقلاب ارزش ها" و "انقلاب فرهنگی" از زبان امام و سایر بزرگان در توصیف انقلاب اسلامی شنیده ایم، اما هرگز در عمل برای مقوله "فرهنگ" اولویت قائل نشده ایم. اگر فرهنگ در اولویت قرار گیرد، اقتصادی سالم، امنیتی پایدار و سیاستی مبتنی بر اصول خواهیم داشت. زیرا فرهنگ برای سایر مقولات بسترسازی می کند و راه را برای جریان یافتن سالم آنها هموار می نماید.

شاید در قالب دیگری بتوان یک جامعه با فرهنگ را جامعه ای مقرراتی، قانون گرا و اخلاق مدار معرفی کرد. به عبارت روشن تر، اگر مردم یک جامعه با فرهنگ باشند، در برخوردهای اقتصادی بر مبنای قانون و اخلاق عمل می کنند و مفاسد اخلاقی از آن جامعه رخت برمی بندد، در بخش های امنیت و سیاست نیز همه چیز برمبنای صداقت به پیش خواهد رفت و همواره اخلاق، محور رفتارها خواهد بود. قضاوت نیز از فرهنگ تأثیر می گیرد و در یک جامعه با فرهنگ علاوه بر اینکه قضات، وظیفه قانونی خود را به درستی انجام می دهند، اصولاً خصومت ها کاهش می یابد و حتی خود مردم بدون نیاز به دستگاه قضائی به رفع خصومت اقدام می کنند.

بعد از پیروزی انقلاب اسلامی، متأسفانه هیچگاه فرهنگ در اولویت نبوده و دولت ها به سایر مقولات بیشتر توجه کردند. بعضی دولت ها به دلیل درگیر بودن با جنگ و بازسازی، فرصت و امکان توجه جدی به فرهنگ را نداشتند و بعضی دیگر به ویژه در سال های اخیر، بداخلاقی را جایگزین اخلاق و فرهنگ کردند و به همین جهت، بی قانونی، مفاسد اقتصادی و تفرقه و بی اعتمادی نسبت به همدیگر در جامعه افزایش یافته است. آنچه از اینها نگران کننده تر است، سوءاستفاده معاندان از فضای پدید آمده است که در قالب های مختلف بی بندوباری، پشت پا زدن به احکام دینی و زیر پا گذاشتن قوانین و مقررات جلوه گر می شود.

در بررسی عوامل پدید آمدن این وضعیت، علاوه بر اولویت قائل نشدن برای فرهنگ، ضعف سکان داران فرهنگ کشور را نیز باید عامل مهمی دانست. سوگمندانه باید اعتراف نمائیم که متولیان بخش های فرهنگی کشور عموماً از ضعیف ترین ها انتخاب شده اند. شاید دخالت داشتن گرایش های سیاسی و فقدان نگاه اولویت بخشی به فرهنگ از عوامل اصلی گماردن ضعفا بر عرصه فرهنگ باشد. فرهنگ اگر قرار باشد در اولویت قرار بگیرد، باید حداقل دو اقدام جدی صورت بگیرد؛ یکی تخصیص بودجه کافی و دیگری، که مهم تر است، گماردن متولیان قوی.

ضعف متولیان فرهنگ موجب می شود به امتیازخواهان باج و امتیاز بدهند و این اقدام را برای خود یک وجه مثبت به حساب آورند. در بخش هنر نیز متولیان ضعیف، بدون برنامه پیش می روند و هرگز به نقطه مطلوب نمی رسند. در بخش کتاب، یک روز ممیزی را لازم و ضروری می دانند، یک روز آن را رد می کنند و روز دیگر دچار بلاتکلیفی می شوند. جلب همکاران قوی چیزی است که هرگز نمی توان از متولیان ضعیف فرهنگ انتظار داشت. افراد ضعیف، در مقابل کسانی یا مجموعه هائی که می خواهند عوامل خود را به آنها تحمیل کنند منفعل می شوند و قدرت و جسارت "نه" گفتن به آنها را ندارند. اینها بخشی از عوارضی هستند که از ضعف مدیریت های فرهنگی ناشی می شوند و به فرهنگ کشور ضربه می زنند.

تعدد دستگاه هائی که خود را متولی فرهنگ می دانند نیز از مشکلات بخش فرهنگی و از عوامل رکود و گاهی عقبگرد فرهنگی است. فرهنگ در کشور ما فرماندهی واحدی ندارد و همین امر موجب دوباره کاری ها، خنثی کردن کار همدیگر و صرف بودجه های کلان بدون دستاورد قابل توجه می شود. این ضعف، بارها به مسئولان نظام یادآوری شده ولی نه تنها برطرف نگردیده بلکه همچنان شاهد افزوده شدن بر تعداد متولیان فرهنگی هستیم.

رسانه ملی، که رساترین صدا برای اشاعه فرهنگ می تواند باشد، در مواردی نقش خنثی کننده دستاوردهای فرهنگی را ایفا می کند. برخورد متولیان فرهنگی کشور با مطبوعات و سایر رسانه های نوشتاری، چه از نظر مادی و چه از نظر حمایت های معنوی نه تنها ضعیف بلکه بازدارنده است. تبعیض در پرداخت یارانه های قانونی و برخوردهای سیاسی و سلیقه ای با رسانه های مکتوب، زمینه ای برای رشد این رسانه ها باقی نگذاشته است. کوتاهی در انجام وظیفه قانونی که برخورد متولیان فرهنگی با مطبوعات بداخلاق، اتهام پراکن و قانون شکن را مقرر می دارد، یکی دیگر از عوارض ضعف مدیران فرهنگی است که موجب وارد شدن لطمات شدیدی به فرهنگ کشور شده است.

راه حل این مشکلات و آنچه موجب تقویت فرهنگ خواهد شد، عبارتند از تجمیع مراکز متعدد فرهنگی، ایجاد وحدت رویه در برخوردهای فرهنگی، بالا رفتن حساسیت مسئولین نظام نسبت به فرهنگ، اولویت بخشیدن به مقوله فرهنگ به عنوان اصل و پایه سایر مقولات و سپردن بخش فرهنگی به افراد قوی، مستقل و شجاع. اما آیا گوش شنوائی وجود دارد که این مرثیه را بشنود و آیا اراده قاطعی وجود دارد که درصدد نجات دادن فرهنگ از مظلومیت و انزوا باشد؟

برای ارتباط با ما جهت امور قرانی با این شماره تماس حاصل فرمایید:09131266381
سید وحید حسینی
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
كل مطالب : عدد